وقتی میبینه بیمهابا پاهات رو تکون میدی و گوشتِ کنار ناخنت رو میکَنی و مضطربی و بعدش اون دستات و میگیره و میبینی حواسش هست.((((((:
بوس واقعا 💘💘💘، تموم احساساتِ "جیگبلیللییکیمکزیینی"ت رو موقع دیدنش جمع میکنی میچسبونی به لپش.
به معنای واقعیِ کلمه وقتی یه جا بهم خوش میگذره اصلا یادم میره عکس و فیلم بگیرم. مثلا همین امشب.
به صورت خیلی یهویی قسمت شد برم مراسم امشب و سه ساعت پیش رزالین باشم، اصلا انقدر گودی گودی و 💘💘 بود امشب که نمیدونم چگونه وصف بنمایم.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
به صورت خیلی یهویی قسمت شد برم مراسم امشب و سه ساعت پیش رزالین باشم، اصلا انقدر گودی گودی و 💘💘 بود ا
مملو از حس و حال های متفاوت، خنده، بغض، ذوووق و تداعی خاطرات. اشک-
سرش را بالا نمیآورد و نگاهش را میدزدید، ناراحت بود، اشک ریز ریز از چشمانش میبارید، دلم میخواست زمین دهان وا کند و من را ببلعد. شرمگینانه..فقط بغلش کردم.
اونجاش قشنگه که حتی وقتی دعوا میکنید بازم کنار همید و حواستون بهم هست.
هر کسی داره یه جوری و با یه چیزی تو زندگیش کلنجار میره، لطفا مهربون باشید.