نمیدونم من این مسئله رو خیلی بزرگش کردم یا اینکه واقعا بزرگ و مهمه ولی امروز متوجه شدم که آدم هرچی بزرگتر میشه تصمیم گیری براش سخت تر میشه، مخصوصا اگر فرد بخواد به فکر همه باشه و همه جوانب رو در نظر بگیره خیلی خیلی سخت تر میشه!
تازه فاجعه اونجاست که تصمیم گیری بین دو تا راه باشه و دلت بخواد بین این دو راهی با سر بری تو دیوار ولی از بینشون انتخاب نکنی!
من این همه جمله گفتم و واژه ردیف کردم که تهش بگم هر چقدر هم که سخت باشه سعی کنید منطقی و آگاهانه انتخاب کنید مطمئن باشید که خدا تو انتخابِ درست کمکتون میکنه.
هدایت شده از رعاد .
لحن ِگیرایِصدایتزودعاشقمیکند ؛
جان ِمنتامیشودباهیچکسصحبتنکن (:
امروز بچه های ابتداییمون رو دیدم.. . چقدر تغییر کردیم همه، چقدر بزرگ شدیم، بعضی ها همون جوری ساده و صمیمی دریغ از ذره ای تغییر..
و بعضی ها چقدر تغییر کردن و تحت تاثیر دوستی های جدیدشون قرار گرفتن، ولی من خود واقعیشون رو می دیدم، خود واقعیشون که پنهانش کردن توی اعماق قلبشون و فقط برای اینکه توسط آدم های جدید پذیرفته بشن تغییر کردن، فقط یه لحظه با خودم گفتم کاش اینطوری نمی شد.