هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#شهید_همت
سلام خدا بر #شهیدان
❤️تقدیم به عاشقان کانال حاج همت❤️
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
❃↫✨« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »✨↬❃
✫⇠ #دختر_شینا
✫⇠قسمت :7⃣2⃣
#فصل_چهارم
آه از نهاد صمد درآمده بود. بالاخره به امامزاده رسیدیم. گوسفند را قربانی کردند و چندنفری گوشتش را جدا و بین مردمی که آن حوالی بودند تقسیم کردند. قسمتی را هم برداشتند برای ناهار، و آبگوشتی بار گذاشتند.
نزدیک امامزاده، باغ کوچکی بود که وقف شده بود. چندنفری رفتیم توی باغ. با دیدن آلبالوهای قرمز روی درخت ها با خوشحالی گفتم: «آخ جون، آلبالو!» صمد رفت و مشغول چیدن آلبالو شد. چند بار صدایم کرد بروم کمکش؛ اما هر بار خودم را سرگرم کاری کردم. خواهر و زن برادرم که این وضع را دیدند، رفتند به کمکش. صمد مقداری آلبالو چیده بود و داده بود به خواهرم و گفته بود: «این ها را بده به قدم. او که از من فرار می کند. این ها را برای او چیدم. خودش گفت خیلی آلبالو دوست دارد.» تا عصر یک بار هم خودم را نزدیک صمد آفتابی نکردم.
بعد از آن، صمد کمتر به مرخصی می آمد. مادرش می گفت: «مرخصی هایش تمام شده.» گاهی پنج شنبه و جمعه می آمد و سری هم به خانه ما می زد. اما برادرش، ستار، خیلی تندتند به سراغ ما می آمد. هر بار هم چیزی هدیه می آورد. یک بار یک جفت گوشواره طلا برایم آورد. خیلی قشنگ بود و بعدها معلوم شد پول زیادی بابتش داده. یک بار هم یک ساعت مچی آورد. پدرم وقتی ساعت را دید، گفت: «دستش درد نکند. مواظبش باش. ساعت گران قیمتی است. اصل ژاپن است.»
ادامه دارد...✒️
🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
❃↫✨« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »✨↬❃
✫⇠ #دختر_شینا
✫⇠قسمت :8⃣2⃣
#فصل_چهارم
کم کم حرف عقد و عروسی پیش آمد. شب ها بزرگ ترهای دو خانواده می نشستند و تصمیم می گرفتند چطور مراسم را برگزار کنند؛ اما من و صمد هنوز دو کلمه درست و حسابی با هم حرف نزده بودیم.
یک شب خدیجه من را به خانه شان دعوت کرد. زن برادرهای دیگرم هم بودند. برادرهایم به آبیاری رفته بودند و زن ها هم فرصت را غنیمت شمرده بودند برای شب نشینی. موقع خواب یکی از زن برادرهایم گفت: «قدم! برو رختخواب ها را بیاور.»
رختخواب ها توی اتاق تاریکی بود که چراغ نداشت؛ اما نور ضعیف اتاقِ کناری کمی آن را روشن می کرد. وارد اتاق شدم و چادرشب را از روی رختخواب کنار زدم. حس کردم یک نفر توی اتاق است. می خواستم همان جا سکته کنم؛ از بس که ترسیده بودم. با خودم فکر کردم: «حتماً خیالاتی شده ام.» چادرشب را برداشتم که صدای حرکتی را شنیدم. قلبم می خواست بایستد. گفتم: «کیه؟!» اتاق تاریک بود و هر چه می گشتم، چیزی نمی دیدم.
ـ منم. نترس، بگیر بنشین، می خواهم باهات حرف بزنم.
صمد بود. می خواستم دوباره دربروم که با عصبانیت گفت: «باز می خواهی فرار کنی، گفتم بنشین.»
اولین باری بود که عصبانیتش را می دیدم. گفتم: «تو را به خدا برو. خوب نیست. الان آبرویم می رود.»
ادامه دارد...✒️
🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🔥
📛 #هر_وقت_فکر_گناه_میاد_به_ذهنم7
➰ #مرگ_در_قرآن_مجید
🕊بسم الله الرحمن الرحیم🕊
🔶 وَ لَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِالظَّالِمينَ
🔷 ولي به سبب اعمالي كه مرتكب شده اند ، هرگز آرزوي مرگ نخواهند كرد خدا ستمكاران را مي شناسد
📗 سوره: بقره - آيه: 133
#تلنگر
🗯ی سؤال راستی میشه از مرگ فرار کرد ؟🗯
🔥
🕊http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🗝🔑🗝🔑🗝🔑
#تمثیل هاے خدایے5⃣8⃣1⃣
مثل کلید!🔑
👧بچه که بودیم وقتی انگشتري به
دست میکردیم و بیرون نمیآمد به
بزرگترها نشان میدادیم 💍
و آنها هم خیلی سریع انگشت و
🛁انگشتري را با کف صابون نرم میکردند
و آن وقت راحت بیرون میآوردند.💍
Ⓜ️ما باید همانجا یاد میگرفتیم که نرمی
و نرمش و مدارا راه حل مشکلات و کلید پیروزي است.🔑😍
❤️یعنی همان چیزي که امام علی(ع) میفرمود:
« اَلرِّفقُ مِفتاحُ النَجاح »
😍نرمخویی و ملاطفت کلید پیروزی است
--------------------------
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
زندگینامه سردار خیبر شهید حاج محمد ابراهیم
همت
🌹🥀🌺🌸🌼🌻🌹🌼🌸🥀🌹🌺
این قسمت دشت هاے سوخته
فصل ششم
قسمت6⃣1⃣1⃣
بنده مشغول کلنجار رفتن با مین ها بودم ، حاج احمد و بقیه ی بچه های تیم، به ناچار
می ایستادند تا کار من تمام بشود.هیچ وقت فراموش نمیکنم که آن قدر فاصله ی ما با مواضع سربازان دشمن نزدیک بود که ما یک موکت باریکی را که از قبل تهیه کرده و با خوومان آورده بودیم ، کنار بستر خشکیده ی رودخانه ای فصلی ، بر روی شن و ماسه ها پهن کردیم تا بچه ها آرام آرام از روی آن به سمت جلو حرکت کنند ، طوری که صدای پایشان به گوش سربازان عراقی نرسد.👌
سرانجام رسیدیم به منطقه ی معروف علی گره زد ؛جایی که توپخانه ی سپاه چهارم دشمن در آن مستقر بود.از آن جا که می بایست تا نزدیک موضع توپخانه جلو می رفتیم و این کار وقت گیر بود،قطعا برگشتن ما با روشن شدن هوا مصادف می شد .به همین جهت بعد از انجام کار ناچار شدیم به دلیل نزدیکی فجر صادق ،خودمان را در یک سنگر خالی تانک مخفب کنیم با این امید که شب بعد بتوانیم مسیر طی شده را به عقب برگردیم.با روشن شدن هوا،نگاهی به مواضع توپخانه انداختیم و حتی توانستیم توپ هاے داخل یکی از موضع ها را بشماریم.☺️👌
خودم حدود بیست و هشت عراده توپ دشمن را شمارش کردم.از آن جا که یک مقدار از آب قمقمه هایمان را در مسیر مصرف کرده و با مابقی آن برای نمازصبح وضو گرفته بودیم ، وقتی خورشید به وسط آسمان رسید ، دیدیم برای وضو گرفتن ، حتی یک قطره آب هم نداریم.😢
یادش بخیر ، حسین قجه ای، فرمانده گردان سلمان،با آن سر نترسی که داشت، بلند شد و سه تا از قمقمه های خالی بچه ها را برداشت ، با یک جست از چاله ی تانک بیرون پرید و رفت کنار تانکر آب عراقی ها و با خونسردی حیرت آوری که اصلا قابل وصف نیست ، یکی یکی قمقمه ها را پر کرد و آورد.😊
حسین قجه ای چنان خونسرد رفت و برگشت که همه متحیر شدیم . حتی عراقی ها هم از بالای تپه او را می دیدند، منتها فکر کرده بودند لابد حسین هم یکی از نیروهای خودشان است البته علت خلوت بودن منطقه این بود که عراقی ها عمدتا تا حوالی ساعت۱۱خواب بودند و کنار توپ ها ، پرنده پر نمی زد . به همین دلیل حسین به راحتی توانسته بود وارد منطقه ی آن ها بشود....👌😃😃😉
ادامه دارد......🌹🌹🌹🌹
ادامه این داستان ان شاالله فردا در کانال تخصصی شهید همت
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
12.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به یاد رهروان راستین اهل بیت علیهم السلام
به یاد امامزادگان عشق
به یاد شهدا
🔺نام شهدایی که در این فیلم
روی ماهشان را زیارت می کنید
به ترتیب :
-شهید سید محمد تقی رضوی
-شهید هاشم ساجدی
-شهید علی صیاد شیرازی
-شهید ابوالقاسم حجتی
-شهید علیرضا حاجی بابایی
-شهید حبیب الله مظاهری
-شهید سعید قهاری
-شهید علی بلورچی
-شهید محمد زندی
-شهید محمد ابراهیم همت
-شهید حسین خرازی
-شهید سید مجتبی علمدار
-شهید سید ابراهیم شعبانی
-شهید محمد ناظری
-شهید ناصر کاظمی
-شهید مجید خدمت (مجید سوزوکی)
-شهید سید محمد رضا دستواره
-شهید مجید رمضان
صلی الله علیک
یا مولای یا ابالحسن
یا موسی بن جعفر روحی له الفداء
خدا را شکر که محبّ اهل بیت {ع} هستیم
و از دشمنان حرامزاده و نامرد آنها، نفرت داریم
سلام و صلوات نثار آستان نورانی
حضرت امام کاظم {علیه السلام}
و به یاد همهٔ شهدا ، بفرست صلوات محمّدی {ص}
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و َعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِین
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🍃سوسوی همّت داشت ، ستاره ی چشمانت💚
🍃🌸هر گاه به محمودرضا میگفتند؛ وصیتنامه بنویس، به عکس حاج همت که مزین به جمله ای عهدمَدارانه از این شهید بود اشاره
میکرد و میگفت:
این هم وصیتنامه....
آری!
محمودرضاها رفتند تا این خاکریز فرونریزد. اکنون نوبت من و توست که پشت به جبهه نکنیم و نهضت جهانی اسلام را باقدرت و بدون خستگی و نا امیدی برسانیم به جایی که خداوند وعده کرده است♡
#شهیدمحمودرضابیضایے 🌱
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
💢 #پنج_ملعون_خدا_و_ملائکه
قسمت چهارم
🍀هرکس به فقیر اهانت کند خدا او را لعنت کند و ملائکه هم آمین میگویند.
🗯 یک وقت یک دارایی با عیالش داشت غذا میخورد. یک فقیری آمد دم در، آنها این شخص فقیر را نامید کردند. در را برویش بستند و چیزی به او ندادند. شاید یک اهانت هم به او کردند.
رفت و رفت و رفت این دارا فقیر شد، زنش را طلاق داد و آن گدا دارا شد و به خواستگاری زن دارا فرستاد و همان زن را گرفت. یک روز آن زن با شوهر دومش در حال غذا خوردن بود که دید در میزنند. مرد گفت :بلند شو و یک بشقاب غذا به فقیر بده.
زن غذا را به فقیر داد و در برگشت گریه کرد. شوهرش گفت چرا گریه میکنی؟
زن گفت :این فقیر شوهر سابق من بود یک روز من با او مشغول غذا خوردن بودم که تو آمدی و ما تورا محروم کردیم، حالا روزگار او را به اینجا رسانده است تو با من ازدواج کردی و او فقیر شده و در خانه ی ما آمده.
🔵 خیلی این شعر عالی است. کسی که به فقیر اهانت کند، خدا او را لعنت میکند خیلی مواظب باشید. نداری بدی خُب نده، چرا اهانت میکنی؟
🔴 لاتُهینَ الْفَقیرَ عَلَّکَ أَنْ
🔴 تَرْکَعَ یَوْماً وَ الدَّهْرُ قَد ْرَفَعَهُ
این شعر ها را حفظ کنید.
ادامه دارد....
🔻🔻
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
😍طنزدرجبهه😂
استاد سرکار گذاشتن بچهها بود.😉 روزی یکی از برادران پرسید:
«شما وقتی با دشمن روبهرو میشوید برای آنکه کشته نشوید و توپ و تانک آنها در شما اثر نکند چه میگویید؟»😥
آن برادر خیلی جدی جواب داد:
«البته بیشتر به اخلاص برمیگردد والا خود عبادت به تنهایی دردی را دوا نمیکند.😜 اولاً باید وضو داشته باشی، ثانیاً رو به قبله و آهسته به نحوی که کسی نفهمد بگویی: 👇
اللهم ارزقنا ترکشاً ریزاً بدستنا یا پاینا و لا جای حساسنا برحمتک یا ارحمالراحمین»😂😂😂😐😐
طوری این کلمات را به عربی ادا کرد که او باورش شد 😱و با خود گفت:
«این اگر آیه نباشد حتماً حدیث است»😁
اما در آخر که کلمات عربی را به فارسی ترجمه کرد، شک کرد و گفت:
«اخوی غریب گیر آوردهای؟»😢😢😢
#یادشهداباصلوات
#حال_و_هوامونو_شهدایی_کنیم
🌷http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🔥
📛 #هر_وقت_فکر_گناه_میاد_به_ذهنم۸
➰ #مرگ_در_قرآن_مجید
🕊بسم الله الرحمن الرحیم🕊
🔶 كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ
🔷هر كسي چشنده طعم مرگ است و به سوي ما بازگردانده شويد
📗سوره: سجده آيه: 11
#تلنگر
🗯با اینکه اینهمه مردگان را میبینیم ولی باز از مرگ غافلیم...🗯
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌷مهدی شناسی ۲۷🌷
◀️ﻓﻘﻂ ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍمام مهدی ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻩ-ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﯼ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﺳﺖ-ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ ﻫﺮ ﺑﺨﺶ ﺍﺯ ﮐﻤﺎﻝ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﺎ،ﺩﺭ ﺍﯾﺠﺎﺩ،ﺁﺛﺎﺭ ﻭ ﺍﺑﻘﺎﯼ ﺁﻥ،ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ،ﺑﺮﺯﺥ ﻭ ﻗﯿﺎﻣﺖ،ﻫﻤﻪ ﻃﻔﯿﻞ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ،ﺍﺛﺮﺍﺕ ﻭﺟﻮﺩﯾﺸﺎﻥ ﻫﺮﮔﺰ ﯾﮑﺴﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺎﺕ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ،ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ.
◀️مکر شیطان در مورد به تاخیر انداختن ظهور امری طبیعی است.درد واقعی این نیست!
درد این جاست که چرا شیطان باید بتواند در ما که عاشق مهدی هستیم چنین نفوذ کند؟!!
◀️چرا جوان های ما شناختشان در مورد هنرپیشه ها،ورزشکارها،رجل سیاسی و...بیشتر از امام زمانشان است؟
این ها درد جامعه ی ماست...
◀️"هانری کربن" که یکی از اسلام شناسان و خاورشناسان غرب است،مرتب به ایران سفر می کرده،در جلسه ای با علامه طباطبایی داشته،علامه از ایشان می پرسد که آیا شما وقتی که به کلیسا می روید،دعاهای مخصوصی دارید؟
ایشان جواب می دهد:بله داریم اما من تمام نیایش های مهدی شما را جمع کرده ام و وقتی به کلیسا می روم با آن ها با خدا مناجات می کنم،چون معتقدم از طریق قلب عالم امکان می شود با خدا ارتباط برقرار کرد.
◀️اما چقدر دردناک است ما که ادعای عشق مهدی را داریم با این مفاهیم و مناجات ها بیگانه ایم.
◀️ما در عین حال که به یاد حضرت مهدی هستیم،به یاد او نیستیم!یعنی یادی که امروز از او داریم عین فراموشیست.نه یادی که خدا از آن راضی شود.
❓اما چرا شیطان ما را کاملا غافل نکرده است؟؟؟؟
چون می داند که اگر بگوید:"مهدی دروغ است؛او را قبول نکن و رها کن."محال است زیر بار حرفش برویم و امام را کنار بگذاریم.
◀️این جاست که پرده هایی بر این حقیقت می اندازد،تا تاثیرات یاد امام را در وجود ما کم رنگ کند.
#مهدی_شناسی
#قسمت_27
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f