خنده ام بادیگری،درمان دردم مادرست
مایه ی دلگرمیَم،وقتی که سردم مادرست
آنکه درهرسجده اش حتمادعایم میکند؛
باتمام آن خطاهایی که کردم مادرست
اوکه میبخشایدومن رانمیراندزِخود؛
آن زمانی که خداهم کرده طردم مادرست
دائمادلشوره ی فردای من راداردو
میشوددلواپسم هرجاوهردم،مادرست
اوکه بی این واژه هاهم خوب میفهمدفقط
حال واحوال مراازروی زردم،مادرست
این غزل هم مانده عاجز،نه نشدوصفش کنم
اوتمام هستیم،درمان دردم مادرست
#روز_زن_و_روز_مادر_مبارک