eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
226 ویدیو
3 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
عقل می گفت  برو عشق به پایان آمد عشق میگفت  بمان سوء تفاهم شده است...! - فاضل‌ نظری
هوای امروز جلابخشِ روحه‌.
صبح بردن‌مون مراسم صبحگاه مشترک با بقیه‌ی مدارس، آفتاب مستقیم بود تو فرقِ سرمون، تا اومدیم برگردیم یهو بارون اومد شدیییید، حالا ما هم پیاده بودیم و قشنگ سرتاپا با چادر خیس برگشتیم‌ مدرسه. تنها نکته‌ی مثبت‌ش شیرکاکائو‌یی بود که دادن. ✨✨✨
"آرمان هم رفت، اما آرمان پاینده ماند."
هدایت شده از مُرتاح
اگر اشتباه نکنم، نویسنده کتاب این شهید عزیز بودن _ روایت‌گرِ این داستان رو عرض می‌کنم _ گفتند: برای تکمیل اطلاعات چند جلسه‌ای با پزشکِ آرمان گفت‌و‌گو داشتیم. پزشک گفت: آقای _ فلانی _ من در تمام این سال‌ها، از زمان تحصیلات و شروع به کار فقط چیزی به این عنوان شنیده بودم که، بر اثر ضربه شدید به سر امکان دارد مغز وارد دهان شود. گفت _ فقط شنیده بودم _ اما در این پسر من این حادثه را به چشم دیدم. * به اعترافات قاتلین در دادگاه مراجعه شود.
ای کاش سه‌شنبه و چهارشنبه‌ رو میتونستم‌ جوری تنظیم کنم که مثلا سرما بخورم نرم مدرسه.🙏🏻
یه حمد شفا برای یکی از عزیزانم‌ می‌خونید؟.. ممنو‌ن‌تونم؛)..
صبح خیلی سرفه می‌کردم، بیدار شدم دیدم بابا می‌گه: آب‌ گذاشتم جوش بیاد.. یه لیوان بخور بعد برو مدرسه. من: :)))))))))))))))))) دِ آخه مرد💞💞💞.