تو مثل طعم نیمرو و بربری اول صبح، کوبیده و سنگک زیرش، چایی نبات داغ قبل طلوع خورشید، اولین فنجون قهوه در روز، هندونهی خنک، دلمهی برگ مو، دوغ آبعلی، قرمه سبزی و پیاز، گوجه سبز و دلال، زرشک پلو با مرغ، پیتزا، ساندویچ تنوری با قارچ و پنیر، لازانیا با سس اضافه، بامیه های ماه رمضون و بال تند کبابی هستی.
یک لحظه یادِ چیزی میافتم و بعد به همهچی میخندم.
حالا هم که دارم این نامه را برایت مینویسم یادِ خندههایمان در کافهها و رستورانها افتادهام.
چه کیفیت نایابی داشتند آن لحظهها.
میفهمی که؟
هیچوقت با هیچکس مثل تو صمیمی نمیشوم ...
•روبر لاشنه
مثل درختی که
به سوی آفتاب قد میکشد
همه وجودم دستی شده است
و همه دستم خواهشی:
خواهشِ تو🤍
•احمد شاملو
دست هاى تو را
به حقيقت داشتم اگر ..
تمام سنگفرش هاى خيس تهران را عاشق میكردم
كدام واژه حسم را مى داند؟
من قربانى خيال هاى دور و ديرم ...
•بهرام حمیدیان