🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌
🌌🌌🌌🌌🌌🌌
🌌🌌🌌🌌🌌
🌌🌌🌌🌌
🌌🌌🌌
🌌🌌
🌌
ࡄࡏ၄ܝߺ̈ߺِ ܩܣܝߺ̈ߺߊࡅߺ߲ 🌌 ✮☾⋆♪
๑✮๑✮๑✮๑✮๑✮๑✮๑
Part¹
ماهلین:
وای! صدای چی بود؟ از خواب پریدم صدایی که اومد شبیه شکستن شیشه بود. ولی آیدا الان یا باید خواب باشه یا سرکار و خونه ای که با آیدا گرفتیم خیلی امن بود. امکان نداشت کسی بتونه بیاد. از رو تخت بلند شدم و از اتاقم رفتم بیرون که آیدا رو دیدم که با ترس به شیشه های شکسته روی زمین نگاه میکرد.
+آیدا چی شده؟
- ماهلین داشتم صبونه آماده میکردم که سوپرایزت کنم. ولی لیوان آب پرتغال از دستم افتاد. 😔
+مرسی عزیزم. حالا اشکال نداره. حالا بیا این دمپایی رو بگیر بپوش تا نرفته تو پات.❤️
-ممنون. 💗
صدای آهنگ به گوشم خورد.
+داشتی آهنگ گوش میکردی حواست به آهنگ پرت شد آره؟
-آره خب ولی صداش خیلی دلنشینه😅
+حالا چرا آهنگی به این غمگینی گوش میدی ؟شکست عشقی خوردی😂
-اِ ماهلین چه ربطی داره آهنگاش قشنگه 😒
+حالا اینو ولش کن بیا این شیشه ها رو جمع کنیم😐
-باش
رفتم جارو برقی رو از اتاق اوردم و به آیدا گفتم شیشه بزرگ هارو جمع کنه و خورده شیشه ها رو جارو کشیدم.
+آیدا نگا کن تازه بیدار شدم دارم جارو رو جمع میکنم در حال اینکه الان باید صورتمو بشورم. بگیر این جارو رو جمع کن تا من بیام
-باشه بابا
به سمت سرویس بهداشتی رفتم تا صورتمو بشورم.......
به قلم پاک الینا
کپی؟ به هیچ عنوان ✨
🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌
🌌🌌🌌🌌🌌🌌
🌌🌌🌌🌌🌌
🌌🌌🌌🌌
🌌🌌🌌
🌌🌌
🌌
ࡄࡏ၄ܝߺߺِ ܩܣܝߺߺߊࡅߺ߲🌌 ✮☾⋆♪
๑✮๑✮๑✮๑✮๑✮๑✮๑
Part²
تو آینه خودمو نگاه کردم. شبیه جنگلی ها شده بودم. زدم زیر خنده🤣
-دیونه شدی ماهلین ؟
+نه آیدا قیافمو دیدم. شبیه جنگلیا شدم😅
-آهان بالاخره به اصلیتت پی بردی😁
+اِ آیدا😤
- باشه بابا لوس😒
صورتمو با فوم صورتم شستم و رفتم تو اتاقم و موهامو شونه کردم و بستم و یه کرم مرطوبم زدم.
رفتم پیش آیدا و دیدم میز رو تزیین کرده.
+به به آیدا خانم چه کرده همه رو دیونه کرده پنکیک درست نکرده که کرده وافل درست نکرده که کرده چه چیزای درست نکرده که کرده میزو تزیین نکرده که کرده 😅
-ممنون شاعر بزرگوار حالا بیا بشین بخور. والا تا تو صورتتو بشوری و ادایی بازی هاتو دربیاری من میزو درست کردم خانومم.
+مرسی خانومی😅
-خواهش گلم 💗
واقعا خیلی خوش مزه بود...
بعد صبحونه کمکش کردم و وسایل هارو جمع کردیم. ساعت رو نگاه کردم ٧ و نیم بود. برم آماده شم ٨ باید سالن رو باز کنم که بچه ها تا ٨ و نیم میان. امروز یه قرارداد مهم دارم. یه مردی که چندتا مجتمع تجاری داره و خودش رئیس شرکت تجارت لباس هست.
از تو کمدم یه شومیز کرم ملایم با یه کت شلوار کرم برداشتم و پوشیدم. موهامو مرتب کردم و جلوش رو حالت دادم. گفتم یه کاری کنم قشنگتر بشم و با دستگاه کرلی شیگلمم موهامو فر کردم. یه میکاپ ملیح و خوشگل هم کردم و رفتم سراغ کشوی مورد علاقم یعنی اکسسوری هام. دوتا انگشتر خوشگل با یه ساعت ظریف و یه بنگل و یه جفت گوشواره برداشتم و پوشیدم. با یه شال همرنگ شلوارم و یه کیف کرم و یا کفش پاشنه بلند استایلمو تکمیل کردم و عطر زدم....
به قلم پاک الینا🌌
کپی؟ به هیچ عنوان ✨
عععععععاااااااااللللللییییییییی
..............
مرسیییییییییییییییییی🩰✨
🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌
🌌🌌🌌🌌🌌🌌
🌌🌌🌌🌌🌌
🌌🌌🌌🌌
🌌🌌🌌
🌌🌌
🌌
ࡄࡏ၄ܝߺ̈ߺِ ܩܣܝߺ̈ߺߊࡅߺ߲🌌 ✮☾⋆♪
๑✮๑✮๑✮๑✮๑✮๑✮๑
Part³
دیروزم به فکر ناخن هام بودم رفتم پیش لنا برام درست کرد. 💗
رفتم پیش آیدا تا ازش خداحافظی کنم.
- به به ماهلین خانم چه تیپی زده. چه خبره؟
+یه قرارداد مهم دارم عزیزم💖
-موفق باشی خانومی
+ مرسی گلم. دیگه کاری با من نداری؟
-نه عزیزم چه کاری. برو به سلامت برسی خدافظ❤️
+خدافظ عزیزم💓
رفتم سوئیچ ماشینو برداشتم و سوار شدم و به سمت سالن حرکت کردم....
وقتی رسیدم دیگه 8 شده بود. در سالن رو باز کردم و داخل شدم و رفتم تو دفترم...
داشتم طرح جدیدم رو میکشیدم که تلفن دفتر زنگ خورد. منشیم بود مائده.
+بله؟
-سلام خانم صابری ببخشید آقای نیابتی اومدن میگن با شما کار دارن. میشناسینشون؟
+بله اگه میشه بفرستیدشون داخل
-چشم
خب بالاخره پسره اومد. تیپش خوب بود. یه پیراهن سورمه ای با یه شلوار کرم با یه کفش کالج سورمه ای . آستین هاشم تا آرنج داده بود بالا. من این همه به خودم رسیدم. حالا این یارو با تیپ بیرون اومده.بلند شدم.
+سلام آقای نیابتی
-سلام خانم صابری
+بفرمایید بشینید. قهوه میل دارید یا چای
-اگه مشکلی نداره قهوه
مرتیکه پرادعا برا من قهوه میخواد
+باشه حتما. مهسا عزیزم ٢ تا لیوان قهوه برای من و آقا بیار لطفا💗
-خب شما چه مزون زیبایی دارید. این برگه قرارداد رو بخونید اگر راضی بودید امضا کنید. نکته ای هم هست بفرمایید.
اِ اِ گفته قهوه بیار بعد الان شروع میکنه. بزار برسی و بشینی بعد دهنت و باز و بسته کن. برگه قرار داد ها رو برداشتم و خوندم...
با همه ی شرایط اوکی بودم ولی .....
به قلم پاک الینا🌌
کپی؟ به هیچ عنوان ✨