خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
راستش هیچوقت تا حالا حالم انقدر از خودم بهم نخورده بود.
هیچوقت انقدر از خودم دور نشده بودم،
هیچوقت انقدر با فاطمه غریبه نشده بودم،
هیچوقت انقدر آرزوی مرگ نکرده بودم.
حیف که اینجا برام پُر از خاطرهست، وگرنه آروم آروم خونهای که خودم ساختم رو خرابش میکردم.
هدایت شده از Motivation🇮🇷🇵🇸☝🏻
از گرما خستهم ولی اصلا دلم پاییز دلگیرو نمیخواد، اصلا.
ای کاش میشد برگردم به عقب و یه سری چیزها رو درست کنم.
ای کاش میشد.
کاش.