" سرمه ای "
غزل یک کتاب سرمه ای مثل سابق عزلم ساده و بارانی نیست هفت قرن است در این مصر فراوانی نیست به زلیخا
حال این ماهی افتاده به این برکهی خشک
حال حبسیهنویسی است که زندانی نیست
چشم قاجار کسی دید و نلرزید دلش
بشنوید از من بیچشم که کرمانی نیست
ـ حامد عسکری
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زخمی به گل کهنه ما کاشت خداوند . . .
" سرمه ای "
" سرمه ای "
حال این ماهی افتاده به این برکهی خشک حال حبسیهنویسی است که زندانی نیست چشم قاجار کسی دید و نلرزید
با لبی تشنه و بیبسمل و چاقویی کند
ما که رفتیم ولی رسم مسلمانی نیست
عشق رازیست به اندازهی آغوش خدا
عشق آن گونه که میدانم و میدانی نیست
ـ حامد عسکری
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو .. چقدر .. خدایئ .. بلدی ..
" سرمه ای "