2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوتا دوست جدید...
دوتا دوست قدیمی🥲🤌
زیبایی این صحنه((:
واستون از این رفاقتا میخوام...
#محفل_سه
#حامین
"🤍@Hamin_mahfel"
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا وقتی تو هستی من به کسی نیاز ندارم🥺😂
قربون صدقههاشون((:
واییییییییی بعداز خدا امیدش به سیده😭🤌
رسالت: رفتی رو صحنه یکی دیگه شدی😂
#محفل_سه
#حامین
#پیشنهاد_دانلود
"🤍@Hamin_mahfel"
هدایت شده از "خب که چی؟! "
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نصب کتیبه شهادت امیرالمؤمنین بر ایوان نجف🖤:))
⇨@monster80_90
هدایت شده از |•مَـحْـفِـلرَمِـضٰـانــ•|
خب اونجا که حاجی قرآن دستش بود، بعد حاج آقا قاسمیان یه حرفی زد و یه آیه ای خوند که حاجی صفحهشو آورد و بعد گرفت جلوی سید تا بخونه ..
البته قبلشم که درباره وحدت حرف میزد، سید جلال هی به اهل بیت تاکید میکرد که اونم حذف کردن..
بعد اونجا که رسالت به سید گفت چی میدی بهشون، سید فقط به محمد نعیم کربلا داد ..
حاجی دستشو گذاشت رو شونه حسین گفت پس این چی ؟
منم بهش مشهد میدم ..
بقیشم که دیدین ..
بعد حاجی و سید اومدن اینطرف، یادم نیست کی پرسید، ولی یکی پرسید تعریف تو از رفاقت چیه ..
پسره حسین، گفت رفاقت یعنی عشق، بعد زد زیر گریه .. :)))
(بخدا خوش به حالش که این رفیقشه، شانس نداریم به قول حاجی😭😂)
بعد سید جلال پرسید که انگلیسی بلدی ؟
پسره گفت بله، گفت عشق به انگلیسی چی میشه ؟ گفت نمیدونم 😂✨
گفت میشه لاو،
بعد گفت به عربی میدونی چی میشه ؟
گفت نمیدونم، گفت میشه حب،
بعد این مابین سید گفت حالا اینارو میپرسی کجا میخوای ببریش ؟💆🏻♀
بعد پرسید به اسپانیایی میدونی چی میشه ؟
سید بلافاصله گفت میخواد ببرتت، همینطوری یه چیزی الکی بگو🤣😭
سید جلال گفت میشه آمورررر ..
بعد شروع کرد🤣🤣🤣
اینجا رسالت عالییی بودد، دستاشو اول آورد بالا بزنه تو سرش، بعد پشیمون شد دستشو آورد پایین حرصی خندید سر تکون داد ..
که یعنی بخون .. بخوووون .. کشتی تو منو بخوون😭😭😭🤣
دلم براش سوخت🦦💔
بعدش که خوند گفت این آهنگ تقدیم به شما 🛐
رسالت گفت بابا تو این آهنگ و به زن و شوهرها تقدیم میکنی، به حامد و حسنین تقدیم میکنی، چیکار میکنی تو🤣🤣
بعد حاجی دست سید و گرفت .. گفت من نمیدونم لاوِ، حبّ ِ، چیه ..
ولی ما عشق داریم .. بعد دوباره سید و کشید تو بغلش 😭😭😭
خیلی صحنه قشنگی بود بغل دوم، حیف که پخش نشد..
آهااا، یه چیز دیگه که نمیدونم پخش شد یا نه، اونجا که حاجی گفت کفار دور منو گرفتن، حاج احمد گفت حامد میای اینجاهاااا، بعد رسالت گفت آقا حاج احمد بزار کارمونو بکنیم .. اونجام دلم برا پدربزرگ سوخت 😭🦦.
#خاطره
#ضبط_نشده
[𝗦𝗲𝗹𝗲𝗻𝗲|سِلنِـہ]
خب اونجا که حاجی قرآن دستش بود، بعد حاج آقا قاسمیان یه حرفی زد و یه آیه ای خوند که حاجی صفحهشو آورد
ولی این صحنهها چقدر میتونست قشنگ و لذت بخش و برادرانه باشه((:
فقط حاجی که میگه نمیدونم لاوِ حبه، ولی ما عشق داریم🥲🤌
دلم برا رسالت میسوزه😂😂
هدایت شده از برنامه تلویزیونی محفل
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌙 چالش ترکی حرف زدن حسنین
✨ تلاشهای ناموفق سیدحسنین برای یاد گرفتن گویش آذری
@mahfeltv3