شبکه های اونورِ آبی هنوز درگیرن که ما هر شب میریم تجمع یه پولی میزنن به کارتمون، خواستم بگم آقا این پول ما رو کی میده؟ نیاز دارم زودتر بزنین به حساب لطفا ممنون.
خون میچکد از دیده در آن کنج صبوری
آن صبر که من میکنم اَفشردن جان است
جدیداً بخاطر همه چیز غصه میخورم، جای وعده های غذاییم رو با غصه عوض کردم.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
به خدا برم مشهد خوب میشم. فقط منو ببرین اونجا و ولم کنین تو صحن و سرای آقا.
به من بگو که نگاهت، به غیر از آن آهو
دوباره ضامنِ یک دل شکسته خواهد شد؟
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
باباجونِ رقیه،
برسونم به محرم تو رو به جونِ رقیه..