*از خلیج فارس تا اوکراین؛ جهان در
*آستانه فرسایش نظم بینالملل
آلبرت اینشتین جملهای دارد که امروز بیش از هر زمان دیگری معنای آن را در تحولات جهان میتوان درک کرد:
«نمیدانم جنگ جهانی سوم با چه سلاحهایی انجام خواهد شد، اما جنگ جهانی چهارم با چوب و چماق خواهد بود.»
این جمله صرفاً یک هشدار درباره قدرت تخریب سلاحهای مدرن نیست؛ بلکه تصویری از آیندهای است که در آن، جنگ میتواند دستاوردهای تمدن بشری را به عقب برگرداند.
آنچه امروز در خلیج فارس و اوکراین جریان دارد، دو بحران جغرافیایی مستقل نیست؛ بلکه نشانههای یک تحول عمیقتر در ساختار امنیت جهانی است.
در خلیج فارس، امنیت انرژی، تردد دریایی و معادلات بازدارندگی به مؤلفههای اصلی رقابت قدرتها تبدیل شدهاند. تنگه هرمز دیگر صرفاً یک گذرگاه تجاری نیست؛ بلکه نقطهای است که هرگونه اختلال در آن میتواند اقتصاد جهانی، بازار انرژی و امنیت زنجیره تأمین را تحت تأثیر قرار دهد. تحولات اخیر و تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از گسترش درگیری، نشان میدهد که هزینههای یک جنگ فراگیر برای همه بازیگران منطقهای و فرامنطقهای قابل توجه است.
در سوی دیگر، جنگ اوکراین نشان داده است که تصور پایان سریع جنگهای مدرن تا چه اندازه میتواند با واقعیت فاصله داشته باشد. این جنگ، علاوه بر تلفات انسانی و تخریب زیرساختها، به میدان آزمون فناوری، اقتصاد جنگی، ائتلافهای سیاسی و ظرفیت تابآوری دولتها تبدیل شده است. حتی طرح دوباره مذاکرات نیز نشان میدهد که پایان دادن به یک جنگ، بسیار پیچیدهتر از آغاز کردن آن است.
اما وجه مشترک این دو بحران چیست؟
فرسایش مفهوم پیروزی.
در جهان امروز، ممکن است یک طرف در میدان نبرد دستاوردهایی کسب کند، اما در عرصه اقتصاد، دیپلماسی و امنیت بلندمدت هزینههایی بپردازد که جبران آن سالها زمان ببرد.
مسئله نگرانکننده این است که رقابت قدرتها بهتدریج از چارچوبهای سنتی عبور کرده و انرژی، تجارت، فناوری، زیرساختها و امنیت منطقهای را نیز درگیر خود کرده است.
در چنین شرایطی، خطر اصلی لزوماً آغاز یک جنگ جهانی کلاسیک نیست؛ بلکه شکلگیری زنجیرهای از بحرانهای بههمپیوسته است که ممکن است کنترل و مهار آنها از توان بازیگران اصلی خارج شود.
اینشتین با اشاره به جنگ جهانی چهارم، در واقع درباره آیندهای هشدار میداد که در آن، پیروزی نظامی ممکن است به بهای نابودی دستاوردهای تمدن تمام شود.
جهان امروز بیش از آنکه به قدرت تخریب نیاز داشته باشد، به عقلانیت سیاسی، دیپلماسی و سازوکارهای مؤثر برای مهار بحران نیازمند است.
زیرا در جنگی که همه طرفها خود را پیروز میدانند، ممکن است بزرگترین بازنده، خودِ تمدن بشری باشد.
✍️ علیرضا شیوا | تحلیلگر رسانه
#جنگ_جهانی #خلیج_فارس #اوکراین #تنگه_هرمز #نظم_جهانی #ژئوپلیتیک #امنیت_بین_الملل #بازدارندگی #جنگ_مدرن#دیپلماسی
#تحلیل_رسانه #شیوا_رسانه
🖌کانال-خبری-تحلیلی-شیواـرسانه/
https://eitaa.com/Shiva_Resane
واشنگتن و تهران در برابر سه مسیر متفاوت قرار دارند؛
۱. توافقی راهبردی که بتواند به چرخه تنشها پایان دهد و افق تازهای برای روابط دو طرف ترسیم کند.
۲. تداوم بنبست دیپلماتیک و ادامه وضعیت فرسایشی، همراه با فشارهای سیاسی و اقتصادی.
۳. ورود به مرحلهای تازه از رویارویی نظامی که میتواند معادلات منطقه را بهشدت دگرگون کند.
به نظر میرسد تصمیمهای پیشرو، نهتنها آینده روابط تهران و واشنگتن، بلکه آرایش ژئوپلیتیکی منطقه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
پرسش اصلی این است: کدام سناریو به واقعیت نزدیکتر است؟
شما چه پیشبینیای دارید؟
✍️علیرضا شیوا | تحلیلگر رسانه
🖌کانال-خبری-تحلیلی-شیواـرسانه/
https://eitaa.com/Shiva_Resane