دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین
خود نعش خود به شانه گرفتم، گریستم.
عفيف باختری*
حتی اگر از تاریکی های درونت برایم حرف بزنی
من تورا طوری نگاه میکنم که انگار خورشیدی.
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
ببخشید که هر سال بعد از عاشورا هنوزهم زندم.
چیزی را کم دارم..
شاید امید، شاید فراموشی، شاید یک دوست و شاید خودم را!
محمود درویش*
بچه ها جون ادمین میخوام💞
بالای ۱۴،۱۵ سال باشه و نویسندگی قوی داشته باشه، اینم آیدیم:
@Anightgirl