برایم غریب بمان
که هر که دل به او بستم اهلِ رفتن شد.. .
- محمود درویش
در تمامِ خیابان ها عطرِ بهارنارنج پیچیده است، بیا باهم قدم زنان به سوی مقصدی دور حرکت کنیم، یک جای دور و آرام.
قهوه قجری
نه!
سبز نیست
آبی نیست
چشم هایت را میگویم.
رنگ عسل هم نیست!
قهوه ای قجری ست
که باید
درمرتفع ترین کاخ طهران
زیر تیغِ بودن یا نبودن
آن را بی اختیار نوشید
زندگی را با مرگ
و مرگ را با زندگی
در فنجانِ خالی نگاهت
محک زد!
- مجموعه شعر از ایمانا .