eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1.1هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
259 ویدیو
8 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
پناهِ همیشگی، آقای امام زمان، این آدمک طفلکی و رنجور رو بپذیرید لطفاً، ممنونم.
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
یک./ خسته، غم‌زده و بغضی در حال برگشتن از کلاس بودم که گوشی رو روشن کردم تند تند و پیام‌ها رو نگاه کردم، ریحانه گفت دارم می‌رم بیرون نمیای؟ گفتم حتماً نمی‌شه، پس بغضم وسط خیابون ترکید. امّا وقتی رسیدم خونه و مامان قیافه‌ی مظلومانه‌م رو دید قبول کرد و گفت برم.
دو./ نشستم همون‌طوری منتظر تا اینکه بابام برسونتم‌ کافه و بعد تندتند رفتم از پله‌ها بالا و با قیافه‌ی منتظر ریحانه مواجه شدم. سفارش‌هامون رو دادیم و از شدت گرسنگی اون نیم ساعت اندازه‌ی صدسال گذشت برامون.
سه./ بعد از اینکه بلند شدیم ریحانه هر آینه‌ای که می‌دید می‌خواست عکس بگیره، رسیدیم سر پله نزدیک بود بیوفتیم هی می‌گم ریحانه چرا راه نمی‌ری می‌گه اینجا آینه‌ست بذار عکس بگیرم.=))))))))) خلاصه‌ش که حساب کردیم و زدیم بیرون.