eitaa logo
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
194 دنبال‌کننده
170 عکس
167 ویدیو
2 فایل
حکایتِ من و باران که می‌گریست یکی‌ست: «از آسمان به زمین، کرده‌اند تبعیدم...» 'به یادِ سیدِ شهیدانِ اهلِ قلم: دوربینی در دست و قلمی میانِ انگشت و روحی دلتنگ...' [ https://abzarek.ir/service-p/msg/3011828 ] فقـط فـوروارد*
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 📻 رادیوز 🇵🇸
@Radioz_irتقصیر شماست.mp3
زمان: حجم: 1.3M
تقصیر شماست که ما اینطور دلبسته و دیوانه شما شدیم. تقصیر شماست که حالا ما اینطور زمین‌گیریم. جواب این دل‌های شکسته را که می‌دهد آقای من؟ 📝نویسنده: مهدی مولایی 🎙گوینده و🎚تدوین: زینب عبداللهی 📻@Radioz_ir
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
میشه دنیا قشنگ، با امام‌حسن💚
آقایِ من همیشه به فکرِ مریضا بود .. آقایِ من خودش دوایِ غصه و درده (:
هدایت شده از - استودیو ژیوان ؛
بسم رب الشهداء و الصدیقین وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ. 🥀تبریک وتسلیت خدمت پیشگاه مقدس آقا امام زمان'عج'، خانواده و هم محله ای های ارجمند بدین وسیله به اطلاع میرساند پاسدار رشید اسلام "امیر محمد علی محمدی" که در حین انجام وظیفه خود مورد حمله موشکی آمریکایی، صهیونیستی قرار گرفته و به فیض شهادت نائل گردید.
به محل اصابت‌ها که سر میزنی، در کل محله هیچکس نیست. همه رفته‌اند. کوچه پر از آوار و سنگ و خرده‌شیشه و خاک و اسباب خانه‌هاست. و پر از انسان‌های نیم‌جان و زخمی بر زمین. هیچکس نیست جز نیروهای ضروری امداد و یک دسته خاص؛ بسیجی‌ها! بسیجی‌های بیست،بیست‌ویک ساله همه‌جا هستند. بی‌واهمه. زبان روزه آوار برمیدارند و کف خیابان را تمیز می‌کنند و کمک صاحب‌خانه‌ها، اسباب سالم را از نابود شده‌ها جدا می‌کنند. باید باشی و ببینی که حتی زنان بی‌حجاب و دختران هودی‌پوش صاحب‌خانه، چطور کنار بچه‌بسیجی‌ها ایستاده‌اند و می‌گویند« داداش‌جان یه کمک به ما میدی؟» راستی، آن پسرهای لوس ماسک‌زده که کف خیابان و دانشگاه با دیدن دخترها شیر می‌شدند و درباره‌شان می‌نوشتید«شجاعت پسرهامون»، اینجا در دل خطر، نیستند. نیستند که شجاعتشان را نشان دهند. اینجا کنار مردم فقط مردهایی را می‌بینیم که یک‌ماه قبل درباره‌شان گفته شد «بسیجی، سپاهی، داعش ما شمایی»! «مهدی مولایی» https://eitaa.com/m_molaie110
هدایت شده از سِدخارجی
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دختر دانش‌آموز ۷ ساله‌ای که چند دقیقه قبل از انفجار از مدرسه شجره طیبه میناب خارج شده بود و الان از دوستان شهیدش می‌گوید... 🥺💔 @Sedkhareji✔️
الان تنها چیزی که دلِ آتیش گرفتمو میتونه آروم کنه ریختنِ خونَمه.
اولین شبِ جمعه‌ی بدونِ تو.
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
_
خدایا، ماها امام معصوم به چشم ندیدیم... ما نه زمان پیامبر بودیم که از اولین مسلمینِ نهضتشون باشیم، نه زمانِ امیرالمؤمنین که نذاریم دست بسته ببرن ازشون بیعت بگیرن و جلوی چشمشون حضرت زهرا رو کتک بزنن .. نه زمانِ امام حسن که نذاریم وقتی میخوان بهشون سلام کنن بگن [ السلام علیك یا مذل المؤمنین ]، بجاش با کریم بودنشون دنیا و آخرت خودمونو آباد کنیم... نه زمانِ امام‌حسین بودیم که نذاریم تیکه تیکه‌شون کنن، یا حداقل بریم همراهشون شهید بشیم .. نه زمان امام سجاد بودیم که نذاریم امام انقدر تنها و غریبانه و با دلِ چاک چاک از فاجعه عاشورا فقط بتونن با نامه های یواشکی با مؤمنین ارتباط بگیرن، نه زمان امام باقر بودیم که پای درس چند هزار نفریشون بشینیم، نه زمان امام صادق بودیم که نذاریم مؤمنین دهن لقی کنن و نقشه قیام لو بره، نه زمان امام کاظم بودیم که نذاریم سالها غریبانه تو سیاه‌چال های هارون زجر بکشن، نه زمان امام رضا بودیم که وقتی اومد خراسان جون هامونو فدای قدومش کنیم، نه زمان امام جواد بودیم با این حجم از جوونی و سنِ کمشون شهیدشون کنن، نه زمان امام‌هادی بودیم که نذاریم به زور از مدینه به پادگان نظامی سامرا ببرتشون که تحت نظرشون بگیرن، نه زمان امام حسن عسکری بودیم که نذاریم سالها تو خونه زندانیشون کنن، ما امام مهدیِ ۵ ساله‌ که هنوز پشتِ پرده غیبت نرفتن هم که ندیدیم... خدایا تو آخرین حجتت رو واسه ما نگه داشتی... ولی مارو لایقِ دیدارِ روی ماهش ندونستی. ما تنها کسی که از اولیاءت دیدیم، سیدعلی خامنه‌ای بود... که مرامش محمدی بود، بوی علی میداد، شجاعتش حسنی بود، مقاومتش حسینی بود، ما از سیدعلی خامنه‌ای بویِ اهلِ بیت پیامبر استشمام کردیم... ما به جای قربون صدقه‌ی قد و بالای تک تک دوازده اماممون، قربون قد و بالای سیدعلی رفتیم... قربون وایسادنش، نشستنش، دعا خوندنش، تو دهن دشمن زدنش، وجناتش، آرامش سنگینش، تفنگ دست گرفتنش، چفیه انداختنش، عربی حرف زدنش، خندیدنش، دست خطش، انگشتر دادنش، دست تکون دادنش... خدایا تو شاهدی که ما ارزشمند تر و عزیزتر از آقا نداشتیم... خدایا تو میدونی حاضر بودیم تک تکمون تیکه تیکه بشیم، پودر بشیم، لگدمال بشیم ولی یه مو از سرش کم نشه... تو میدونی که همه‌ی زندگیمونو فداش می‌کردیم. در «بأبی أنت و اُمی» ترین حالت ممکن بودیم باهاش. تو میدونی ما چقدررر دوسش داشتیم... چقدر الان دلتنگشیم :) .. میشه توعم، عزیزترین کستو به ما برگردونی؟ ماهِ پشتِ ابرمونو بفرستی واسمون؟ با ظهورش غمِ رو قلبمونو رفع کنی؟ خدایا میشه زودتر ببینیمشون؟ ما دیگه دلامون طاقت فراق پدر نداره.....