خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
من از خودم خسته شدم آقای امام رضا... منو به خودم برگردون.
منم همینطور آقاجان.. منم همینطور.
هدایت شده از • همینحَوالی🇮🇷
میگن که:
فصل نوکری تموم شد..
اما ما کارگر فصلی نیستیم
که فصلی نوکری کنیم ،
کار نوکر ، نوکریه..
ما همه روز سال نوکرتیم آقا..((:
اگه مایل بودید برام یه دعای ریز کنید، فردا یه آزمونی دارم و برام مهمه، ممنونتونم مثل همیشه. 💖
هدایت شده از هزارمن
نمیدونی که قراره دلت برای موهای سیاه مامان تنگ بشه، نمیدونی یه روزی به جای اینکه حوله رو ببری برای عزیزانت، تنشون رو لای کفن میپیچی، نمیدونی گلهایی که امروز بهشون ندادی رو یه روز میذاری روی گورشون، نمیدونی لبخندهایی که امروز بهشون نزدی، یه روز تبدیل میشه به اشکهایی که خیره به عکسشون میریزی.
چقدر نمیدونی که چقدر قراره دلت برای این روزهات تنگ بشه آدمیزاد.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
آبجیم چندماهه میره کلاس و جداً برای اون که تازه کاره وقتی کار های آبرنگش رو میبینم لبخندِ پتوپهن میشینه رو صورتم.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
با کلی ذوق و شوق کارهاش رو چسبونده به دیوار اتاق.
به نظرم کار با آبرنگ واقعا با احساسات آدم گره خورده، همهی هنر ها همینه ولی من این حس رو با آبرنگ بیشتر تجربه کردم، یه حس لطیفِ آرومِ نرمِ گیلیگیلیطوری داره.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
خب بچه ها 🙌🏻 تا امشب کتابتون رو انتخاب کنید 📖🔎! روند چالش هم اینجا نوشتم 📌 ؛ از فردا شروع میکنیم تا
میخوام این چالش رو برم، با کتابِ "نیمۀ تاریکِ وجود" 🪄