دبیر کمیسیون صنایع مجلس : 2 میلیارد یورو ارزی که برای واردات خودرو در اختیار دولت قرار گذاشته شده است،
گم شده و مشخص نیست با آن چه کردند،
طرح استیضاح وزیر صمت در جریان است.
+ : بعد میگن افزایش حقوق فقط ۲۰٪ ، چرا؟ چون برا اختلاس و بخور بخوراشون کم میاد
داستان ترانه چیست و دشمن بدنبال چه اهدافی است؟
مستند «ترانه» ساخته پگاه آهنگرانی درباره ترانه علیدوستی، بهعنوان پروژهای رسانهای با اهداف سیاسی شناخته شد.. دشمنان در این فضا بیشتر به دنبال بهرهبرداری از چهرههای محبوب برای تأثیرگذاری روانی و اجتماعی بر جامعه ایران هستند.
پشت پرده مستند «ترانه»
- کارگردان و موضوع: ساخته پگاه آهنگرانی و محوریت زندگی و مواضع ترانه علیدوستی، بازیگر سینمای ایران.
- بازتاب گسترده: تنها یک کلیپ کوتاه از این مستند در اینستاگرام بیش از ۲۴ میلیون بازدید داشته و در یوتیوب بیش از ۱.۵ میلیون تماشاگر جذب کرده است.
- پیام اصلی: علیدوستی در این مستند تصمیم خود برای مقاومت در برابر حجاب و ماندن در ایران را بیان میکند. این پیام برای بسیاری از مخاطبان ایرانی، بهویژه زنان و خانواده های خاص و ضد نظام نماد مبارزه و همدلی برای مبارزه با بحث و مقوله حجاب معرفی شده است. .
- نقدها: برخی رسانهها معتقدند این مستند بیش از آنکه یک روایت بیطرف باشد، به شکل یک بیانیه تصویری ساخته شده و تناقضهایی در روایت شخصی علیدوستی وجود دارد.
دشمن به دنبال چیست؟
- استفاده از محبوبیت سلبریتیها: دشمنان تلاش میکنند از چهرههای محبوب و شناختهشده برای ایجاد شکاف اجتماعی و سیاسی بهرهبرداری کنند.
- جنگ روانی و رسانهای: هدف اصلی، تضعیف اعتماد عمومی به ساختارهای داخلی و القای حس بیثباتی و ناامیدی در جامعه است.
- بازسازی کنش سیاسی: منتقدان میگویند این مستند به جای روایت واقعی، بیشتر به بازسازی یک تصویر قهرمانانه برای مصرف رسانهای شباهت دارد.
- تمرکز بر خانواده و آینده نسل جدید: بخشهایی از مستند که به دختر علیدوستی (حنا) اشاره دارد، بهطور مستقیم احساسات خانوادههای ایرانی را هدف قرار میدهد تا پیام مقاومت و اعتراض را ملموستر کند و معنای مقاومت را از مثبت به معنی دیگر مخالفان تغییر دهد.
این مستند بیش از آنکه یک اثر هنری صرف باشد، به یک پدیده اجتماعی و رسانهای تبدیل شده است. دشمنان در چنین پروژههایی معمولاً به دنبال تأثیرگذاری بر افکار عمومی، تغییر روایتها و تضعیف انسجام ملی هستند.
بطور کلی میتوان این مستند را نمونهای از جنگ نرم رسانهای دانست که هم فرصت مطالعه جامعهشناختی دارد و هم هشدار نسبت به بهرهبرداری دشمن.
ماک ماس
نقش خلیج فارس و تنگه هرمز در استراتژی امنیت ملی آمریکا چیست و راهکار های ایران چیست؟
خلیج فارس و تنگه هرمز برای آمریکا یک منطقه حیاتی انرژی و امنیتی محسوب میشوند؛ واشنگتن تأکید دارد که این آبراه باید همیشه باز بماند تا جریان نفت و گاز جهانی مختل نشود. ایران در مقابل با بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود، جزایر استراتژیک و توان نظامی و دیپلماتیک، راهکارهایی برای ایجاد بازدارندگی و فشار بر آمریکا و متحدانش دارد.
نقش خلیج فارس و تنگه هرمز در استراتژی امنیت ملی آمریکا
- منابع انرژی حیاتی: حدود ۲۰٪ از نفت جهان از طریق تنگه هرمز عبور میکند؛ آمریکا این مسیر را «منافع حیاتی» خود میداند.
- باز ماندن تنگه: در سند امنیت ملی آمریکا (۲۰۲۵) تأکید شده که تنگه هرمز باید باز بماند و ایران بهعنوان «عامل بیثباتی» معرفی شده است.
- حضور نظامی: آمریکا با استقرار پایگاههای نظامی در خلیج فارس و همکاری با شورای همکاری خلیج فارس، تلاش میکند امنیت انرژی و مسیرهای دریایی را تضمین کند.لازم به ذکر است که تمرکز آمریکا برای تغییر رژیم در کاراکاس و تسلط بر نفت آن در راستای امنیت جمعی بر غرب آسیا و بخصوص کنترل تنگه هرمز است که اگر ایران اقدامی انجام دهد نفت جهانی تغییر محسوسی نداشته باشد.
- کنترل ژئوپلیتیک: از نگاه استراتژیستها، هر قدرتی که بر تنگه هرمز مسلط شود، بر منابع عظیم انرژی جهان و در نتیجه بر اقتصاد جهانی تسلط خواهد داشت. نامه سناتور های آمریکا به کنگره در راستای حق امارات متحده مبنی بر داشتن جزایر تنب بزرگ و کوچک و بوموسی در راستای سند امنیت ملی گنجانده می شود.
🇮🇷 راهکارهای ایران در برابر استراتژی آمریکا
ایران با توجه به موقعیت ممتاز خود در شمال تنگه هرمز و داشتن جزایر کلیدی، چندین راهبرد را دنبال میکند:
1. اهرم ژئوپلیتیک و تهدید به بستن تنگه
- ایران بارها تهدید کرده در صورت فشار شدید یا تجاوز نظامی، میتواند تنگه هرمز را ببندد؛ اقدامی که قیمت جهانی نفت را به شدت افزایش میدهد و اقتصاد غرب را تحت فشار قرار میدهد. در صورت این اقدام ایران نیز متضرر می شود و در راستای حل این موضوع احداث خط انتقال نفت از گوره به جاسک در این راستا می باشد.
2. قدرت سخت (نظامی)
- استقرار نیروهای دریایی و موشکی در جزایر استراتژیک مانند قشم، لارک و بوموسی.
- توانایی هدفگیری خطوط کشتیرانی و نفتکشها در شرایط بحرانی.
3. قدرت نرم و دیپلماسی
- استفاده از دیپلماسی منطقهای برای معرفی ایران بهعنوان ضامن امنیت واقعی در خلیج فارس.
- همکاری با کشورهای همسایه برای کاهش وابستگی به حضور آمریکا.
4. اقدامات ضدهژمون
- مقابله با اتحادهای آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس از طریق ایجاد موازنه تهدید.
- بهرهگیری از گروههای مقاومت منطقهای برای فشار غیرمستقیم بر آمریکا و متحدانش.
ریسکها و پیامدها
- برای آمریکا: هرگونه اختلال در هرمز میتواند بحران انرژی جهانی ایجاد کند.
- برای ایران: بستن تنگه هرمز واکنش شدید نظامی آمریکا و متحدانش را به دنبال دارد، بنابراین بیشتر بهعنوان اهرم تهدید استفاده میشود تا اقدام عملی و بنظر می رسد تهدید به بستن تنگ هرمز توسط ایران بدون در نظر گرفتن شرایط و الزامات بخصوص واکنش جامعه جهانی و بخصوص شریک راهبردی ایران چین آخرین راه حل می باشد که اگر درست از این تهدید استفاده نشود شاید منجر به آسیب شود و دیگر اینکه سیاستمداران از این تهدید بستن تنگه دیگر استفاده نکنند و فقط نظامیان استفاده کنند که طرف مقابل متوجه جدیت موضوع باشد
به نظر میرسد ایران بیشتر بر ترکیب قدرت سخت و نرم تکیه دارد؛ یعنی هم توان نظامی برای بازدارندگی و هم دیپلماسی برای مشروعیتبخشی به نقش خود
ماک ماس
آمریکا و ونزوئلا!
آمریکا بالاخره بعد از چند روز فشار های نظامی و دیپلماسی نتوانست دولت مادورو را مجبور به گنارگیری کند و بازهم جهان شاهد قانون جنگل در عصر جدید شد و روحیه امپریالیستی خود را علنی نشان داد.
آمریکا اگر در حمله به کاراکاس بدون هزینه موفق شود بنظر می رسد حرص وی برای حمله به ایران بیشتر شود و چه بسا مرتکب این اشتباه شود. بنابراین فهم تهران از این حمله مهم است. زمان کوتاه است.
لازم به ذکر است که ونزوئلا نه جبهه مقاومت دارد.و نه بسیج دارد و حتی در زمان کودتای چاوز فقید کمترین کشته های تاریخ تغییر حکومت ها را با 15کشته داشته است. در این شرایط فهم دقیق امپریالیسم را برای عوام معین می کند. شاید نسل جدید ایران کودتای 28مرداد را بیاد ندارند. شاید تجاوزات در جنگ جهانی اول و دوم به ایران بی طرف را بیاد نیاورند واندکی تاریخ ونزوئلا در روزگار کنونی شاید آنها را از خواب غفلت بیدار کند و متوجه خوی استکبار شوند که چطور یکی را به بهانه مواد مخدر یکی را سلاح هسته ای یکی را القاعده مورد چپاول قرار می دهد. این بازی آشناست. اندکی تفکر
ماک ماس
⭕️گزارشی از آمار میدانی و میزان کشتهها در اغتشاشات دیماه
در پی رخدادهای اخیر، براساس مستندات و برآوردهای میدانی، وقایع دیماه در چهار مرحله قابل تقسیمبندی است. این گزارش، روایتی مبتنی بر دادههای موجود است:
🔻مرحلۀ نخست: آغاز ناآرامیها (۷ تا ۱۰ دیماه)
در روز هفتم دی، تجمعی صنفی و محدود در بازار تهران شکل گرفت. این حرکت در روزهای بعد به شهرهایی چون همدان، شیراز، کرمان، اصفهان و ایلام گسترش یافت. برآوردهای اولیه حاکی از حضور کمتر از ۸ هزار نفر در سراسر کشور بود. دانشجویان در برخی دانشگاههای این شهرها به تجمعات پیوستند. اگرچه شعارهایی با مضامین تند و ساختارشکنانه شنیده میشد، اما در این مرحله خشونت فیزیکی قابل توجهی گزارش نشد. با این حال، در شهرهایی مانند فسا، کوهدشت و درود، حملاتی پراکنده علیه اماکن نظامی و دولتی رخ داد. همچنین در ایلام، یک عملیات تروریستی ثبت شد که گفته شده تلفات جانی در پی نداشت.
🔻مرحلۀ دوم: گسترش و تشدید (۱۱ تا ۱۷ دیماه)
همزمان با اجرای طرحهای جدید اقتصادی، افزایش قیمتها و طراحی سرویسهای جاسوسی دشمن، ناآرامیها ابعاد گستردهتری یافت. در این مرحله، درگیریها به ۱۰۳ شهرستان کشیده شد و خشونت، هرچند در سطحی محدود، آغاز گردید. تجمعات عمدتاً در قالب گروههای ۵۰ تا ۲۰۰ نفره و در حدود ۶۰۰ نقطه مختلف برگزار میشد. شعارها تندتر شد و نخستین نشانههای خشونت جدی و سازماندهیشده پدیدار گشت. حملات به برخی پایگاههای نظامی و آغاز «عملیات کشتهسازی» توسط هستههای ترور از ویژگیهای این دوره ذکر شده است. برآورد جمعیت حاضر در این مرحله در کل کشور حدود ۷۰ هزار نفر بود. متأسفانه، اغتشاشات در این بازه زمانی با ۳۶ کشته و شهید همراه شد.
🔻مرحلۀ سوم: نقطۀ اوج خشونت (۱۸ و ۱۹ دیماه)
وضعیت در این مرحله به طور کامل تغییر کرد و خشونت به سطح بیسابقهای رسید. شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی، شاهد درگیریهای بسیار شدید و سازماندهی شده بودیم. در این شب، پلیس و نیروهای حافظ امنیت هنوز مسلح نبودند. بیشترین تعداد کشتهها و عملیاتهای تروریستی در همین شب رخ داد که قربانیان آن شامل مردم عادی، نیروهای انتظامی، بسیج و حافظان امنیت بودند. نحوه کشتهسازیها در گزارشهای میدانی به عنوان «دلخراش و قسیالقلبانه» توصیف شده است. در ساعت ۱۱ شب ۱۸ دی، با هدف قطع بستر سازماندهی اغتشاش، دستور محدودیت اینترنت صادر شد.
آمار تلفات این مرحله «چند هزار نفر» کشته و زخمی برآورد شده که بیشترین آن در شامگاه ۱۸ دی متمرکز بود و در روز بعد نیز ادامه داشت اما میزان آن کاهش یافت. از عصر ۱۹ دی، پلیس مجهز به سلاح شد، اما تنها در موارد حمله به اماکن حساس مجوز استفاده از سلاح داشت. برآورد میشود در این دو شب، حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار نفر در تجمعات کل کشور حضور داشتهاند. همچنین، گزارشهای متعددی از آتشزدن اموال عمومی و خصوصی، بانکها، مساجد، کلیسا، امامزادهها و خودروهای عمومی و شخصی ثبت شده است.
🔻مرحلۀ چهارم: فروکش تدریجی (۲۰ تا ۲۲ دیماه)
از روز ۲۰ دی، شدت درگیریها به شکل محسوسی کاهش یافت. در این دو روز پایانی، حدود ۴۵ کشته و شهید گزارش شده است.
بررسی دقیق و نهایی آمار شهدا، کشتهشدگان و قربانیان ترور، مستلزم انجام پروژهای کارشناسی با در نظر گرفتن جزئیاتی چون نوع سلاح به کار رفته (سرد یا گرم)، محل کشف اجساد، سوابق افراد و تحلیل اطلاعاتی نحوه شلیکها است.
زمان به نفع ماست یا به ضرر؟
بنظر می رسد ما از خرداد 1404تا کنون یک جنگ مرحله ای را در حال گذراندن هستیم. مرحله اول جنگ 12روزه که ایران با موفقیت طی کرد. مرحله دوم اغتشاشات که با مرگ 3هزار نفر و با دفع حملات جنگ شهری موساد و سیا متوقف شد. وبنظر می رسد مرحله سوم ما هم از داخل شاهد اغتشاش و از سمت خلیج فارس توسط آمریکا و زدن مراکز اقتصادی و نا امنی در دریا و جلوگیری صدور نفت و ورود کالاهای اساسی و از غرب حمله رژیم صهیونیستی را داریم. یک سال از دوره ترامپ گذشت. 3سال دیگر مانده است و بنظر می رسد ترامپ از روش و استراتژی نیکسون در سال 1360و همان مرد دیوانه و غیر قابل پیش بینی استفاده می کند و اقدامات وی در خصوص کانال پاناما و خلیج مکزیک غزه گرینلند و مادورو این را القا می کند. یکی از مهمترین اقداماتی که این افراد قاتل بخصوص ترامپ بدنبال آن است درگیری مقطعی و رژیم cheng می باشد که در جنگ 12روزه با زدن و ترور افراد کلیدی امتحان شد و نتیجه گرفته نشد ولی همچنان روی میز است و شاید ربایش که نظام را دچار گیجی سیاسی و حقارت کند.
راههای پیش روی کشور ما در این شرایط حساس پر کردن انبار های کالاهای اساسی و تغییر کابینه از حالت فشل کنونی به حالت جنگی و همچنین عدم توجه به بازی های رسانه ای غربی بجهت اسکی سواری برا روی نارضایتی خانواده های کشته شدگان اخیر. و دوم در خلیج فارس موشکی های را هبردی از ساحل فاصله بگیرد و تقریبا پدافند غیر عامل رعایت شود و بصورت لحظه ای سیستم آفندی موشکی آماده درگیر شدن با ناوهای غربی باشد و در آخر رمز موفقیت گرفتن تلفات از دشمن و در دریا اولویت غرق کردن ناو هواپیما بر و در خشکی موشک باران مراکز تجمع دشمن می باشد و تیم رسانه اس قوی که سریعا پمپاژ خبری کند. در پایان ما یک جنگ وجودی در پیش داریم که ثانیه به ثانیه زمان برای ما مهم است و تصمیم های مهم آینده ساز می تواند دنیای آیندگان را انتخاب کند که یک کشور توسعه یافته و پیشرفته تحویل دهیم یا خرابه ای. بنابراین ما باید هرکدام یادمان باشد در کجای تاریخ استاده ایم و تاریخ همیشه اسم های رئیسی علی ها و شهید دارا ها وشهید مهدوی ها را فراموش نمی کند. تاریخ اسم سه سربازی که جلوی حمله ارتش روسیه به ایران را 24ساعت گرفتند به یادگار می گذارد ولی اسمی از ارتش 300هزار نفری رضا پالانی نمی ماند. همه با هم برای ایران
ماک ماس
🔴وقتی ایران معکوس میکشد
تنگهی هرمز، سرخرگ آئورت دنیا را بسته. جریان نفت از قلب انرژی جهان پمپاژ نمیشود. نفتکشها، مثل لجنکش در گل گیر کردهاند. جویندگان طلای سیاه، دارند به خاک سیاه مینشینند. اثر پروانهای انسداد هرمز، دارد آن سوی اقیانوس، سونامی بیترمز میسازد. بازارها آلاخون شده و بورسها کاسهی خون. شیر گاوهای پروار دارد خشک میشود و گاوچرانهای قهار، نگران خشکسالی شدهاند. مینریزی دریایی در تنگه، به حرکت سنگ حالب میماند؛ پایش بیفتد، جیغ دنیا درمیآید. اسکورت نفتکش، نفسکش میخواهد، نه یک ناوشکن بزدل.
متأسفانه از ناوچههای آمریکا، کاری برای کمک به نوچههای آمریکا برنمیآید. نفتکشهای متخلف، ضمن عذرخواهی، با موشک اعمال قانون میشوند. پاتریوت هم فقط لنگ دمپایی پرت میکند. کار خدا را میبینی؟ ایران، معکوس کشیده و دارد جهان را تحریم وارونه میکند! بله خدا ایران را در موقعیت سگک کمربند دنیا نشانده تا سگ بیپوزهبند دنیا را در وضعیت ارّه قرار دهد. تازه هنوز خنجر یمنی، زیر گلوی بابالمندب ننشسته و دریای سرخ به خونریزی نیفتاده. امروز فرزندان علی (ع)، تنگهدار دنیا شدهاند. ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ در اُحد آموختیم که گشایش ما در توجه به تنگههاست
چرا سلبریتی ها خفه شده اند؟
بنظر می رسد عدم اعتقاد به کشور و خاک در وجود این افراد مرده است و جای آن را لوح تقدیر های پوشالی ماهای قبلی جشنواره های سیاسی پر کرده است و بطور کلی چند دلیل باعث این خفگی شده است؟
1-بنظر می رسد تایید و اسکار و حضور ماه ها و سالهای قبلی و جوایز پوشالی کاری کرده که معنی وطن در وجود این افراد مرده است.
2-ندادن هزینه این افراد در لگد پراکنی های قبلی به کشور
3-ویزاهای کشور های امریکایی و اروپایی
4-وابستگی شدید به فالورها و فضای مجازی و ترس
5-منتظر بودن به اینکه بالاخره وضعیت کشور به چه سمتی می رود که هر کدام سنگینی کرد به همان سمت غش کنند
در پایان باید بعد از این جنگ تحمیلی در دادن تابعیت کشور به بعضی از این سلبریتی ها تجدید نظر شود
چرا ترامپ عقب نشست.؟
1-بنظر می رسد ترامپ به دنبال تقویت پدافند در منطقه و رژیم صهیونیستی است
2-جنگ روانی در داخل کشور وایجاد دوگانگی در مردم و شک نسبت به حاکمیت 3-زمان خریدن نسبت به اعزام نیروی زمینی به منطقه و بخصوص جزایر و شاید ورودی تنگه هرمز
4-فرافکنی نسبت به برد در برابر نظام ایران اسلامی
5-تلاش برای ورود پیاده نظام و مزدوران داخلی و بهم ریختگی داخلی
🔹۳۷ روز بعد از ۷ اکتبر ۲۰۰۱ ، وقتی تفنگداران آمریکایی توانستند بالاخره در خیابان های کابل مستانه قدم بزنند ، کسی فکرش را نمیکرد این پیروزی بیشتر از آنکه وابسته به تاکتیک های رزمی تفنگداران غربی در کف خیابان های کابل باشد مدیون رادیو دو موج مبارزین مسلح افغانی بود !!!
🔹محاسبات آمریکایی ها در جنگ با افغان ها خو ب پیش نمی رفت !
ائتلاف غربی ها دو سه هفته پشت دیوارهای کابل، پایتخت افغان ها معطل شده بودند و افغان ها مجبورشان کرده بودند که دست به دامن اندیشکده های غربی شوند !
🔹امریکایی ها با تحلیل آیین رزم افغان ها فهمیدند که یکی از ابزارهای جدا نشدنی مسلحین افغانی، رادیوی دو موج است !
🔹تقریبا هر مبارز افغانی غیر از کلاش و تیرکمان و دوسه تا سلاح دیگر ، مجهز به یک رادیو دو موج بودند که جزئی جدانشدنی از بدنشان شده بود !
🔹دو موج رادیو کابل و رادیو بی بی سی فارسی!
🔹اما همین رادیو دو موج پاشنه آشیل افغان ها شد!
🔹نیروهای ائتلاف بعد یک خرد جمعی ، سوراخ قلعه افغان ها را پیدا کرده بودند و نفوذ به شهر تسخیرنشدنی کابل را نه بمباران میدانستند و نه هلی برن و نه هیچ عملیات کماندویی !
🔹تنها راه نفوذ ، یک تاکتیک عملیات روانی بود !
🔹یانکی ها از طریق رادیو بی بی سی ، به طور متناوب و هر چند ساعت اعلام میکردند که کابل سقوط کرده و با تکرار این تکنیک، جفت پا روی مخ افغانی ها رفته بودند !
🔹 با شنیدن اخبار شکست و خبر فیک تسخیر کابل ، روحیه ملت جنگجو پرور افغان به تدریج شل شد و همین شل شدن موجب خالی کردن میدان نبرد و در نهایت سقوط کابل گردید !
🔹۲۵ سال بعد در آوریل ۲۰۲۶
محاسبات آمریکایی ها آن ها را وارد جنگی کرد که تا بواسطه آن به روزهای اوجشان بازگردند !
🔹روزهای اول همه سناریوها خوب پیش میرفت ولی امان از ایرانی های جنگ بلد !
🔹 یانکی ها به هسته سخت جبهه مقاومت خورده بودند !
🔹محاسبات آمریکایی ها دقیق بود !
باگ نداشت !
تقصیر ایرانی ها بود که در هیچ فرمول محاسباتی قرار نمیگرفتند!
🔹آبراه هرمز ، هنوز که هنوز است بدست پسران تنگسیری شهید ، غیر قابل نفوذ شده است !
پسران سید مجید، همچنان نقطه زنی میکنند!
بعثت مردم در خیابان ها حکمرانی میکند و
نیروی دریایی ایران ( همانی که قمارباز گفته نابود شده) به ناوگان مخوف یانکی ها اجازه ورود به آب های دریای عمان نمیدهد چه برسد به خلیج فارس !!!
پایگاه های ابرگودرت دنیا در سواحل جنوب خلیج فارس همچنان شخم میخورند و سیاستمداران کاخ سفید در اتاق بیضی شکل ، برای پاسخ به تماس کوچکی از ایران له له میزنند !
🔹پس ، علت پمپاژهای خبری ترامپ چیست!؟ روزی سه بار از نابودی ایران و پایان نیروی دریایی میگوید!
هگست وزیر دفاع ، هر روز رجز میخواند و عملیات های متعدد و موفق و ناموفق را میکس کرده و به خورد ملت میدهد و از نابودی ایران میگوید!
برنارد کوپر فرمانده سنتکام اگر جا داشه باشد از لایی کشیدن ناو هواپیمابرش در دریاچه چیتگر تهران برای خودش خاطره میسازد و خودش هم باور میکند و دستاورد میسازد !
وزیر خزانه داری،رئیس ستاد ارتش و ....
هر کدام با لهجه خودشان و حرف مشترک نابودی ایران !
🔹ساده بگویم !
تاکتیک آمریکایی ها همان رادیو دو موج است ! فقط چرب تر شده و رنگ و لعاب گرفته !
رادیو بی بی سی شان ، زینش را عوض کرده و هر روز با یک برندی یورتمه می رود !
از عنترنشنال تا بی بی سی و CNN و کانال های تلگرامی و اینستاگرامی !
خبر هم همان است
بجای فتح کابل ،
حرف نابودی نیروی دریایی و هوایی و فتح تهران ، رمز عملیات است !
🔹هدف هم خلوت شدن خیابان ها و تضعیف توان نظامیست !
🔹یادتان هست چند روز پیش وقتی خیابان ها کمی شل شده بود و توپخانه ای که می بایست به سمت دشمن شلیک کند به سمت دلسوزان داخلی هدف می گرفت!
با دو شدن صداها، ناگهان صدای خناسان سوراخ موش نشین مثل عباس عبدی و آخوندی و زید آبادی و ... به ناگاه موج گرفت !
🔴خلاصه اینکه
بدون شک ، ما در حساس ترین نقطه تاریخ و در جای درست آن ایستاده ایم، حواسمان به رادیو دوموج ها باشد !
آن ها هنوز کار میکنند!
👈شیطان ، متخصص تمام کردن در وقت اضافه هست
📌 ساخت بمب هستهای؛ تکلیف فقهی و راهبرد جهانی
🔹 چشمانداز بحث
در جهانی که سلاحهای کشتارجمعی، مرزهای قدرت را بازتعریف کردهاند، پرسشی اساسی پیشروی امت اسلامی قرار دارد:
آیا برای حفظ حیات، عزت و امنیت امت، دستیابی به توان بازدارندگی هستهای، ممکن است؟ یا واجب است؟
این نوشتار، با تکیه بر فقه دفاعی شیعه و تجربه دولتهای هستهای، به این پرسش پاسخ میدهد.
🔸 بخش نخست | مبانی فقهی «وجوب مشروط» بازدارندگی هستهای
۱. فرمان قرآنی اعداد قوه
«وَأَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ...» (انفال: ۶۰)
در تفسیر معاصر، «قوّه» مفهومی پویاست که با رشد فناوری توسعه مییابد. امروز، بدون توان بازدارندگی هستهای، قوّهٔ استراتژیک معنا ندارد.
۲. قاعده دفع افسد به فاسد
روایات تصریح دارند: «ترک دفاع در برابر تهدید نابودی سرزمین اسلامی جایز نیست». اگر تنها راه جلوگیری از نابودی، اقدام بازدارندهٔ شدید باشد، فقه آن را لازم میداند.
3. حفظ نظام؛ اوجب واجبات
امام خمینی(ره): «حفظ نظام، اوجب واجبات است.»
در شرایط تهدید هستهای، حفظ توازن قوا از اهمّ واجبات کفایی میگردد.
4. قاعده نفی ضرر و نفی سبیل
نبود بازدارندگی، زمینهساز سلطه دشمن است. قرآن: «لَن یَجعَلَ اللّهُ لِلکافِرینَ عَلَی المُؤمِنینَ سَبیلًا»؛ یعنی سلطه دشمن، شرعاً مردود است. نتیجه: بازدارندگی، واجب.
5. قاعده «الضرورات تُبیح المحظورات»
اگر ساخت بمب اتم در حالت عادی حرام باشد، در شرایط ضرورت واقعی و تهدید موجود، موقتاً مجاز و بلکه واجب میشود.
6. تقدیم اهم بر مهم
اگر بین حیات امت و آسیبهای فرعی تعارض باشد، عقل و شرع، حفظ امت را مقدم میدانند—حتی اگر ضررهای زیادی ایجاد شود.
🔸 بخش دوم | تجربه جهانی: چرا دولتها بمب ساختند؟
۱. آمریکا: با بمباران هیروشیما و ناگاساکی، جنگ را پایان داد و بازدارندگی را اساس امنیت ملی قرار داد.
۲. شوروی: با آزمایش ۱۹۴۹، توازن را با آمریکا برقرار کرد؛ ابزار بقای ایدئولوژیک در برابر غرب.
۳. بریتانیا و فرانسه: برای حفظ استقلال راهبردی از آمریکا و تثبیت جایگاه جهانی.
۴. چین: در ۱۹۶۴، برای مقابله با شوروی و آمریکا و تثبیت موقعیت انقلاب مائو.
۵. هند و پاکستان: رقابت منطقهای، عامل ساخت سلاح در ۱۹۷۴ و ۱۹۹۸؛ هدف: بازدارندگی متقابل.
۶. اسرائیل: از دهه ۶۰، با سیاست «ابهام هستهای»، بمب را ضامن بقای خود معرفی کرد.
۷. کره شمالی: برای بقا و چانهزنی در برابر تحریمها؛ از ۲۰۰۶ رسماً قدرت هستهای شد.
🔹 نتیجه مشترک همه این کشورها؟
حفظ بقا و بازدارندگی؛ همان چیزی که فقه شیعی نیز در مقیاس امت اسلامی دنبال میکند.
🔸 بخش سوم | شروط شرعی «وجوب ساخت بمب هستهای»
✅ تهدید قطعی یا قریبالوقوع از سوی دشمن هستهای (که هماکنون نیز موجود است).
✅ ناکارآمدی ابزارهای معمول دفاعی یا دیپلماتیک.
✅ امکان فنی و مالی ساخت، ولو با هزینه و سختی.
✅ تعهد به عدم استفاده پیشدستانه و رعایت اخلاق اسلامی در نگهداری و تصمیمگیری.
🔹 سخن پایانی
فقه حکومتی شیعه، حکومت را موظف به صیانت از جان، مال و کرامت مؤمنان میداند.
اگر تهدیدی در سطح نابودی امت یا سلطه دشمن هستهای وجود داشته باشد و جز توان بازدارندهٔ هستهای راهی باقی نماند، ساخت آن، واجبی کفایی میشود.
و مخلص کلام:
«آن بمبی که شلیک نمیشود، میتواند بلندترین فریاد صلح باشد.»