خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
سکوتِ آسمان شکست،
گل ها و گیاهان روییدند،
ابر ها از شوق میباریدند،
زمین سراسر گل های رزِ صورتی شد،
بوی پاستیل و توت فرنگی در فضا پیچید،
خدا لبخند زد و فرشته ای از میانِ آسمان ها زمینی شد.
.
.
.
گاهی خدا یه نور وارد زندگیت میکنه، اون نور میتونه یه آدم باشه، یه آدم که تو سختی ها دستت رو رها نمیکنه، یه آدم که مرهم روی زخمته، خودش تکه های شکستهی قلبت رو به هم میچسبونه و جای زخم رو ماچش میکنه، یه آدم که کنارش خود خودتی و هر جوری که هستی تورو پذیرفته، کسی که واژه های "رفیق"و"همدم" و.. رو برات معنا میکنه.
اون نور توی زندگی من تویی..
میدونی که چقدر خوشحالم از داشتنت..
عزیزترینِ قلب من.. [دوستت دارم]
تولدت هزاران بار مبارکِ خودت و من دخترکم..(((:
همون قلبِ آبیِ خودم برات * 💙
- وایولا خانوم.