واقعا نمیدونم مامانم چطوری بابامو تحمل میکنه
و بابام چجوری مامانمو تحمل میکنه
خسته ام خسته
شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجرو آجر پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت نیم دیگرم را باد برد
از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا
بیت های روشن و شلعه ورم را باد برد
با همین نمیه همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نمیه عاشق ترم را باد برد..
این یکی از شعرای حامد عسکریه خیلی خوبه
♡♡
بزار بخونمش
https://eitaa.com/101962851/423
منم الان تو این وضعم
منتها موندم خودم چطور تحملشون میکنم
♡♡
حالم حال اون دانشجویی که اولویتش یه شهر دیگه بود برای دور شدن از خانواده و با هزار بدبختی قبول شد و الان نشسته تو خونه
اوکی اول باید اروم باشیم و نفس عمیق بکشیم حالا هر چی فحش یاد گرفتی از اول تولدتو میگ_