eitaa logo
SH Language Academy | آکادمی زبان SH
73 دنبال‌کننده
27 عکس
10 ویدیو
0 فایل
چرا SH ؟ مخفف فعل Shin توی انگلیسیه به معنای پیاده و با سرعت دویدن ! یعنی ما اینجاییم تا با کمترین هزینه ها بیشترین پیشرفت ها رو کسب کنی!🌱✨️ ❌️کپی به هر صورت ممنوع❌️
مشاهده در ایتا
دانلود
بریم برای یه آهنگ معروف ! ✨
🟡🎼 Little Me She lives in the shadow of a lonely girl اون تو سایه ی یه دختر تنها زندگی میکنه Voice so quiet you don’t hear a word صداش خیلی ساکته نمیتونی بشنوی Always talking but she can’t be heard همیشه صحبت میکنه اما شنیده نمیشه You can see her there if you catch her eye میتونی اونو ببینی اگه به چشماش نگاه کنی I know she’s brave but it’s trapped inside میدونم اون خیلی شجاعه اما از درون به دام افتاده Scared to talk but she don’t know why ترسیده حرف بزنه اما نمیدونه چرا Wish I knew back then What I know now کاش چیزی که الان میدونم رو اونموقع میدونستم Wish I could somehow go back in time کاش میتونستم یه جوری به اون موقع برگردم and maybe listen to my own advice و شاید به نصیحت خودم گوش می‌کردم I’d tell her to speak up tell her to shout out بهش می‌گفتم که حرف بزنه داد بزنه Talk a bit louder be a bit prouder بلندتر حرف بزنه ، یکم مغرور باشه Tell her she’s beautiful, wonderful, Everything she doesn’t see بهش میگفتم که اون قشنگه ، فوق العاده ست و همه چیزایی که نمیبینه You gotta speak up, you got to shout out تو باید حرف بزنی، باید داد بزنی And you know that right here,right now و تو الان اینو میدونی همینجا و همین لحظه You can be beautiful, wonderful, anything you want to be ! تو میتونی زیبا باشی ، فوق العاده و هر چی که میخوای باشی ! Little me کوچک بودم Yeah you got a lot of time to act your age آره تو خیلی وقته که یاد گرفتی به اندازه سنت رفتار کنی You can't write a book from a single page نمیتونی از یه صفحه کاغذ یه کتاب بنویسی Hands on the clock only turn one way, yeah yeah yeah عقربه های ساعت فقط تو یه جهت میچرخن آره Run too fast and you risk it all خیلی تند حرکت میکنی و همه شو ریسک میکنی Can’t be afraid to take a fall نمی‌تونی از سقوط بترسی Felt so big but you look so small خیلی احساس بزرگی میکردی اما خیلی کوچیک بنظر میای Wish I knew back then What I know now کاش چیزی که الان میدونم رو اونموقع میدونستم Wish I could somehow go back in time کاش میتونستم یه جوری به اون موقع برگردم and maybe listen to my own advice و شاید به نصیحت خودم گوش می‌کردم I’d tell her to speak up tell her to shout out بهش می‌گفتم که حرف بزنه داد بزنه Talk a bit louder be a bit prouder بلندتر حرف بزنه ، یکم مغرور باشه Tell her she’s beautiful, wonderful, Everything she doesn’t see بهش میگفتم که اون قشنگه ، فوق العاده ست و همه چیزایی که نمیبینه You gotta speak up, you got to shout out تو باید حرف بزنی، باید داد بزنی And you know that right here,right now و تو الان اینو میدونی همینجا و همین لحظه You can be beautiful, wonderful, anything you want to be ! تو میتونی زیبا باشی ، فوق العاده و هر چی که میخوای باشی ! Little me ! کوچک بودم ! Little me , yeah آره کوچک بودم Tell you one thing I would say بهت چیزی میگم که میخواستم بگم I’d tell her to speak up tell her to shout out بهش می‌گفتم که حرف بزنه داد بزنه Talk a bit louder be a bit prouder بلندتر حرف بزنه ، یکم مغرور باشه Tell her she’s beautiful, wonderful, Everything she doesn’t see بهش میگفتم که اون قشنگه ، فوق العاده ست و همه چیزایی که نمیبینه You gotta speak up, you got to shout out تو باید حرف بزنی، باید داد بزنی And you know that right here,right now و تو الان اینو میدونی همینجا و همین لحظه You can be beautiful, wonderful, anything you want to be ! تو میتونی زیبا باشی ، فوق العاده و هر چی که میخوای باشی ... 🎙Little Mix _________ •💚@Shlanguageacademy
و قسمت فوق العاده امروز ...!!
🟢📖Story Time / به وقت داستان ◇ The Last Leaf 🍁 آخرین برگ Johnsy was ill with pneumonia. She lay in her bed, looking out of the window at an ivy vine on the wall opposite. Day by day, she watched the leaves fall. “When the last leaf falls, I will die,” she whispered. جانسی به بیماری ذات‌الریه مبتلا بود. او در تختخوابش دراز کشیده بود و از پنجره به پیچکی که روی دیوار مقابل بود نگاه می‌کرد. روز به روز، او شاهد ریختن برگ‌ها بود. او با صدایی آرام گفت: «وقتی آخرین برگ بیفتد، من خواهم مرد.» An old painter named Behrman lived downstairs. When he heard about Johnsy’s thought, he went out into the cold, stormy night. He painted a leaf on the wall. نقاش پیری به نام برمن در طبقه پایین زندگی می‌کرد. وقتی او از فکر جانسی باخبر شد، در آن شب سرد و طوفانی بیرون رفت. او یک برگ روی دیوار نقاشی کرد. The next morning, the last leaf was still there. It didn’t fall. Seeing it, Johnsy felt hope and began to recover. The leaf was Behrman’s masterpiece; he had sacrificed his life to paint it in the storm. صبح روز بعد، آخرین برگ هنوز آنجا بود. نیفتاد. جانسی با دیدن آن، احساس امید کرد و شروع به بهبودی کرد. آن برگ شاهکار برمن بود؛ او جان خود را فدا کرده بود تا آن را در میان طوفان نقاشی کند. 👤O. Henry / او. هنری ___________ •✨@Shlanguageacademy
🟡📚 Words / کلمات ◇ 🦋 Insects / حشرات Ant 🐜 مورچه (اَنت) Ladybird 🐞 کفش‌دوزک (لِیدی بِرد) Bee 🐝 زنبور (بی) Butterfly 🦋 پروانه (بادِرفِلای) Dragonfly سنجاقک (دِراگِن فِلای) Fly 🪰 مگس (فِلای) Mosquito 🦟 پشه/ مارالیا (ماسکیتو) _______ •🍀@Shlanguageacademy
🟢🎬 Quote / نقل قول The only way to do great work is to love what you do ! تنها راه اینکه کار بزرگی بکنی اینه که به کاری میکنی عشق بورزی ! 👤 __________ •✨@Shlanguageacademy
زمان: حجم: 35.7K
I need three things The sun for the day The moon for the night And you for my whole life ! ❤️ من به سه چیز نیاز دارم به خورشید برای روز به ماه برای شب و تو برای کل زندگیم ! _________ •✨@Shlanguageacademy