هدایت شده از ‹آبینه.›
ماه رمضون تموم شد ولی باید بگم سحر روز دهم ماه رمضون امیدوارم هیچوقت برنگردی..
بوی ِبهار نارنج میآید ،
بوی ِشالیهای باران
خورده ٔشمال ،
بوی گله ٔگوسفندی
که چندی پیش از جلوی ِ
در ِخانه ٔپدربزرگم گذشت ،
بهار بوی ِکُلزا میدهد ،
کلزاهایی که مستانه از
سوت بهار میرقصند ..
؛ بهار همیشه زیبا بوده ،
بهار همان چیزی است که
ثابت کرده ، این همه انتظار
ارزشش را دارد .
در اثنای ِجاده ، دختری زیبا
را میبینم ، لای موهایش
گل زردی کاشته و پیراهنی از
گلهای بنفش و صورتی به
تن کرده ، و شادی کنان میآید ،
بهار است ، بهار آمده .
؛ آمدن بهار ِعزیز بر شما
فرخنده باد 🌿 .
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچکس ، هیچکس اینجا به تو مانند نشد ..