عوض شدن تلاش زیادی میخواد،ارادهی فولادین میخواد و جسارتِ فراوان،گاهی احساس میکنم قرار نیست عوض بشم،انگار که من توی خودم گیر کردم،زندانی شدم و حتی قفل این زندان هم دست خودمه اما نمیتونم بازش کنم،چی جلومو گرفته؟نمیدونم.
شاید زندگی نه فریاد باشد نه معجزه،
بلکه رشتهای از لحظههای ساده
که آرام از کنار هم عبور میکنند.
هدایت شده از خورشیدگردون
گفتن الله اکبر رو مسخره میکنی؟ دلقک مسخره کردن این جمله یعنی بزرگی خدا رو زیر سوال میبری.
جدیدا اینطوریه که هر چیزی را میام اینجا بنویسم و ارسال کنم یه صدایی درونم میگه که چی بشه؟