eitaa logo
کانال ܢܚ݅ܫܝ‌ ܫܠࡐ‌ܨ
1هزار دنبال‌کننده
16هزار عکس
4هزار ویدیو
43 فایل
ادمین @GAFKTH 💐شکر خدا که نام "علی" علیه السلام بر زبان ماست 💝ما شیعه ایم و عشق "علی" علیه السلام هم از آن ماست 💐از "یا علی" علیه السلام زبان و دهان خسته کی شود؟ 💝اصلا زبان برای همین در دهان ماست.
مشاهده در ایتا
دانلود
رنجی‌ست فِراقت که کمش بسیارست عیشی‌ست وِصال تو که بسیار کَم‌ست
گفتم چگونه از همه برتر بخوانمت آمد ندا حبیبۀ داور بخوانمت دیدم رسول اُمّ أبیهات خوانده است گفتم کم است دخت پیمبر بخوانمت دیدم تویی هر آینه، آیینۀ علی گفتم عجب به جاست که حیدر بخوانمت دیدم قیامت است درِ خانۀ شما گفتم رواست بانوی محشر بخوانمت گفتم مفصل است سخن، مُجملش کنم جبریل گفت سورۀ کوثر بخوانمت ای مادر حسین و حسن! مام زینبین! من هم اجازه هست که مادر بخوانمت؟ 💐💐💐💐💐
هدایت شده از کانال خوشبختی 🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
☘☘☘☘☘ 🍃بسم الله الرحمن الرحیم🍃 🌸 الهی به امید تو 🌸 پروردگارا! جهانیان به شوق تو در این پگاه زیبا ،چشم می گشایند و سبحان الله می گویند. با توکل به اسم اعظمت﷽ روزمان را آغاز می‌کنیم خدایا!! امروز چشم و زبان ما را به خیر و نیکی بگشا " آمیـن " سلام صبح زیباتون پر خیر و برکت 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 ┏━━━🍃━━━┓ ⠀ @asshgjj ┗━━━🍃━━━┛
یک حال خوشی داده مقدّر بسرایم قسمت شده از حضرت مادربسرایم درمانده ام و لایق وصفش که نباشم یـارب مددی کن که نکـوتر بسـرایـم گلواژه عطا کن به من ای صاحب واژه می خواهم از آن سورهء کوثر بسرایم لطفـی بنمــا بـــر دل زنگـــار گرفتـه صیقـل بـده از مــاه منــوّر بســرایم آلوده ام از بـوی گنــاهـان و تغـافـل عطرم بـزن از یـاس معطّـر بسـرایـم بـی اذن تـو ممـکن نبُوَد مدحِ مَلیکه اذنـی بده از زیور و گـوهر بســرایم دُردانهء هستی متولّد شد و اکنون بـا نـام ستـایش گـر اکبـر بســـرایم ریحانهء احمد به جهان آمده امشب از مشک و عبیر و گل و عنبر بسرایم آن طایر قدسی به زمین آمده پا نهاده در کنـج حـرم مثـل کبـوتـر بسـرایـم این عالم هستی به وجودش شده موجود ازجنّت و عرش و خودِ محشر بسرایم از آبیِ دریا و از این چرخش افلاک از مهر و سپهر و مَه و اختر بسرایم همتای علی جز به علی وصف نگردد از ذکـر علـی بـر در خیبـر بسـرایـم خوشتر چه بود در همهء عمر از اینکه قسمـت شـد و از دلبـر حیدر بسرایم این حال نکـو داده به دل تا بتـوانم عیـدانـهء محبـوبـهء داور بســـرایم از جان نبی و سبب لطـف خداوند از امّ ابیهـا و بـه دفتـــر بســـرایـم از شمع و گل و روضهء رضوان و از عشقِ پـروانـه ء آن خـانـهء اخضـر بسرایم از اِنسِیــه ء حُــوریـه از اُمِّ ائـِمِّــــه از جـدّهء مظلـومـهء اصغـر بسـرایم به به چه خوشست امشب و ایزد نظری کرد تا اینکه من از مادر رهبر بسرایم من مست می عشقم و رقص آمده طبعم از ساقی حوض و می و ساغر بسرایم -بهمنی
رسول الله می نازد که دارد دختری چون او 😍 کتاب الله می نازد که باشد کوثرش زهرا ...💖
‍ اگــــر مادر نباشـــد زنــــــدگی نيست به خـــورشيـــد فلك تابنــــدگی نيست خدا عشق است و مادر كعبه‌ عشق به آنان بنـــــدگی،شرمندگی نیست ❤️ روز مبارکــــــــَ ❤️
✳️ همین دلی که پر است از شکایت و گله دارد برای از تو شنیدن، هنوز حوصله دارد دو چشم با همهٔ شهر بی‌تفاوت مستت هزار شکر که با من سر مجادله دارد تو نومسافری، از عشق و از فراز و فرودش مگو به آن که در این راه، پای آبله دارد مگو برای من از سختی صبوری و دوری چه اعتنا دل دیوانه‌ام به فاصله دارد؟ هزار بار برنجانی‌ام، چه جای شکایت؟ چراکه عشق از امید و شوق شاکله دارد
💠 یا اباصالح المهدی ادرکنا این جمعه هم گذشت و نیامد نگار ما بیرون نشد ز پردۀ غیبت سوار ما ای غایب از نظر ز فراق تو سوختیم دل شد اسیر داغ و خزان شد بهار ما این درد جز به وصل تو درمان نمی‌شود رحمی کن ای طبیب بر این حال زار ما «خورشید من برآی که وقت دمیدن است» آخر سیاه شد ز غمت روزگار ما... ، بهمن ۱۳۹۴
‍ چشمانِ تو... بے نظیرترین غزلِ عاشقانه ام مادر بخند... ڪه لبخندِ تو شَوَد؛ تصویرِ جاودانه ے قابِ زمانه ام بر من بتاب چو "خورشیدِ مهربان" من، بے تو گرچه "ماه" ولی... بے نشانه ام! مادر ! دریغ نڪن شانه ات ڪه باز... اَبریست آسمانم و محتاجِ شانه ام دلگیرم از زمانه و چون اَبرِ نو بهار؛ مشتاقِ گریه هاے بے بهانه ام لالایے اَت هنوز نرفته زِ یادَم و... من تا اَبد عاشقِ این ترانه ام! گاهی بیا به سرزمینِ خوابهاے من با من بخوان ترانه ے ڪودڪانه ام شاید ڪه بشڪند؛ این بغضِ لعنتی اندوه، پر ڪِشد؛ از بامِ خانه ام!   
39.mp3
5.35M
غزل شمارهٔ ۳۹ حافظ باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است شمشاد خانه(سایه) پرور من از که کمتر است ای نازنین (صنم ) تو چه مذهب گرفته‌ای کت خون ما حلالتر از شیر مادر است چون نقش غم ز دور ببینی شراب خواه تشخیص کرده‌ایم و مداوا مقرر است از آستان پیر مغان سر چرا کشیم دولت در این سرا و گشایش در این در است یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب کز هر زبان(هرکسی) که می‌شنوم نامکرر است دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت امروز تا چه گوید و بازش چه در سر است شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است فرق است از آب خضر که ظلمات جای اوست تا آب ما که منبعش الله اکبر است ما آبروی فقر و قناعت نمی‌بریم با پادشه بگوی که روزی مقدر است (در کوی(راه) ما شکسته دلی می خرند وبس بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است) (ما باده می خوریم و حریفان غم جهان روزی به قدر همت هر کس مقدر است ) حافظ چه طرفه شاخ نباتیست کلک تو کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکر است
خنده ام بادیگری،درمان دردم مادرست مایه ی دلگرمیَم،وقتی که سردم مادرست آنکه درهرسجده اش حتمادعایم میکند؛ باتمام آن خطاهایی که کردم مادرست اوکه میبخشایدومن رانمیراندزِخود؛ آن زمانی که خداهم کرده طردم مادرست دائمادلشوره ی فردای من راداردو میشوددلواپسم هرجاوهردم،مادرست اوکه بی این واژه هاهم خوب میفهمدفقط حال واحوال مراازروی زردم،مادرست این غزل هم مانده عاجز،نه نشدوصفش کنم اوتمام هستیم،درمان دردم مادرست