هدایت شده از Δαίδαλος
به رسم هر داستان
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود...توی قصه ما یه هزارتو بود که اونو یه مرد معمار یونانی به اسم دایدالوس ساخته بود.دایدالوس بیشتر عمرشو به پای هزارتوش خرج کرده بود و اونو خیلی زیاد دوست داشت.این داستان زمان زیادی بعد از مرگ دایدالوس رو روایت میکنه.برای زمانی که تنها فقط یک ورودی برای هزارتو شناخته شده و توسط اهالی سرزمین اونجا به شدت محافظت میشد.مردم کشور های دیگه به قصد طمع و تصاحب هزارتو و دارویی قدیمی که داخلش نهفته بود بیماری ای رو از طریق میوه های آلوده به اونجا روانه میکنن و اونجا رو تا مرز نابودی میکشونن اما به لطف چندتا قهرمان فداکار اونجا نجات پیدا کرده و از دست بیماری خلاصی پیدا میکنه...
این داستانی بود که همیشه پدر بزرگم برایم تعریف میکرد وحالا,باید طبق همین قصه جون هزاران هزار مردمی که چشم امیدشون به ما بود رو نجات بدیم...
—————————————-
Welcome—welcome to the labyrinth that is destined to claim your life. So, flee before it’s too late...
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وای وای وای بگم چند وقت پیش همچین اتفاقی برام افتاد باور میکنین؟🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
حالا براتون تعریف میکنم🤣🤣🤣🤣
برایبارسوماخطارخورد🙏🏻✨ شینگیلیناناینانای✨
وای وای وای بگم چند وقت پیش همچین اتفاقی برام افتاد باور میکنین؟🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 حالا براتون تعریف میکنم🤣🤣🤣🤣
با رزا رفتیم پارک بعد مامانامون نشسته بودن ما همینجوری راه افتادیم بچرخیم بریم سرسره و تاب و اینا بعد من جدیدا همیشه یه خنجر با خودم میبرم همه جا
خنجره هم خودم درستش کردم با کاغذ و چوب و اینا خیلی باحال شده🤣🤣
بعد آقا ما داشتیم بازی میکردیم سه تا پسره اومدن فک کنم ۱۵ ۱۶ سالشون بود
اصن کاری به ما نداشتن ولی من از اول با اینا حال نمیکردم
رومخم بودن🙏🏻🤣
رزا هم خیلی تو اینجور چیزا بچه مثبته ولی من همیشهی خدا همینکارو میکنم🤣🤣🤣🤣
گفتم رزا بیا بریم خیلی رندوم به اینا یه چیزی بگیم بعدم دعوامون بشه بزنیمشون بیایم گفت نه
گفتم اوکی🤣🤣
داشتیم برمیگشتیم این سه تا جلوی ما بودن دقیقا
مثلا پنج تا قدم فاصله داشتیم
من با خنجر یه حالت مثل فیلما که با خنجر میوفتن دنبال هم
پشت اینا راه میرفتم و اینا یهو همزمان سه تاشون برگشتن منم ترکیدم از خنده و پرت شدم وسط پیاده رو🙏🏻🤣🤣🤣
یه عالمه ادیت از آرون و کنجی و جیمز سیو کردم🙏🏻
هدایت شده از ✩𝑆𝑢𝑝𝑒𝑟𝑛𝑎𝑡𝑢𝑟𝑎𝑙✩
🔔✨ دینگ دینگ...
صدای باز شدن در و دیدن یه برگه جلوی درِ خونهی شما 🚪👀📄
🕯️🏚️ تقدیمی بین دو چنل
عمارت هاثورن و 👻✩𝑆𝑢𝑝𝑒𝑟𝑛𝑎𝑡𝑢𝑟𝑎𝑙✩
🏚️🕸️ عمارت هاثورن؛ خونهای پر از رازهای شگفتانگیز... 🔮🖤
👻🌙 و سوپرنچرال؛ سفری به دنیای ماوراطبیعه... ⚡🕯️
🎶 عمارت هاثورن یک آهنگ و عکس به شما تقدیم میکنه...
🖼️👻 سوپرنچرال هم یک عکس از سریال و اینکه میگه شما وایب کدوم فصل سریال رو میدید تقدیم میکنه...
⚠️✨ شرایط ✨⚠️
🖤 باید عضو هردو چنل باشید. 🏚️👻
📢 اگه چنل دارید، تقدیمی رو توی چنلتون فوروارد کنید و پیوی من یا ناشناس پیام بدید. 🔁✨
💌 اگه چنل ندارید، باز هم پیوی من یا ناشناس پیام بدید؛ لینک ناشناس و اکانت من رو میتونید پایین نامه ببینید... 🕯️🖤
@Dean_sam
https://abzarek.ir/service-p/msg/5380315
*حیفه این نامه رو نادیده بگیرید و پرت کنید تو سطل اشغال خجالت بکشید ما داریم زحمت میکشیمممم بوس🎀
برایبارسوماخطارخورد🙏🏻✨ شینگیلیناناینانای✨
چندتا ادیت از دزدان دریایی کارائیب دیدم
من دوتاشو دیدمممممم😭😭😭😭😭🛐🛐🛐🛐