eitaa logo
Tsukino...:›
67 دنبال‌کننده
304 عکس
73 ویدیو
2 فایل
بنفشه ای تک و تنها در بیابان، زیر نور مهتاب نشسته بود.. https://eitaa.com/Marius_Sh
مشاهده در ایتا
دانلود
برگام 🥲✨ ممنون خیلی جالب بودد
هدایت شده از ˙˚ 𝘕𝘰𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨 ˚˙
[ THE MOONFLOWER ] شماره نمونه: SH-08 صاحب نمونه: ‹:...Tsukino وضعیت: یک واکنش هنوز ثبت نشده Mutation Rate: 82% عنصر غالب: CURIOSITY نمونه عجله‌ای برای نزدیک شدن ندارد. اول نگاه می‌کند، بعد تصمیم می‌گیرد. اما اگر چیزی واقعاً توجهش را جلب کند، فاصله دیگر چندان دوام نمی‌آورد. نماد: 🪻 بنفشه‌ی شب چیزی که در تاریکی هم دیده می‌شود، اما برای پیدا کردنش باید کمی بیشتر دقت کرد. رنگ: MOONLIT VIOLET بنفشِ سردِ زیر نور ماه؛ آرام به نظر می‌رسد، ولی کاملاً بی‌خطر نیست. جهش ناشناخته: «کنجکاویِ با تأخیر» تماس ناشناس را جواب نمی‌دهد. درباره‌ی اطلاعاتی که نباید داشته باشد، احتمالاً سؤال می‌پرسد. اما وقتی پیام از شماره‌ی خودش می‌رسد، در را باز می‌کند. انگار نمونه به هر ناشناخته‌ای اعتماد نمی‌کند؛ فقط به آن‌هایی نزدیک می‌شود که somehow شبیه خودش هستند. 🧪 مشاهده‌ی نهایی: نمونه SH-08 — هنوز مشخص نیست پیام را باز کرد تا جوابش را پیدا کند، یا چون نمی‌توانست تحمل کند که نداند داخلش چیست. ⚠️ WARNING: The specimen opens what feels familiar.
Tsukino...:›
[ THE MOONFLOWER ] شماره نمونه: SH-08 صاحب نمونه: ‹:...Tsukino وضعیت: یک واکنش هنوز ثبت نشده Mutati
اینو هم فکر کنم فوروارد نکرده بودم..🥲🤌 بمونه همینجا.. هیجان انگیز بود 😔✨🤌
هدایت شده از ملجأ
🦋 وایولت — «پریِ خاطره‌ها» قدرت: او میتونه خاطرات فراموش‌شده رو پیدا کنه و به شکل پروانه‌های نورانی دوباره زنده کنه در شهری که مردمش به‌ندرت گذشته‌ رو به یاد می‌آوردند، خانه‌ای وجود داشت که هیچ دری نداشت. اونجا خونه ی وایولت بود پری که ناجی خاطرات مردم بود هر شب، آدم‌هایی که چیزی رو فراموش کرده بودن، خواب می‌دیدن که پروانه‌ای بنفش از پنجره‌ وارد می‌شود. صبح روز بعد، ناگهان چیزی را به خاطر می‌آوردند اما وایولت یک قانون داشت: هیچ خاطره‌ای را بدون اجازه‌ی صاحبش برنمی‌گرداند. تا اینکه یک شب، پروانه‌ای متفاوت وارد خانه ی او شد. پروانه ای سیاه رنگ وایولت پروانه رو دنبال کرد و به اتاقی رسید که سال‌ها اجازه‌ی ورود به آن رو نداشت. روی دیوار، هزاران پروانه‌ی سیاه خوابیده بودند و روی یکی از آنها فقط یک اسم نوشته شده بود: وایولت. اون شب وایولت فهمید بزرگ‌ترین خاطره‌ای که تمام عمرش فراموش کرده... خاطره‌ی خودش بوده.
اینم واقعا خوب بود🥲✨ به نظرم خیلی وقت بود تو عرصه ی عمومی به این اسم صدا نشده بودم و.. خیلی جالب بود برام.. از طرفی خود محتواش عالی🥲
هدایت شده از یونیک.
اینو هم یادم رفته بوددد🥲🎀✨
ولی یعنی وای
احتمالا موارد دیگه ای هم هست که فراموش کرده باشم..
اما به عنوان فکت میگم که من عاشق این چیزایی ام که به عنوان تقدیمی دریافتش میکنم🥲✨
همون لحظه واقعا دچار مقدار زیادی اکلیل میشممم
https://eitaa.com/31758535/4451 چشماتون بامزه میبینه🥺