ای کاش سهشنبه و چهارشنبه رو میتونستم جوری تنظیم کنم که مثلا سرما بخورم نرم مدرسه.🙏🏻
صبح خیلی سرفه میکردم، بیدار شدم دیدم بابا میگه: آب گذاشتم جوش بیاد.. یه لیوان بخور بعد برو مدرسه.
من: :)))))))))))))))))) دِ آخه مرد💞💞💞.
زنگ تفریح سوم رفتم نشستم کنجِ حیاط که خلوت بود، کنار دیواری که نوشتهی شهید مطهری روشه بودم، به دیوار تکیه دادم، یه برگ افتاد روی زمین و بعد به بالا نگاه کردم، شاخ و برگ های درختِ تنومندی که کنار خیابون هستن از روی دیوار رد شده بودن، آسمون یکدست آبیِ آبی بود، زندگی جریان داشت.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
"چلۀ دعای عهد روز دوم"
"چلۀ دعای عهد روز سوم"
اگه میشه سه تا الهی به رقیه برای یکی از عزیزانم بگید..ممنونتونم.
گاهی میتونید برای خودتتون یه چیز کوچیک هدیه بگیرین و از خودتون تشکر کنید بخاطر روزهای سختی که گذروندید. نیازی نیست چیز خیلی بزرگی باشه. (=🪴
- حالم از خودم بهم میخوره که یکی رو انقدر دوست دارم.
+ خدا به دادت برسه دختر.. خدا به دادت برسه..