eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
227 ویدیو
3 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
یک‌شنبه هیچ، وجود داشتم.
هدایت شده از پیچش‌ِتاك‌ها؛
بعضی وقتا میبینم چقدر ما آدما فروپاشیده ایم
از چه می‌ترسی دگر؟ بعد از سیاهی رنگ نیست.
فشار یعنی نوتیف بیاد برات ولی چون وای‌فای قطعه نتونی ببینی. عالی.
هدایت شده از هِزارویك‌شَب*
به لطفِ نرگسِ [وایولاخانوم] امروز رو لبخندی شروع می‌کنیم.
حریق خزان بود ھمه برگ‌ھا آتش سرخ ھمه شاخه‌ھا شعله زرد درختان ھمه دود پیچان به تاراج باد و برگی كه می‌سوخت می‌ریخت می‌مرد و جامی ساوار چندین ھزار آفرین كه بر سنگ می‌خورد من از جنگل شعله‌ھا می‌گذشتم غبار غروب به روی درختان فرو می‌نشست و باد غریب عبوس از بر شاخه‌ھا می‌گذشت و سر در پی برگ‌ھا می‌گذاشت فضا را صدای غم‌آلود برگی كه فریاد می‌زد و برگی كه دشنام می‌داد و برگی كه پیغام گنگی به لب داشت لبریز می‌كرد و در چشم برگی كه خاموش خاموش می‌سوخت نگاھی كه نفرین به پاییز می‌كرد حریق خزان بود من از جنگل شعله‌ھا می‌گذشتم ھمه ھستی‌ام جنگلی شعله‌ور بود كه توفان بی‌رحم اندوه به ھر سو كه می‌خواست می‌تاخت می‌كوفت می‌زد به تاراج می‌برد و جانی كه چون برگ می‌سوخت می‌ریخت می‌مرد و جامی سزاوار نفرین كه بر سنگ می‌خورد شب از جنگل شعله‌ھا می‌گذشت حریق خزان بود و تاراج باد من آھسته در دود شب رو نھفتم و در گوش برگی كه خاموش می‌سوخت گفتم مسوز این‌چنین گرم در خود مسوز مپیچ این‌چنین تلخ بر خود مپیچ كه گر دست بیداد تقدیر كور ترا می‌دواند به دنبال باد مرا می‌دواند به دنبال ھیچ - فریدون مشیری