کاش زمانی برسه که دریغ از همهی بدیها و ویژگیهای بد بتونم خودم را دوست داشته باشم و از زندگیم راضی باشم.
احساس میکنم روی روحم بختک افتاده و هر کاری میکنی اون سنگینیشو از روی روحم برنمیداره،انگار هر جا میخوام برم باید خمیده راه برم،انگار وزن بختک باعث شده روحم بشکنه،انگار که برای همیشه به یه قسمت از من تبدیل شده و دیگه نمیتونم ازش جدا بشم.
احساس میکنم تو زندگی قبلیم پاندا بودم،اکثر اوقات در حال غذا خوردن و همونقدر خسته.