هعب
حس میکنم دارم نمیتونم منظورمو برسونم
حدودا یه هفتس اینطوریم
هرچی میگم منظورم نمیرسه
برعکس میفهمن مردم
دایره لغاتم هم ک شده نقطه
باید یکم مطالعه کنم
البته مطالعه ی غیر درسی
فعلا تنها کلماتی که دارم اشرشیا کلای و استرپتوکوکوس نومونیا هستن☺️✨🔪
یوهاهاهااا
چالشه بود یه روز بدون ایموجی
اونو میخام امتحان کنم اول
بعدشم یه چالش میسازم یک روز بدون "وای،واقعا،حق"
هرچند در طول هردوتا قراره ناقص شم
یه چالش دیگم دیدم تویه چنلی
صد اتفاق خوب یا همچین چیزی بود
اینطوری ک هر روز یه اتفاق کوچولوی خوبی ک حالتو خوب کردو مینویسی
ولی ازون جایی که نهایتا یه هفته یادم میمونه نوشتنشون پس این کارو نمیکنم فعلا
هدایت شده از مبهوم
اینکه نتونی دردتو به کسی بگی، تنهایی گریه کنی، جلو بقیه خودتو عالی نشون بدی خیلی سخته...
از بچگی برای خانوادم همچین ادمی بودم...
یوقتایی که خیلی سخت میگذره یادش میوفتم و قلبم برام گریه میکنه.. :)
یه سری چیزا
ینی اتفاقا هستن تو زندگیم
که با منطقی ترین حالتم راجع بهشون حرف میزنم
حتی گاهی با خنده تعریفشون میکنم
ولی هیچکس نمیدونه که اون موقع ثانیه ثانیش پر از بدبختی بودم
و هیچکس هم نمیدونه که مثلا یه زمانی چقدر براش گریه کردم
و دقیقا همچین احساسی دارم منم که خودم دلم به حال خودم میسوزه گاهی
●•°○تَهِباغ○°•●
اینکه نتونی دردتو به کسی بگی، تنهایی گریه کنی، جلو بقیه خودتو عالی نشون بدی خیلی سخته... از بچگی برا
من که بازم طبق معمول دیر رسیدم به پیاما
ولی انشاالله هرچی هست زودتر حل شه
زودتر غصه هاتون تموم شه
●•°○تَهِباغ○°•●
اومدن از قبر درم اوردن🤝
اتفاقی که واسه من میوفته
هر وقت تصمیم میگیرم تو خونه آقاجونم اینا خوب بخوابم
دقیقا از ۶ صبح یه جوری سر و صدا میکنن که مطمعن باشن کسی تا دو کوچه اون طرف تر خواب نیست
هدایت شده از هشتادیای گنگ🕶️
آدمی که از طریق تایپ کردنت میفهمه مثل همیشه نیستی ده لول از بقیه بالاتره .