eitaa logo
طلبه‌تراز | فرهنگ‌ورسانه
363 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
649 ویدیو
61 فایل
┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄ بحث #فرهنگ است، بحث ذهن است، بحث قوّه درّاکهٔ انسانی است؛ بحث سازندگی شخصیت انسان هاست و خلاصه بحث #دل است. «رهبر معظم انقلاب_۱۳۷۵٫۰۲٫۳۱» 👤 خادم کانال ===== @k_alavi313 👁️‍🗨️ خادم تبادل ===== @Tabadol_VA
مشاهده در ایتا
دانلود
🌀درس اخلاق آیت الله مظاهری 📍اقسام و مراتب اخلاص 4️⃣ قسمت چهارم ▪️مرتبۀ پنجم: شکر خداوند و وفا به او؛ در این مرتبه، انسان برای تشکر از خداوند و برای اعلام وفاداری به او، به انجام اعمال نیکو و عبادات مبادرت می‌ورزد. ▪️پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» به قدری عبادت می‌کردند که پاهای ایشان ورم می‌کرد. آیۀ شریفه نازل شد: «طه، ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى‏»[ طه، ۱و۲]. به ایشان می‌گفتند: چقدر عبادت می‌کنید؟ چرا تا این حد خود را به رنج می اندازید؟ می‌فرمودند: «أَ لَا أَكُونُ عَبْداً شَكُورا»[الکافی، ج ۲، ص ۹۵]؛ من شکرگزار نعمت های خدا نباشم؟ ▪️نقل می‌کنند حضرت عیسی«سلام‌الله‌علیه» به یک نفر نابینای فلج برخورد کردند که به غیر از زبان هیچ چیز نداشت. نه چشم داشت، نه دست و پا، و نه فرشی که روی آن زندگی کند. کنار یک خرابه روی زمین افتاده بود و مرتب خدا را شکر می‌کرد و می‌گفت: «الحمدلله رب‌العالمین». به او گفتند تو با این وضعیت، چرا حمد می‌گویی؟ گفت: خداوند به من قلب و زبانی شاکر عنایت فرموده، پس چرا عبادت او را به‌جا نیاورم؟ الحمدلله که زبان دارم و می‌توانم شکر کنم. ▪️در این مرتبه هم توجه انسان به نعمت‌های ظاهری و باطنی: «وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً»[لقمان، ۲۰]، او را به مقام شکر و وفا می‌رساند و در واقع، شکرگزاری و وفاداری، محرّک انجام عمل است. یعنی در حالی که برای خدا عمل می‌کند، امّا داعیِ او شکر و وفاست، یعنی داعی بر داعی است. ▪️مرتبه ششم: محبّت خداوند؛ اگر آدمی به کسی یا چیزی محبّت داشته باشد و عشق بورزد، حاضر است برای معشوق و محبوب خویش دست به هر کاری بزند. حال اگر محبوب او خداوند متعال باشد و به‌خصوص اگر محبت و عشق خدا در دل او رسوخ کرده و در عمق جانش ریشه دوانده باشد، این محبّت، محرّک مؤثری برای انجام اعمال نیکو و عبادات در وی خواهد شد. نماز برای چنین کسی یک معاشقه است، چون مکالمه با خداست. از انفاق در راه خدا، لذت می‌برد، زیرا همان‌طور که محبّت انسان به یک شخص باعث می‌شود، وابستگان به او را هم دوست داشته باشد، محبّت به خدا نیز خواه‌ناخواه سبب محبّت به بندگان و مخلوقات او خواهد شد و از این جهت خدمت به خلق خدا، برای چنین کسی لذت‌بخش است. ▪️در این مرتبه، محرّک انسان برای عمل یا داعی او، محبّت به خداست که نوعی داعی بر داعی است؛ البته محبّت خداوند دو طرفه است، چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ‏ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ»[مائده، ۵۴] 🔻إن شاء الله ادامه دارد ◾️وارثان انبیاء | فرهنگ و رسانه @VA_farhang
🌀درس اخلاق آیت الله مظاهری 📍اقسام و مراتب اخلاص 5️⃣ قسمت پنجم مرتبۀ هفتم: خداوند متعال؛ مرتبۀ هفتم خلوص آن است که در انجام عمل، هیچ انگیزه و هیچ داعیِ دیگری به جز خداوند متعال برای انسان نیست. این مرتبه، مختصّ معصومین«سلام‌الله‌علیهم» و بعد از ایشان مختصّ افرادی است که تالی‌تلو معصوم باشند. چنان‌که امیرالمؤمنین علی«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: «مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَ لَا طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ‏ لَكِنْ وَجَدْتُكَ‏ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك»[بحار الانوار، ج ۶۷، ص ۱۸۶]. انصافاً تنها کسی مثل امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» می‌تواند بگوید: خدایا من تو را فقط و فقط به خاطر خودت عبادت می‌کنم و عبادت من برای ترس از جهنّم یا به طمع بهشت نیست. وقتی در نظر انسان دنیا و عالم هستی در مقابل خداوند متعال، پوچ و بی‌ارزش باشد، می‌تواند در انجام اعمال و حتی در افکار و نیّات، هیچ چیزی و هیچ کسی جز خدا را در نظر نیاورد. امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» در خصوص دنیا می‌فرمایند: «فَإِنَّهَا عِنْدَ ذَوِي الْعُقُولِ كَفَيْ‏ءِ الظِّل‏»[ نهج البلاغه، خطبۀ ۶۳]، دنیا در نظر افراد عاقل و خردمند، مثل سایه است. والاترین مرتبۀ خلوص، همین مرتبۀ هفتم است که داعی بر داعی نیست و یک داعی دارد، آن هم خداوند سبحان است. انگیزه و داعی فقط خداست و همۀ اعمال و افکار و حتی دل انسان رنگ خدا دارد. همان رنگی که به تعبیر قرآن بهترینِ رنگ‌ها است: «صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً»[بقره، ۱۳۸]. در این مرتبه، نه تنها ترس از عذاب و شوق بهشت، انگیزۀ عمل نیست، بلکه محبّت خدا نیز کارساز نخواهد بود و همه چیز فقط برای خود خداست، تمام گفتار و كردار انسان براى خداست و معنا ندارد براى غير خدا، حرکتی از او سر بزند؛ زیرا تمام دلش را خدا که صاحب خانه است، فراگرفته و توانسته است اغیار را از دل خارج سازد: «قَلْب‏ الْمُؤْمِنِ‏ عَرْشُ الرَّحْمَنِ»[ بحارالأنوار، ج ۵۵، ص ۳۹]. اگر انسان بتواند صاحب خانه را به خانه بیاورد، و دلش را از خدا پر کند، به جايى مى رسد كه همچون تشنه‌اى كه تشنگى را دريافته است، خدا را مى‌يابد. آنگاه بت‌ها را يكى پس از ديگرى شكسته، و درونش را از همۀ كدورت‌ها، پلیدی‌ها و رذائل پاك مى‌سازد و فضیلت‌ها را در دل می‌نشاند. پس از آن، خود به خود نور خدا در دل وی جلوه‌گر خواهد شد. در این حالت، خدا بر دل او حكومت می‌كند و هیچ کسی یا هیچ چیزی جز خدا در دلش راه نمی‌یابد و وجود او سراسر خدایی می‌شود. خوشا به حال این افراد. ◾️وارثان انبیاء | فرهنگ و رسانه @VA_farhang