eitaa logo
موسیقی‌شب.
176 دنبال‌کننده
711 عکس
129 ویدیو
0 فایل
واژه‌ها در من ماندند و در من مذاب‌شدند و در آن سرمای زندگی‌سوز، واژه‌ها در وجود من بستند. / - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_v7r6jdi&btn=Osean
مشاهده در ایتا
دانلود
‌‌
سکوتم توی سینه‌م پیچک سمی می‌شه و دور ریه‌هام می‌پیچه و توی تاریکی اتاق می‌شینم و می‌دونم اگه پرده رو بکشم کنار کور می‌شم. سرم تیر می‌کشه و سنگینه، روی خواب‌هام نمیشه اسم کابوس گذاشت و روی کابوس اسم خواب‌هام رو. انگشتامو باز و بسته می‌کنم، دوباره درد می‌کنن و من دوباره مشتشون می‌کنم تا نبینم که به زور خم و راست می‌شن. به زور سرپا می‌شم و به آینه می‌گم که تو هنوز فرصت داری. سرپا شدنم زوریه یا قبول کردن اینکه هنوز فرصت دارم؟ نمی‌دونم. من رویا دارم. آرزو دارم. کلی ستارهٔ نچیده دارم. باید چی‌کار کنم؟ پرده رو می‌کشم کنار و چشمام قبل از اینکه نور بهشون برخورد کنه خودبه‌خود بسته میشن. روشنایی روی پلک‌هام سنگینی می‌کنه و نبض شقیقه‌ام به کل مغزم سرایت می‌کنه. عیبی نداره، عادت می‌کنم. می‌شینم پشت میز چون هنوز چیزای ننوشته دارم. انگشتام درد می‌کنن. عیبی نداره، عادت می‌کنم. این بَهاشه؟ خودم خوب نیستم ولی باید خوب انجامش بدم؟ خوب نیستم ولی باید خوب زندگی کنم؟ این بَهای آرزو داشتنه، یا فقط بَهای زندگی خواستن؟ توی سرم زنگ می‌زنه که تو بدجوری زندگی‌طلبی؛ تو این واژه رو چطور معنا می‌کنی؟ شاید من بدجوری زندگی طلبم و زندگی هم، بدجور طلبکار.
جدیم نگیرید، درست میشم.
شبت بلند غمت نیز غمت بخیر شبت نیز
روی تن من خاکستر، روی تن شهر خاکستر، روی تن تو خاکستر. رنگ موردعلاقه‌م خاکستریه، مثل خاکستر توی چشمات بعد از خاموش شدن آتیشش. این‌بار سیمرغ نگاهت از کدوم طرف قراره روی شونه‌م بشینه فسانه؟
هدایت شده از ٫ مَهجور ٫
«ولا تجعل في قلبي إنتظاراً لشيء لن يأتي يا الله.» خدایا در قلبم انتظار چیزی که اتفاق نمی‌افتد را قرار نده.
هدایت شده از خوابگرد
توی زندگی و کارت غرق میشی؛ سرت رو بالا میکنی تا نفس عمیق بکشی، میبینی نه دانش‌آموز/دانشجو خوبی بودی، نه شاغل عالی‌ای، نه مربی بینظیری، نه رفیق پایه‌ای و نه پارتنر کافی‌ای. غرق شدی توی دنیایی که از پشت شیشه بهت فشاره میاره، توهماتی که جلوی چشمات رو گرفتن و نمیتونی ببینی بیرون از کالبد خودت واقعا چخبره. گاهی از اونی که هستی و توی آینه تماشا میکنی چند قدم فاصله بگیر. از دور خودتو تماشا ‌کن. سختی هارو به فراموشی بسپر و کدری هارو بریز دور.‌ میبینی لبخندِ فریبنده‌ات پشت چه غم‌های رایگانی مدفون شده بود. حال الان‌تو شبیه ماه‌گرفتگی میمونه. ابر‌های فشار و اندوه و از اطرافت کنار بزن، اون‌موقع میبینی چقدر بی‌نقصی و چقدر میتونی توی همه‌چیز بی‌نظیر باشی.
موسیقی‌شب.
تو اذیتش می‌کنی ولی اون بخاطر سردردای تو ادکلن موردعلاقه‌شو نمی‌زنه.
تو فکر میکنی اون اذیتت می‌کنه و دوستت نداره ولی اون همیشه از قرصای تو توی وسایلش داره.
Love story never ends
تو چشمات عزیزم منو دفن کن که مزار پرنده، توی آسمونه