eitaa logo
سُلالهِ‌ سادات
1.1هزار دنبال‌کننده
811 عکس
69 ویدیو
0 فایل
「إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ」:)🌊🩷🌿 اینجا؟ روزمرگیِ یه نیمچنه‌حافظِ قرآن✨💒 خوش‌اومدی به دنیای‌زیبای‌من🤎☕ کُپی!؟ با ذکر‌صلوات‌،آزادِ 🍓😌 ناشناس🪄؟ سنجاق‌کانال🖇️ آنلاین شاپم🛒🛍️ @Solaleh_shop من اینجام🩵: @m_sadat_hy
مشاهده در ایتا
دانلود
🍀 از اونجایی که قمر در عقرب شروع شده و دیگه نمیتونم کارای خاصی رو شروع کنم میخوام تو این مدت طرح بکشم ✏️🗒 @Solaleh_SADAT🇮🇷
. آماده که شد تموم شده هارو میفرستم🌾
. هر روز و شب فدای تو: یا اباعبدالله ‌...❤️‍🩹 @Solaleh_SADAT🇮🇷
هر کس به شهدا توسل کند به بُن‌بست نمی‌خورد😊👌 📆 روز اول چله‌ی شهدا تاریخ : ۱۴۰۴/۱۲/۲۰ روز چهار شنبه اَعمال چله :🤲🏻📿👇🏻 ▫️یا زیارت آل‌یاسین ▫️یا ۱۰۰مرتبه صلوات ▫️یا ۱۰۰ مرتبه ذکر [ اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج ] را از طرف شهید یوسف قربانی هدیه می‌کنیم به امام زمان عجل‌الله ⏰ از اذان امروز تا اذان صبح روز بعد برای انجام اعمال چله فرصت داریم @Solaleh_SADAT🇮🇷
سُلالهِ‌ سادات
هر کس به شهدا توسل کند به بُن‌بست نمی‌خورد😊👌 📆 روز اول چله‌ی شهدا تاریخ : ۱۴۰۴/۱۲/۲۰ روز چهار شنبه
غواصی که از بی‌کسی برای آب نامه می‌نوشت🥺🌊 🌷شهید یوسف قربانی🌷 تاریخ تولد: ۱۳۴۵ تاریخ شهادت: ۱۹ / ۱۰ / ۱۳۶۵ محل تولد: زنجان محل شهادت: شلمچه اسمش یوسف بود، یوسف قربانی؛ بچه‌ی زنجان...شش ماهگی پدرش رو از دست داد و یتیم شد😔شش سالگی مادرش را از دست داد و با برادرش برای ادامه زندگی به خانه‌ی مادربزرگ رفتند...🌱دبستان بود که مادر بزرگش به رحمت خدا رفت و تنها دلخوشیش برادر بزرگترش بود که در دوران نوجوانی او را در سانحه‌ی تصادفی از دست داد و تنهای تنها شد🥀عاقبت یوسف رفت جبهه... توی اطلاعات عملیات بود، غواص هم بود🤿 همرزم شهید← هر روز می‌دیدم یوسف گوشه‌ای نشسته و نامه می‌نویسد📝 با خودم می‌گفتم یوسف که کسی را ندارد، برای چه کسی نامه می‌نویسد⁉️ آن هم هر روز...! یک روز گفتم یوسف نامه‌ات را پست نمی‌کنی؟ دست مرا گرفت و قدم زنان کنار ساحل اروند برد🌊 نامه را از جیبش در آورد پاره کرد و داخل آب ریخت، چشمانش پر از اشک شد🥺و آرام گفت: من برای آب نامه می‌نویسم کسی را ندارم که...🥀 همرزم شهید← ۱۹ دی‌ماه بود بچه‌ها یکی پس از دیگری، مظلومانه در داخل آب شهید می‌شدند🌊 یوسف داشت با فاصله کمی از من حرکت می‌کرد، ناگهان از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت💥گلوله از سمت راست سرش اصابت کرد و از سمت چپ خارج شد💔نزدیک بود در آب بیفتد که من گرفتمش، خون از دهان و گوشهایش فوران می‌کرد و سرش را آرام به چپ و راست می‌چرخاند، صدایش کردم: یوسف! یوسف! او آرام آرام زار می‌زد نمی‌توانست چشمانش را باز کند😭دیدگانش پر از خون بود و به آرامی به شهادت رسید🕊️ @DellAram128🇮🇷
✨ و انگار قسمت رمضان است .. داغِ علی«ع» دیدن ..🖤 @Solaleh_SADAT🇮🇷🖤
. ای انکه در عین فرزانگی؛ مهربانی😭🙃 جوشن کبیر .
. اینک‌شما‌و‌وحشت‌دنیای‌بی‌علی«ع»🏴 .
سد نوری ایجاد کردی ؟! خیلی‌مهمه هر چقدر بیشتر بخونیم بهتره ✌️ @Solaleh_SADAT🇮🇷