eitaa logo
ࡄࡏ၄‌ܝߺ̈ߺِ‌ ܩܣܝߺ̈ߺߊ‌ࡅߺ߲🌌✮☾⋆♪
101 دنبال‌کننده
80 عکس
6 ویدیو
0 فایل
رمان سکوتِ مهتاب 🌌✨ "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟭𝟯𝟰 رمآنی از جنس عشق،حسرت،نفرت،شادی،غم و... سرگذشت ماهلین و حامی🕯️✨ همراهمون باشید🕊️ من کجام؟ @E13_92
مشاهده در ایتا
دانلود
🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌 🌌🌌🌌🌌🌌🌌 🌌🌌🌌🌌🌌 🌌🌌🌌🌌 🌌🌌🌌 🌌🌌 🌌 ࡄࡏ၄‌ܝߺ̈ߺِ‌ ܩܣܝߺ̈ߺߊ‌ࡅߺ߲ 🌌 ✮☾⋆♪ ๑✮๑✮๑✮๑✮๑✮๑✮๑ Part¹ ماهلین: وای! صدای چی بود؟ از خواب پریدم صدایی که اومد شبیه شکستن شیشه بود. ولی آیدا الان یا باید خواب باشه یا سرکار و خونه ای که با آیدا گرفتیم خیلی امن بود. امکان نداشت کسی بتونه بیاد. از رو تخت بلند شدم و از اتاقم رفتم بیرون که آیدا رو دیدم که با ترس به شیشه های شکسته روی زمین نگاه می‌کرد. +آیدا چی شده؟ - ماهلین داشتم صبونه آماده میکردم که سوپرایزت کنم. ولی لیوان آب پرتغال از دستم افتاد. 😔 +مرسی عزیزم. حالا اشکال نداره. حالا بیا این دمپایی رو بگیر بپوش تا نرفته تو پات.❤️ -ممنون. 💗 صدای آهنگ به گوشم خورد. +داشتی آهنگ گوش میکردی حواست به آهنگ پرت شد آره؟ -آره خب ولی صداش خیلی دلنشینه😅 +حالا چرا آهنگی به این غمگینی گوش میدی ؟شکست عشقی خوردی😂 -اِ ماهلین چه ربطی داره آهنگاش قشنگه 😒 +حالا اینو ولش کن بیا این شیشه ها رو جمع کنیم😐 -باش رفتم جارو برقی رو از اتاق اوردم و به آیدا گفتم شیشه بزرگ هارو جمع کنه و خورده شیشه ها رو جارو کشیدم. +آیدا نگا کن تازه بیدار شدم دارم جارو رو جمع میکنم در حال اینکه الان باید صورتمو بشورم. بگیر این جارو رو جمع کن تا من بیام -باشه بابا به سمت سرویس بهداشتی رفتم تا صورتمو بشورم....... به قلم پاک الینا کپی؟ به هیچ عنوان ✨
🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌 🌌🌌🌌🌌🌌🌌 🌌🌌🌌🌌🌌 🌌🌌🌌🌌 🌌🌌🌌 🌌🌌 🌌 ࡄࡏ၄‌ܝߺ‌ߺِ‌ ܩܣܝߺ‌ߺߊ‌ࡅߺ߲🌌 ✮☾⋆♪ ๑✮๑✮๑✮๑✮๑✮๑✮๑ Part² تو آینه خودمو نگاه کردم. شبیه جنگلی ها شده بودم. زدم زیر خنده🤣 -دیونه شدی ماهلین ؟ +نه آیدا قیافمو دیدم. شبیه جنگلیا شدم😅 -آهان بالاخره به اصلیتت پی بردی😁 +اِ آیدا😤 - باشه بابا لوس😒 صورتمو با فوم صورتم شستم و رفتم تو اتاقم و موهامو شونه کردم و بستم و یه کرم مرطوبم زدم. رفتم پیش آیدا و دیدم میز رو تزیین کرده. +به به آیدا خانم چه کرده همه رو دیونه کرده پنکیک درست نکرده که کرده وافل درست نکرده که کرده چه چیزای درست نکرده که کرده میزو تزیین نکرده که کرده 😅 -ممنون شاعر بزرگوار حالا بیا بشین بخور. والا تا تو صورتتو بشوری و ادایی بازی هاتو دربیاری من میزو درست کردم خانومم. +مرسی خانومی😅 -خواهش گلم 💗 واقعا خیلی خوش مزه بود... بعد صبحونه کمکش کردم و وسایل هارو جمع کردیم. ساعت رو نگاه کردم ٧ و نیم بود. برم آماده شم ٨ باید سالن رو باز کنم که بچه ها تا ٨ و نیم میان. امروز یه قرارداد مهم دارم. یه مردی که چندتا مجتمع تجاری داره و خودش رئیس شرکت تجارت لباس هست. از تو کمدم یه شومیز کرم ملایم با یه کت شلوار کرم برداشتم و پوشیدم. موهامو مرتب کردم و جلوش رو حالت دادم. گفتم یه کاری کنم قشنگتر بشم و با دستگاه کرلی شیگلمم موهامو فر کردم. یه میکاپ ملیح و خوشگل هم کردم و رفتم سراغ کشوی مورد علاقم یعنی اکسسوری هام. دوتا انگشتر خوشگل با یه ساعت ظریف و یه بنگل و یه جفت گوشواره برداشتم و پوشیدم. با یه شال همرنگ شلوارم و یه کیف کرم و یا کفش پاشنه بلند استایلمو تکمیل کردم و عطر زدم.... به قلم پاک الینا🌌 کپی؟ به هیچ عنوان ✨
استایل ماهلین برای رفتن به سالن✨
چرت😐 ..... 😐 همه که خوش سلیقه نیستن
خوبس ............. ملسی✨
عالی .......... ممنونم✨✨✨✨
عععععععاااااااااللللللییییییییی .............. مرسیییییییییییییییییی🩰✨
مرسی از نظراتتون