𝑆𝘪𝘳 ♱𝆬 𝜀𝛈 تعطیل/نفور
"میتونم توی چشمات ببینم که میخوای بری، میتونم توی چشمات ببینم که الان چی نیاز داری، الان بهش نیاز داری.. میخوای بری."
" بهم خوردن در از جا پروندم
با جیغ زدن بیدار شدم، ضربان قلبم بالا رفت
از وقتی تموم شدی سرم گیج میره
سرم مدام گیج میره
رویاهای شبانِه
تنها راه نجاتم
قسم می خورم توی اتاق یه روح دیدم
خدای من چرا انقدر شبیه توئه؟
پارانوئید شدم؟، همون خالکوبی مشکی رو تصور می کنم
همیشه تَوهَم تو رو دنبال می کنم
تَوهَم تو
نمی تونم به احساساتم اعتماد کنم
همش دارم فکر می کنم، بزور غذا می خورم
آه پاهام سست شده
باید رهات کنم اما آماده نیستم
رویاهای شبانِه
تنها راه نجاتم
قسم می خورم توی اتاق یه روح دیدم
خدای من چرا انقدر شبیه توئه؟
پارانوئید شدم؟، همون خالکوبی مشکی رو تصور می کنم
همیشه تَوهَم تو رو دنبال می کنم
تَوهَم تو
نمی تونم باور کنم که رفتی
نمی خوام بیخیال بشم
یه آدم جدید نمیخوام
تو همیشه می مونی
قسم می خورم توی اتاق یه روح دیدم
خدای من چرا انقدر شبیه توئه؟
پارانوئید شدم؟، همون خالکوبی مشکی رو تصور می کنم
همیشه تَوهَم تو رو دنبال می کنم. "