دخترای فعال باحالن و حس خوبی میدن:
+ کجا بودی؟
- بودم سرکار.
+کجا بودی؟
- بودم باشگاه.
+کجا بودی؟
- داشتم زبان تمرین می کردم.
دلتنگی حس عجیبیـه، احساس میکنی همیشه یه چیزی کمه، انگار یه تیکه از پازلِ وجودت نیست.
هر روز بیشتر به این پِی می برم که شخصیت آدم ها چقدر به اسمشون میاد.
امروز خستگی جوری فشار آورده بود که تهِ صدام بغض بود، خلاصه که گذشت و.. . شکرت.
نمیدونم من این مسئله رو خیلی بزرگش کردم یا اینکه واقعا بزرگ و مهمه ولی امروز متوجه شدم که آدم هرچی بزرگتر میشه تصمیم گیری براش سخت تر میشه، مخصوصا اگر فرد بخواد به فکر همه باشه و همه جوانب رو در نظر بگیره خیلی خیلی سخت تر میشه!
تازه فاجعه اونجاست که تصمیم گیری بین دو تا راه باشه و دلت بخواد بین این دو راهی با سر بری تو دیوار ولی از بینشون انتخاب نکنی!
من این همه جمله گفتم و واژه ردیف کردم که تهش بگم هر چقدر هم که سخت باشه سعی کنید منطقی و آگاهانه انتخاب کنید مطمئن باشید که خدا تو انتخابِ درست کمکتون میکنه.