گاهی وقتها زندگی کردن فقط نفس کشیدن و رد شدن از روزها نیست؛
گاهی زندگی کردن یعنی یک تکه از زمانت رو با یک آدم دیگه شریک بشی. یعنی بخندی، فکر کنی، حرف بزنی، گریه کنی، چیزی بخوری، راه بری و حتی از سادهترین لحظهها لذت ببری؛ فقط چون یک نفر دیگه کنارت هست. 🫂🤍
مدتها بود دلم میخواست یکی از رفیقهام از یزد بیاد شهرمون
با خودم میگفتم شهر ما که چیز عجیبوغریبی برای دیدن نداره، کوچیکه، شاید حتی اونقدر جایی نداشته باشه که بشه کسی رو باهاش سرگرم کرد
و بالاخره یکی از رفیقهام اومد.
واقعاً لحظهای که فهمیدم تونسته بیاد، باورم نمیشد. 🥹
شاید برای کسی که از بیرون نگاه کنه، اتفاق خیلی بزرگی نباشه؛ اما برای ... چون مدتها منتظر همین بودم
این مدت برای من فقط چند روز و چند تا خاطره نبود.
یک حس عمیقاً خوب بود؛ از اون حسهایی که نمیتونی توضیح بدی چرا انقدر دوستداشتنیان، فقط میفهمی که دلت میخواد دوباره و دوباره تجربهشون کنی.
شاید کارهایی که با هم کردیم، از بیرون خیلی معمولی به نظر بیان؛
غذا خوردن 🍽️، حرف زدن 🗣️، راه رفتن 🚶🏻♀️، خندیدن 😂، وقت گذروندن و حتی همین با هم بودن های ساده
اما بعضی آدمها باعث میشن اتفاقهای معمولی، معمولی باقی نمونن🫀
این تجربه برای من یک جور دیگه بود
و شاید قشنگترین بخشش همین بود؛
اینکه برای خوشحال بودن، اتفاق عجیب و بزرگی لازم نداشتم.
فقط حضور یک رفیق کافی بود تا یک تکهی ساده از زندگی، تبدیل بشه به خاطرهای که احتمالاً مدتها توی دلم میمونه. 🥹🤍
بعضی آدمها فقط به دیدنت نمیان؛
میان و یک تکهی قشنگ از زندگیت رو با خودشون میبرن توی خاطراتت🫶🏻