eitaa logo
تماشاگه راز
303 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
1.5هزار ویدیو
20 فایل
اینجاپاتوق 👇🏻 شعر قطعات لطیف ادبی عکس نوشته ها طنز های اجتماعی و اندکی موسیقی فاخر است اگه دوست داشتید مطالب ما رو با لینک کانال منتقل کنید ! از همکاری شما صمیمانه ممنونم✍🏻🍒✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم همچو پروانه که می‌سوزم و در پروازم 🍃گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی ور نه بسیار بجویی و نیابی بازم 🍃نه چنان معتقدم که‌م نظری سیر کند یا چنان تشنه که جیحون بنشاند آزم 🍃همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم 🍃گر به آتش بریم صد ره و بیرون آری زر نابم که همان باشم اگر بگدازم 🍃گر تو آن جور پسندی که به سنگم بزنی از من این جرم نیاید که خلاف آغازم 🍃خدمتی لایقم از دست نیاید چه کنم سر نه چیزیست که در پای عزیزان بازم 🍃من خراباتیم و عاشق و دیوانه و مست بیشتر زین چه حکایت بکند غمازم 🍃ماجرای دل دیوانه بگفتم به طبیب که همه شب در چشم است به فکرت بازم 🍃گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی درد عشق است ندانم که چه درمان سازم @TAMASHAGAH
تماشاگه راز
🍃از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم همچو پروانه که می‌سوزم و در پروازم 🍃گر توانی که بجویی دلم امروز بجو
سعدی و باز هم سعدی🍃 از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم / همچو پروانه که می سوزم و در پروازم یکی: «پرداختن از کسی» به معنی جدا شدن و فارغ شدن از آن کس و دیگری:  «پرداختن با (به معنی به) کسی» به معنی توجّه و عنایت کردن به آن کس. یعنی: تو وجود مرا پر کرده‌ای و از تو جدا نتوانم شد و در این راه، بی‌آنکه به مصلحت خودم توجّهی کنم، مانند پروانه به دورِ شمع وجود تو پرواز می‌کنم و می‌سوزم و می‌سوزم 🍃🍃🍃🍃
آن كه آيينه ي صبح و قدح لاله شكست خاك شب در دهن سوسن آزاد گرفت منم و شمع دل سوخته، يارب مددي كه دگرباره شب آشفته شد و باد گرفت @TAMASHAGAH
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقه موییت گرفتاری هست گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هست هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید تا ندیدست تو را بر منش انکاری هست صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم همه دانند که در صحبت گل خاری هست نه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست باد , خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد آبِ هر طیب که در کلبه عطاری هست من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست من از این دلق مرقع به درآیم روزی تا همه خلق بدانند که زناری هست همه را هست همین داغ محبت که مراست که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ماند داستانیست که بر هر سر بازاری هست 🍃 @TAMASHAGAH
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وَ چای دغدغه ی عاشقانه ی خوبی ست برای با تو نشستن بهانه ی خوبی ست... @TAMASHAGAH
هوالعزیز🌱 دیگر ز شاخ سرو سهى بلبل صبور گلبانگ زد که چشم بد از روى گل به دور اى گل به شکر آنکه تویى پادشاه حسن با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور از دست غیبت تو شکایت نمى کنم تا نیست غیبتى نبود لذت حضور گر دیگران به عیش و طرب خرم اند و شاد ما را غم نگار بود مایه سرور حافظ شکایت از «غم هجران» چه مى کنى در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
🌱🌱🌱 جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی دل در غم عشق تو رسوای جهان تا کی چون جان و دلم خون شد در درد فراق تو بر بوی وصال تو دل بر سر جان تا کی نامد گه آن آخر کز پرده برون آیی آن روی بدان خوبی در پرده نهان تا کی در آرزوی رویت ای آرزوی جانم دل نوحه کنان تا چند، جان نعره‌زنان تا کی بشکن به سر زلفت این بند گران از دل بر پای دل مسکین این بند گران تا کی دل بردن مشتاقان از غیرت خود تا چند خون خوردن و خاموشی زین دلشدگان تا کی ای پیر مناجاتی در میکده رو بنشین درباز دو عالم را این سود و زیان تا کی اندر حرم معنی از کس نخرند دعوی پس خرقه بر آتش نه زین مدعیان تا کی گر طالب دلداری از کون و مکان بگذر هست او ز مکان برتر از کون و مکان تا کی گر عاشق دلداری ور سوختهٔ یاری بی نام و نشان می‌رو زین نام و نشان تا کی گفتی به امید تو بارت بکشم از جان پس بارکش ار مردی این بانگ و فغان تا کی عطار همی بیند کز بار غم عشقش عمر ابدی یابد عمر گذران تا کی 🌱🌱🌱 @TAMASHAGAH
به از این چه شادمانی که تو جانی و جهانی‌‌... @TAMASHAGAH
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیـعــت میکنمـ .... همین ساعت! همین لحظه! @TAMASHAGAH
             در عشق باش، که مست عشقست هر چه هست              بی کار و بار،      عشق بر دوست بار نیست @TAMASHAGAH
هوالنور🌱
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جان جانان من! به باد گوش می سپارم از گذرا بودن زندگی می گوید؛ به سرما گوش می سپارم از گرمای صمیمیت می گوید، به سکوت گوش می سپارم مرا به درنگ می خواند ؛ به قلبم گوش می سپارم مشق عشق بی منت را یادآوری میکند. سپاسگزارم عشق جان سپاسگزارم🙏