eitaa logo
رمّـآنِ شـِـیطون مـن👻🌱
76 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
-‌نازِ چشمانِ تو را قاب کنم در دلِ شب، تا که مهتاب ننازد به جمالش هر شب:))💙 +صورتت را به چه تشبیه کنم در شعرم؟! ‌ماه بیجا بکند مثل ِ تو زیبا بشود‌🫂🫀 رُمانِ‌زیبآیِ: ‌‌‌‌⌝°شـِـیطونِ مـن🧚🏼‍♀️°⌞
مشاهده در ایتا
دانلود
از اینجا به بعد میشه پارت ایه جدید که گفتم ۱۰۰بشیم میذارم🤌🏻
𝙎𝙝𝙚𝙮𝙩𝙤𝙤 𝙢𝙖𝙣👻🤍 🩷✨🩷✨🩷 ✨🩷✨🩷 🩷✨🩷 ✨🩷 🩷 تو یه آ*غ*و*ش گرم و د*ا*غی فرو رفتم.. با تمام وجودم ع*ط*ر تلخ و سرد هیرادو استشمام( بو) کردم.. عجیب ب*غ*لش بهم حس امنیت و ارامش میداد :) ایکاش اون لحظه تا ابد طول میکشید.. ولی افسوس که بخاطر خجالت مجبور شدم از ب*غ*ل*ش بیام بیرون... با گونه هایی که حتم به یقین شبیه گوجه شده بودن سرمو انداختم پایین که هیراد لپ هامو نبینه و دوباره سوژه خنده اش نشم... هیراد با صدایه لرزونی گفت:ب.... ببخشید نباید تنهات میذاشتم. میشه ببخشیم؟؟؟ منم از اونجایی که خیلییییییی دختر مهربون و دلسوزی بودم( وجی: سقفو بگیرین الان میریزه رو سرموننن) سرمو به نشونه ی«اره» تکون دادم 🩷✨🩷✨🩷 ✨🩷✨🩷 🩷✨🩷 ✨🩷 🩷
𝙎𝙝𝙚𝙮𝙩𝙤𝙤 𝙢𝙖𝙣👻🤍 🩷✨🩷✨🩷 ✨🩷✨🩷 🩷✨🩷 ✨🩷 🩷 هیراد وقتی دید پام بر اثر افتادنم شکسته و نمیتونم بلند بشم همچنین بازوم به فنا رفته.. کمکم کرد از رو زمین بلند شم و به سمته ماشینش برم...( ها؟؟ الان توقع داشتین بگم ب*غ*ل*م کرد؟؟ نه جانم من مغرور تر از این حرفام که باز بپرم تو ب*غ*ل*ش) ( وجی:سر عمر تا دو دقیقه پیش میگفتی کاش تو ب*غ *ل*ش نیام بیرون الان میگی مغرورم زا.... رتتتتتتت) وجی جان حرف نزنی نمیگن لا.. لی کاری نکن بیام بک++شمت وجی: من داخل توعم چه جور میخوای بک»شیم دقیقا خانوم عاقل ؟؟ راست میگه ها.. فکر کنم اونجایی که افتادم مغزمم جابه جا شد.. پوف یادم باشه بعدا پیش یه دکتر برم. 🩷✨🩷✨🩷 ✨🩷✨🩷 🩷✨🩷 ✨🩷 🩷 برایه ادامه پارت بیاید چنل زیر👩‍🦯 https://eitaa.com/Sheytoon_man
2تا پارت تقدیم شمآ🎀🛐 پارته بعدی ۸۰تایی میدم.
𝙎𝙝𝙚𝙮𝙩𝙤𝙤 𝙢𝙖𝙣👻🤍 🩷✨🩷✨🩷 ✨🩷✨🩷 🩷✨🩷 ✨🩷 🩷 (دقایقی بعدد)🫶🏻🎈 بعد از اینکه دکتر که یه پیر مرد ریش سفید و عنق بود قشنگ با اون اخمش یه آخ هم نمیتونستم بگم.. همین که پام و بازومو گچ گرفت و از اتاق رفت بیرون نفس حبس شدمو بیرون فرستادم و تند تند نفس کشیدم... ما که شانس نداریم مردم وقتی میرن دکتر ، دکترشون از اون مردایه جوون و ه**یکلی و خوشگل و خوشتیپ و دا*ف حالا من که میرم دکتر، دکترم باید یه پیر مرد ریش سفید عنق و بداخلاق باشه.. خدااااا وقتی داشتی شانس پخش میکردی من مستراح( دشوری)بودم؟؟ یا مشغول عبادت کردن؟؟ گزینه دومی رو بعید میدونم ولی خو بازم.. بعد از اینکه کارم تموم شد... لنگون لنگون(اومدم در خونتون یواش یواش ) یلحظه شعر اومدم تو مغزم.. داشتم میگفتم لنگون لنگون به سمته ماشین هیراد رفتم.. 🩷✨🩷✨🩷 ✨🩷✨🩷 🩷✨🩷 ✨🩷 🩷
𝙎𝙝𝙚𝙮𝙩𝙤𝙤 𝙢𝙖𝙣✨💋 🩷✨🩷✨🩷 ✨🩷✨🩷 🩷✨🩷 ✨🩷 🩷 هیراد که جلویه بیمارستان منتظرم بود با دیدنه بازو و پایه گچ شدم و صورت مث دیوار سفید شدم و طرز راه رفتنم، از خنده پوکیده بود. ولی برا اینکه ناراحت نشم یا حداقل با همون گچ ها نزنم تو ملاجش جلو خودشو گرفته بود و ریز ریز میخندید.. پوفه کلافه ای کشیدم و برگشتم به صورته ک**ب ود از خنده ی هیراد نگاه کردم و با همون حرص گفتم :اشکال نداره خودتو نگیر الان میمیری بلند بخند.. همین که جمله ام تموم شد هیراد با صدایه بلند قهقه میزد.. بی**چاره حق داشت خیلی اوضاعم وخیم بود.. هیراد میخندید و من محو تماشاش شده بودم نا***کس خیلیییی قشنگ میخندید باعث میشد منم که اعصبانی بودم به قهقه هاش لبخند محوی بزنم .. 🩷✨🩷✨🩷 ✨🩷✨🩷 🩷✨🩷 ✨🩷 🩷
199.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دروددد🦦 گپ زدیم مخصوصه دخترا یه باحالل 🤧🫀 فقط و فقط دخترا بیاانن🙊💯 مشتیا فقط دختر بیاد پسر ریم میکنم✅ با خنده وارد شوید👩‍🦯 https://eitaa.com/joinchat/3042248362C7d74bc40e0
𝙎𝙝𝙚𝙮𝙩𝙤𝙤 𝙢𝙖𝙣✨💋 🩷✨🩷✨🩷 ✨🩷✨🩷 🩷✨🩷 ✨🩷 🩷 (سه روز بعد) تو این سه روز اتفاق خاصی نیوفتاد فقط هیراد بهم مرخصی داد و اینکه چون پام زیاد درد نمیکرد و ضربه سختی بهش نخورده بود و از اونور هم امروز عروسی ایلیا و هانا بود منم گچ پام و دستمو باز کردم.. راستی لباس هم از سارا یه لباس بلند و حریر قرمز پررنگ که پایین لباس یه چاک تا رویه زانو داشت و بالاش هم دکلته بود خلاصه خیلی قشنگ بود اونو پوشیدم . و یه کفش پاشنه بلند قرمز. یه ارایش ملایم کردم و موهامو هم باز گذاشتم و یه وری کردم.. یه رژ لب قرمز جیغ هم زدم و یه خط چشم باریک و بلند که چشامو کشیده تر میکرد ... کارم که تموم شد خودمو تو اینه نگاه کردم.. پشمام محشر شده بودممم... قرار بود هیراد بیاد دنبالم و باهم بریم تالار 🩷✨🩷✨🩷 ✨🩷✨🩷 🩷✨🩷 ✨🩷 🩷
رمّـآنِ شـِـیطون مـن👻🌱
قربونت برم دلیل زندگیم بچم عمرم همه کسم:))))👩‍🦯💞