در سودای قلبم، همانجا که وجود آغاز شده و ریشه دوانده، همانجا که نور از عمیقترین جای قلبم بر من میتابد،
بِهَوى گلبي، بنفس المكان اللي بَدَت بيه وجودي وتِجَذّر، بنفس المكان اللي النور يِشِعّ عليّ من أعمگ مكان بگلبي،
شکافهای عمیقی شکل گرفته است که تابش نورشان به لالههای سرخ تازه روییده از زخمهای خونین و جانکاهم، فرصت رخنمایی داده است،
تَشَكّلت شگوق عميگة، واللي خَلّت إشراگة نورها تعطي فرصة لِلالات الحمره، اللي توّهَا نابتة من جروحي الدامية واللي تِهَدّ الحيل، حتى تِظهر وتِبيّن نفسها،
و تو، با عمامه مشکینرنگت که حالا گرد و خاکی شده،
وإنتَ، بعمامتَك السودا اللي هسّه صارت مغبّرة بالتراب والغبار،
با پیراهن کرمرنگ زیبایت که دستان قدرتمند تو را در آغوش گرفته و مشت گرهکردهات را مقتدرتر از همیشه همراهی میکند،
وبقميصَك الكريمي الحلو، اللي حاضن إيدينَك القويات، ومرافق قبضتَك المگعّدة، واللي مخليّتها أگوى وأهيب من أي وقت فات،
با عبای خاکیرنگت که حالا همنشین خاک شده،
وبعبايتَك الترابية اللي هسّه صارت همّين رفيقة للتراب،
با لبخند مهربانت که مدتی است طلایهدار خاک است،
وبابتسامتَك الطيّبة اللي صارلها مدّة وهي طلائعها التراب،
با تمام برق امید در چشمانت که هنوز بر جان خشکیدهام بذر امید میریزد و باران اراده میباراند،
وبكل بَرق الأمل اللي بعيونَك، واللي لحد هسّه يِزرع بگلبی اليابس بَذر الأمل، ويمطّر عليه إرادة وعزيمة،
✍️🏻روشنا
𓂆 ســــ☫ــدره 𓂆
در سودای قلبم، همانجا که وجود آغاز شده و ریشه دوانده، همانجا که نور از عمیقترین جای قلبم بر من میت
دقیقاً روی یک صندلی همانجا نشستهای و قرآن میخوانی برای استقامت فرزند کوچک و نازکنارنجیات!!
بالضبط گاعد عَلى نفس الكرسي، بنفس المكان، وتگرا قرآن، من أجل استقامة طفلَك الصغير والناعم والمدلّل!!
عمیقترین زخم قلبم، بزرگترین شکاف نور و زیباترین دشت لالههای خونینِ روییده، متعلق به توست.
أعمگ جرح بگلبي، وأكبر شگّ بالنور، وأحلى دَشت لِلالات الحمره اللي نبتت، كلّها إلك.
در قلبم میمانی، میان زخمهای عمیق ابدی، و آسمان منوّر امید و لالههای خونین فراق...
تبقى بگلبي، بين جروحي العميگة والأبدية، وبين سماي المنوّرة بالأمل، ولالات الفِراگ الدامية... (((:
✍🏻روشنا
Mehrdad Maleki - نیک موزیک1_16288588356.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
امیدوارم
به زودی زود
توی بین الطلوعینِ بین الحرمین گوش کنیدش...(:
هدایت شده از کانال محمدحمزه قلعهخانی
خوارج بی حیا حکمیت رو به امام تحمیل کردند و بعد از رکب خوردن از عمروعاص، بجای بازگشت به نظر ولی خدا، انگشت اتهام را سمت ولی خدا بردند...
تا ابد مثل اجدادتان ملعون تاریخ هستید.
𓂆 ســــ☫ــدره 𓂆
خوارج بی حیا حکمیت رو به امام تحمیل کردند و بعد از رکب خوردن از عمروعاص، بجای بازگشت به نظر ولی خدا،
این واسه وقتی هست که لقمه حروم* از حد میگذره!!✋🏻
*: [ لقمه حروم فقط نون سر سفره نیست، خوراک رسانه ای که از دشمن هم میرسه لقمه حرم محسوب میشه]
*برادر! ناجوانمردی است، لبنان را رها کردن*
در این ساعات...
در این ساعات خسران چیست؟ میدان را رها کردن
به کنج خانه کوچیدن، خیابان را رها کردن
گره خوردهست نام کشور ما با جوانمردی
برادر! ناجوانمردی است، لبنان را رها کردن
پریشان است دشمن از مصاف ما، پشیمان نه
پشیمانیست این گرگِ پریشان را رها کردن
مگر که زخم چرکین نیست اسرائیلِ کودککُش؟
صلاح مسلمین در چیست؟ درمان را رها کردن؟
به امرالله، حزبالله غالب میشود، آری
ولی هیهات! یک آن، حزب شیطان را رها کردن
مطیع امر رهبر بوده و هستیم تا آخر
ز ما ایرانیان دور است، ایران را رها کردن
✍🏻 عباس احمدی