توی این جنگل ِقانون مرده ، همه چی رنگ جنون داره جنون ،
ما چی بودیم و چی هستیم بِلّا ؟ دوتا قرقاول غلتیده به خون ..
پاره پاره میفرستم نامهها را بعد از این ،
تا مبادا با تو باشد زحمت این کارها .
هیچ فراموش کردنی وجود نداره ، ته تهش اینه که دیگه حرفشو نمیزنی ، وگرنه آدمیزاد هیچ چیزی رو یادش نمیره ، اصلا مگه میشه آدم چیزی که تو دلش ریشه کرده رو فراموش کنه !