هدایت شده از E S H G H . M A M N O O E
تو معمای عجیبی شدهای در سر من ،
این چنین ماهرخی ، روی زمین است چرا .
هدایت شده از E S H G H . M A M N O O E
چشمان تو زیبا تر از آن است که روزی
چشم دگری خیره کند دیده ما را ...
هدایت شده از E S H G H . M A M N O O E
آمدی؟ اما برو هرجا که دلخوش بوده ای
شهریارت نیستم تا جان به قربانت کنم…
هدایت شده از E S H G H . M A M N O O E
ولي من احتمآل اینکه دوستم بداري را دوست داشتم .
مــــ🌙ـــــاهرخ 🍃☕️
#پارت_بیست_و_دوم
- دلت میگفت میتونی با دختر ارباب ازدواج کنی؟!
- نه! دلم میگفت میتونم با ماهرخ ازدواج کنم!
- تو از من چی میدونی؟ چرا فکر میکنی من و تو میتونیم با هم ازدواج کنیم؟!
- مشکلی هست؟!
- فکر میکنی نیست؟!
- تنها چیزی که میتونه منو از تصمیمم برگردونه اینکه تو بگی دوستم نداری! دوستم نداری؟!
- من نشون کرده دارم! میفهمی؟!
- دستی توی موهاش کشید و با حالتی نگران و عصبی پرسید دوسش داری؟
- و من به سوالش جواب ندادم و جلو تر آمد و با صدایی بلند تر از دفعه قبل پرسید:
- پرسیدم دوسش داری؟ چرا جواب نمیدی؟
- سر من داد نزن! تو حق نداری سر من داد بزنی!
- معذرت میخوام، راست میگی من این حقو ندارم! جوابمو گرفتم! نمیدونم چرا فکر میکردم دوستم داری! اشتباه کردم! همهی آدمها اشتباه میکنن! معذرت میخوام!
- صبر کن میخوام باهات حرف بزنم، تو پسر خوبی هستی! نجیب! مهربون ولی اینها دلیل نمیشه که ما بتونیم با هم زندگی کنیم! میفهمی نمیشه! دوست داشتن چیز خوبیه! ولی یه زندگی فقط با دوست داشتن شروع نمیشه! آره درست فکردی منم دوست دارم! حتی به خاطر دیدن تو میآمدم سرچشمه! ولی اینها دلیل نمیشه!
- راست میگید! اینها دلیل نمیشه! که یه رعیت بخواد با دختر ارباب عروسی کنه؟ نمیدونم چرا فکر کردم تو بقیه فرق داری!
- منظورم این نبود!
- منظورتون رو به درستی درک کردم! باید منو بخشید!
ادامه دارد......
#ماهرخ
#کپی_ممنوع⛔️
https://eitaa.com/joinchat/1308688719Cb925319f47
مــــ🌙ـــــاهرخ 🍃☕️
#پارت_بیست_و_سوم
- میخواهی با این کارت عذابم بدی؟! میخوای بگی خیلی آدم مظلومی هستی!
- ببخشید! من دیگه باید بروم!
- صبر کن میخواهم باهات حرف بزنم!
- بفرمایید!
- میدونی چیه؟! من همون روزی که تو رو دیدم ازت خوشم اومد! اصلاً به خاطر تو میآمدم سر چشمه! من تو را دوست دارم علی! ولی همانطور که خودت گفتی، من و تو متضاد هم هستیم، من خواستگار دارم، اسمش بهادره! ولی ازش خوشم نمیآد! نمیدانم باید چه کار کنم؟! دختر ارباب باید مطیع پدر باشد با هر کسی نمیتونی عروسی کنه! کمِ کمش باید با یک خانزاده عروسی کنه! یک کسی که به قول پدرم: سرش به تنش بیرزه! ولی نظر ما دخترها، هیچ وقت مهم نبوده و نیست! بعضی وقتها میگم: کاش دختر یه رعیت بودم! خواهرم هم با پسر عمهام عروسی کرده، از زندگیاش راضی نیست؛ ولی میسوزه و میسازه و دم نمیزنه!
- گفت: مشکل شما فقط همینه؟!
- مشکل کمی نیست!
- خودم میآم با ارباب، با پدرتون حرف میزنم!
- این کار رو نکنیها! یک وقت جونتو از دست میدی!
- خُب! باید چی کار کرد؟
- نمیدونم، خیلی بهم ریختم، اصلاً... نمیدونم باید چیکار کنم؟! من دیگه باید برم، خداحافظ!
- ماهرخ! من تو رو دوست دارم و به خاطرت دست به هر کاری میزنم! مواظب خودت باش.
«سرمو به علامت تأیید تکون دادم و از پیش علی به خانه برگشتم.»
ادامه دارد......
#ماهرخ
#کپی_ممنوع⛔️
https://eitaa.com/joinchat/1308688719Cb925319f47
هدایت شده از تبلیغات چـــای لــــند 🌱
وَ ناگَهان نمی تپَد ، قلبی که برایَت می تپید؛🫀🖇
کلیپ ها و دَست نوشته هایی، که از قَلب
سَرچشمه میگیرن :))))
https://eitaa.com/joinchat/1193150132Cf79d186366
تو نه تکرار میشی ؛ نه تکراری♥️🔗