روی تن من خاکستر، روی تن شهر خاکستر، روی تن تو خاکستر. رنگ موردعلاقهم خاکستریه، مثل خاکستر توی چشمات بعد از خاموش شدن آتیشش. اینبار سیمرغ نگاهت از کدوم طرف قراره روی شونهم بشینه فسانه؟
هدایت شده از ٫ مَهجور ٫
«ولا تجعل في قلبي إنتظاراً
لشيء لن يأتي يا الله.»
خدایا در قلبم انتظار چیزی که
اتفاق نمیافتد را قرار نده.
هدایت شده از خوابگرد
توی زندگی و کارت غرق میشی؛
سرت رو بالا میکنی تا نفس عمیق بکشی، میبینی نه دانشآموز/دانشجو خوبی بودی، نه شاغل عالیای، نه مربی بینظیری، نه رفیق پایهای و نه پارتنر کافیای. غرق شدی توی دنیایی که از پشت شیشه بهت فشاره میاره، توهماتی که جلوی چشمات رو گرفتن و نمیتونی ببینی بیرون از کالبد خودت واقعا چخبره. گاهی از اونی که هستی و توی آینه تماشا میکنی چند قدم فاصله بگیر. از دور خودتو تماشا کن. سختی هارو به فراموشی بسپر و کدری هارو بریز دور. میبینی لبخندِ فریبندهات پشت چه غمهای رایگانی مدفون شده بود. حال الانتو شبیه ماهگرفتگی میمونه. ابرهای فشار و اندوه و از اطرافت کنار بزن، اونموقع میبینی چقدر بینقصی و چقدر میتونی توی همهچیز بینظیر باشی.
موسیقیشب.
تو اذیتش میکنی ولی اون بخاطر سردردای تو ادکلن موردعلاقهشو نمیزنه.
تو فکر میکنی اون اذیتت میکنه و دوستت نداره ولی اون همیشه از قرصای تو توی وسایلش داره.
موسیقیشب.
و زادروز صاحب این صدا، فاکهةالقراء 🫠
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- ۲٠/۷، مِيلادُ صَوتِ النَّجَاة.. 🤍
هدایت شده از ازآنشبیکهبرنگشتی؛
«تقصیر توعه.»
صداش مثل کشیدن ناخن روی شیشه بود. مغز و روحم رو خراش میداد.
خندیدم. «من؟» ولی من که همهی تلاشمو کردم، دیگه چی کم گذاشته بودم؟ چیکار باید میکردم که نکردم؟
نگاهمو از آینه گرفتم. باید برم.