eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
941 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
203 ویدیو
2 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/3581105
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ‌شلوغخانیان.
کاش انسان واقعاً بر وزن نسيان خلق شده بود.
بحثِ اسم های عجیب و غریب شده بود. استاد گفت: - یه دانش آموز داشتم، اسمش بود مدادِ فلانی، اولین بار که اسمش رو پدرش گفت فکر کردم داره مسخره می‌کنه. یهو یکی از بچه ها از اونور گفت: یعنی جفت‌ش پاک کن می‌شه؟ همه از خنده پاشیدیم‌. قشنگ باید با کفگیر از ته کلاس جمع مون می‌کردن. // کلاس عربی
بچه که بودم همیشه از اینکه بریم بازار روز برای میوه و تره بار بدم میومد و سریع با انگشتم از بالا دماغم رو می‌گرفتم که بوی ماهیِ تازه و سبزی های خرد شده رو حس نکنم، امروز بعد از مدت ها با مامان رفتیم که یکم وسیله بگیریم برای خونه و عجیب بود که چقدر حس خوبی می‌داد بهم، حس طراوت و تازگی، دلم می‌خواست کلی میوه و سبزیجات تازه بگیرم، حتی تو ذهنم تصویرسازی می‌کردم که مثلا برای خونه‌ی خودم بیام خرید و چیزهایی که خودم دوست دارم رو بگیرم. از مامان پرسیدم: مامان من قبلا از اینجا متنفر بودم! الان چقدر حس خوبی می‌ده.. نشونه‌ی بزرگ شدنه؟ مامان خندید: آره.. پیر شدی دیگه.
امروز یکم حس بهتری دارم نسبت به خودم، انرژی زنانه‌م بالاست و خلاصه که.💅🏻💞
در فکر توام فکر تو آینده ندارد دلتنگم و دلتنگی من خنده ندارد
این شاعر آشفته‌ی دربار نگاهت غیر از غزلش تحفه‌ی ارزنده ندارد
در بازی احساس تو افتادم و دیدم جز عمر خودم عشق تو بازنده ندارد
هر بار کسی دور تو چرخید دلم گفت این کعبه نیازی به دو تا بنده ندارد
در حسرت چشمان تو عمرم به هدر رفت چشمان تو گنجی ست که یابنده ندارد..
- هادی معراجی