گفت از حالت بگو بهتری؟
گفتم "من مجموعه ای از درست میشود های پاره پاره ام."
نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت
دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت
- شهریار |
هدایت شده از نرگِث
فکر کن.
"رسیدی بگو"
"مراقب باش"
یا حتی خیلی "مراقب خودت نیستی؟ پس من مراقبت هستم"
"اگه سردته بیا ژاکت من"
داری غذا میخوری رو دماغت "بوس"، گریه میکنی رو چشمات "بوس"، غر میزنی پیشونیت و "بوس" میکنن.
چه حسی دارید که نجاتدهندهاید؟ ها؟
هدایت شده از مُرتاح
خدایا عزیز جونای همه رو واسشون حفظ کن و سلامت نگه دار. مال من رو هم. چون من بهشخصه بعد عزیزم زیاد زنده نمیمونم.