امروز یه چیزی خیلی حالم رو خوب کرد بعد از مدتها که حیف بود اینجا نذارم و ثبت نشه، اونم دیدنِ ذوقِ دخترک بود، انقدر با ذوقش حال دلم خوب شد که خدا میدونه.=)
هدایت شده از ‹آبینه.›
مادرای مینابی وقتی بچهاشونو امروز صبح به مدرسه فرستادن فکرشم نمیکردن موشک کسی که میگفتن ادم عادی نمیزنه بچههاشونو ازشون بگیره.
حالا توی میناب ۵۷ تا دسته گل پرپر شد. آدم بزرگ نه! ۵۷ تا بچه!
خدایا کمکمون کن که تو این برهۀ زمانیِ حساس و هر روز که بیشتر به ظهورِ آقا نزدیک میشیم بتونیم حق و باطل رو تشخیص بدیم و سمتِ درستِ تاریخ بایستیم.
آمین.
برای چه میرقصید؟ برای چه کسی جیغ و سوت میکشید؟ در عزای دخترکانی که آیندهی این کشور بودند، امید و آرزوی خانواده بودند، دردانهی پدر و عزیزجانِ مادر بودند؛ برای کوله پشتی های سوراخ و خاکی که صاحبانشان اکنون یا زیرِ خروار ها خاک اند یا سنگینی آوارِ دیوار گلویشان را بریده، برای اینها خوشحالید؟ پس بخندید و شاد باشید، بخندید که خوب بازیچهی دستِ آن انسان های کثیف و پلید شده اید.
اکنون نه تنها به انسانیتِ در خونهایتان بلکه به ماهیتِ لقمه هایی که سر سفرهی خانههایتان خورده اید هم باید شک کنید.
هدایت شده از « منِفیالحال »
اینم آخرین حرکتی بود که میتونستید بزنید. حالا هم بدونید که بعد از این، ما هیچچیز برای از دست دادن نداریم و تا لحظهای که آخرین قطرهی خون از آخرین نفرمون بر روی زمین چکیده بشه، میجنگیم.