حس جدا شدن از بچم رو دارم
لطفا بچم رو بهم برگردونید دلم براش تنگ شده(حالا من همونیم که میگفتم حالم از ریخت و قیافه ش داره بهم میخوره از بس دیده بودمش حالت تهوع گرفته بودم)
نذر یار است، میان تن اگر جان داریم
هرچه داریم ازین نیمه ی شعبان داریم
اشتیاق دل دیوانه ی ما دیدنی است
خنده بر چهره ولی دیده ی گریان داریم
از عطا و کرم حضرت نرجس خاتون
عشق دلدار، در این سینه فراوان داریم
هر که هر چیز دلش خواست بگوید اما
ما به برگشت گل فاطمه ایمان داریم
عهد بستیم که جان بر کف مهدی باشیم
با نبی و علی و فاطمه پیمان داریم
خودمانیم چه عیدی؟ چه سرور و جشنی؟
تا که دلبر نرسد، حال پریشان داریم
تا که فریاد زند بانگ أناالمهدی را
تا همان دم به خدا غصه ی هجران داریم
کاش با آمدنش، روشنی دیده شود
تا به کی گریه ی خود، از همه پنهان داریم؟
کاش یک بار به ویرانه ی ما سر بزند
کاش این جمعه ببینیم که مهمان داریم
مطمئنیم شب نیمه ی شعبان، حرمِ...
کربلا رفته و ما پاره گریبان داریم
ای ملائک برسانید بر آن شاه کرم
روسیاهیم و همه حاجتِ غفران داریم
برسانید که در صحن قدیم الاحسان
التماسِ کرم از معدن احسان داریم
سالیانی ست که ما منتظران، دیده ی تر...
یاد خشکیِ لب سیدالعطشان داریم
سحرنیمه ی شعبان و من و اشک و فراق
همگی منتظر روز ظهورت هستیم