آوای قلم
دریغ است ایران که ویران شود
دفتر خاطراتم رو باز میکنم و مینویسم از ایران در ابتدای سال ۱۴۰۴...
مینویسم تا یادم بماند اقتدارِ ایران در میان انبوهی از گرگ که قصد جانش را کرده اند...
در میان آن همه جملاتِ زیبا و خفن، صدای تلوزیون است که نوشتنم را متوقف میکند...
گزارشگری، میگوید از مهربانیِ میهنی که حقیقتا به قول همسن و سالهایم باعث شد قلبم اکلیل پمپاژ کند...
از میوه فروشی میگوید که برای همبستگی با هموطنش، میوه هایش را بدون سود،به همان قیمتِ خرید به فروش میگذارد...
از مردِ نانوایی که خانواده اش را به شهرستان فرستاده است و خودش،دستتنها خمیر را چونه میکند و نان میدهد دست مردم...
از تاکسی ها و بسیجی ها و فروشگاه ها و هزاران هزار مردمی که زیاد به اجدادشان شبیهاند...
همانهایی که در ۸ سال دفاع مقدس تنها صلاحِ در دستشان ایمان بود و تمام...
این را نوشتم تا بگویم:
همین استکه ایران را بین تمامِ کشور ها سربلند میدارد؛ کشوری پر از ایرانیهایِ اصل...
#ایران_قوی
این روزها بدجوری بوی محرم را حس میکنم...
چه میدانم...
شاید من امسال زودتر از سالِ قبل خسته شدم و منتظرِ یک دلِ سیر گریه کردن در حسینیه و هیئت های ارباب هستم...
نمیدانم قرار است تفاوتِ محرم امسال با سال های قبل تا چه اندازه باشد و حسین جانمان چندین نفر را بخرد و نامشان با عنوان شهید خاطره ساز شود...
ولی...
هرچه هست و نیست قضیه این است که من امشب از شدّت دلتنگی، خودم بودم و زمزمهی مداحیِ میزنه قلبم؛ داره میاد دوباره باز بوی محرم...
پ.ن: ما زیر بیرقِ عمویم عباسیم
@Soundandwriting
آوای قلم
درس امشب: به همون اندازه که میگن کلمات بیشتر از گلوله ها آدم میکشن؛ کلمات میتونن یه آدمِ افسردهی
درسِ هرروز و هرشب:
اعتمادِ بیشاز حد ممنوع!..
اگر بیشاز حد به کسی اعتماد نداشته باشی، حتی اگر طرفِ مقابل کاری انجام بده که باعث ناراحتیِ تو بشه، زیاد برات مهم نیست... :)
بیاین بگید
امروز چهارشنبه ۱۴۰۴/۴/۴ چه کاری انجام دادید که موندگار بشه این روز...
https://abzarek.ir/service-p/msg/2219833
به طبلِ کنار میدان که کمی جلوتر از نخل قرار دارد خیره میشوم...
پسرکی قد بلند، چوب بزرگی در دست دارد و به آن طبلِ زبان بسته امان نمیدهد...
ضربه هایی را حواله اش میکند و باعث میشود طبل با صدای بلند ناله سر دهد و مرا در آن ور میدان، کنارِ سیلِ جمعیت اذیت کند...
کاش میتوانستم استفاده از این وسیله را ممنوع کنم و خود را برای همیشه از دستِ صدایش، راحت...
یادم می آید در دوران کودکی، هنگامی که نگاهم به طبل می افتاد...
از جمعیت فاصله میگرفتم؛ روی دو پایم مینشستم؛ با دست هایم درپوشی برای گوش هایم درست میکردم و با خواندنِ شعرهایِ جورواجور، زمان را به حرکت در میآوردم...
الآن هم که سنی دارم و از دوران کوچکیام گذشته، اوضاع همان است...
باز هم شنیدنِ صدایِ آن وسیلهی غول پیکر آزارم میدهد...
انگاری قلبم را در مشت میگیرد و چنان فشار میدهد که هرآن قرار است به هزاران تیکه تقسیم شود...
چاره ای نیست؛
چشمانم را میبندم و دستم را روی قلبم میگذارم؛ سعی دارم از تیکه تیکه شدنش با صدای طبل جلوگیری کنم...
@Soundandwriting
هدایت شده از فانوس امید✨
زندگیت تو بسپار به امام حسین خودش جور میکنه اینو مطمئن باشید....🥺❤️
https://eitaa.com/arameshdakhsh
دستم را به سمت یکی از رفقا می برم و با کمکش همزمانِ با یاعلی گفتنِ مداح می ایستم؛ آخر زمان، زمانِ تماشای سینه زنی هست بدون هیچ فکر و خیالی دیگر...
چشمانم را از بین جمعیتِ سینه زنان هدایت میکنم به سمت مداحی که با بالاو پایین شدنِ نوایش، سینه زنی ضرب میگیرد و گاهی هم آرام میشود...
همان مجتبی رمضانی، مداحِ چندین سالهی بیت العباس است؛ فقط با دو سه خط چین و چروکِ بیشتر...
پیراهن و شلواری مشکی با سربندی همرنگش...
مداحی کردنش مثل همیشه بوی لفظ حسین و علی را دارد ولی اینبار یک اسم دیگر را مدام تکرار میشود...
اسمی آشناست که به دلیل قضایای اخیر بر روی مداحی ها هم اثر گذاشته و همین باعثِ شادمانی است...
دستم روی قلبم بدون حرکت ایستاده،
انگاری او هم به احترامِ نام هاي مبارک، بی تحرک به مداحی گوش میدهد...
ولی این مداحی یک چیزی کم دارد...
رمضانی، پرچمی سه رنگ را با همان الله خوش رنگش از مرد کناری گرفته و آن را جلوی سینه زنان میگیرد...
طبیعی است سینه زنی با شور و حالی دو چندان ادامه پیدا کند...
تا قبل از آن خون علوی و حسینی در رگانِ سینه زنان میجوشید، حال جوشیدنِ خون ایرانی نیز به آن اضافه شد...
پ.ن: عکس از کانالِ دوست خوبم
https://eitaa.com/motahareh_vesali
آوای قلم
دستم را به سمت یکی از رفقا می برم و با کمکش همزمانِ با یاعلی گفتنِ مداح می ایستم؛ آخر زمان، زمانِ تم
شما هم مثل من از اینکه دعای سلامتی رهبر ایران رو بلند و طنین انداز در مراسمات میشنوید، ذوق میکنید ؟؟
هدایت شده از خبرگزاری پانا شهرستان میبد
28.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نماهنگِ همایشِ شیرخوارگان حسینی به مناسبتِ شب هفتم محرمالحرام،شبِ علی اصغر (ع)
فیلمبرداران:
فاطمه سادات امامی
مطهره محدثی
تدوین:
فاطمه سادات امامی
خبرگزاری دانش آموزی پانا؛شهرستان میبد
🆔 @panameybod
━━🎥 ━━ 📸 ━━🎙 ━━
آوای قلم
🎥 نماهنگِ همایشِ شیرخوارگان حسینی به مناسبتِ شب هفتم محرمالحرام،شبِ علی اصغر (ع) فیلمبرداران: فا
میگن علی اصغر ۶ ماهه خیلی حاجت میده...
امشب دعا کنیم برا همدیگه، کربلا رفتن رو... :)