eitaa logo
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
194 دنبال‌کننده
170 عکس
169 ویدیو
2 فایل
حکایتِ من و باران که می‌گریست یکی‌ست: «از آسمان به زمین، کرده‌اند تبعیدم...» 'به یادِ سیدِ شهیدانِ اهلِ قلم: دوربینی در دست و قلمی میانِ انگشت و روحی دلتنگ...' [ https://abzarek.ir/service-p/msg/3011828 ] فقـط فـوروارد*
مشاهده در ایتا
دانلود
. دیـــــوار نویسی ✌️🏻♥️ .
. برو بچه های شیـــــراز حسابی کار تببینی کردن برا بچه ها و ترکوندن 🥲😍💓 .
هدایت شده از مُتَرَصِّد نوشت
بیست و یک اسفند 1405_ ساعت 12 نیمه شب خیابان اشرف پهلوی(امام سابق) سوت و کور است. تیر چراغ برق نفس نفس می‌زند و برای روشنایی جان به تن ندارد. چند جوان مست از بار کوچه 22 خارج می‌شوند و قهقه‌شان به آرامش خیابان خنج می‌زند. باد لای ستون‌های ساختمان‌های مخروبه بازی‌اش گرفته و سروصدا راه می‌اندازد. گرد مرگ به شهر پاشیده‌اند. از آخرین باری که هجده استانمان بعد از جدایی به خاک و خون غلتید، چیزی جز خرابه عایدی خیابان‌هامان نیست. تنها نشان از تجدد همین بارها و کلوپ‌های رقص است که سروکله‌شان از گوشه گوشه شهر پیدا شده تا غرقِ ساز و دهل، یادمان رود چه کلاه گشادی بر سرمان رفته. انگار همین دیروز بود که مردم تا نیمه شب در خیابان‌ها فریاد خونخواهی سر میدادند و لشگریان علی(ع) به پشت خیمه معاویه رسیده بودند. انگار همین دیروز بود که در چند قدمی بزرگترین پیروزی نور بر تاریکی در چند سده اخیر بودیم. انگار همین دیروز بود که دستمان تنها کمی تا چیدن میوه‌ی ظهور حجت خدا فاصله داشت. مردم که خسته شدند. ایست بازرسی‌ها که بمباران شد. خیابان‌ها که خلوت‌شد. کفتارها بیرون ریختند. به خاک و خون کشیدند. تمرکز فرماندهان را از سنگرهای بیرونی به داخل خانه معطوف کردند و مدیریت جنگ سخت شد. مردم که یادشان رفت حضور شبانه‌شان با تسبیح‌های آویزان از سر انگشتان همان قنّاصه به دستی پشت خاکریز است، دیگر موشک‌ها نقطه زن نبودند و درگیری خیابانی خنجری از پشت بود بر پیکره سربازان وطن. اری انگار همین دیروز بود که سرنوشت جهان به دستان ما بود. 🖋️ مُتَرَصِّدنوشت @motarasednevesht
هدایت شده از مُتَرَصِّد نوشت
این متن رو هر وقت حس کردی انگیزه برای خیابون رفتن نداری و خسته‌ای بخون، شاید تصور دنیایی که میخوان برامون بسازن به زانوهات توان ادامه‌‌دادن بده. @motarasednevesht
رهبرا! با رفتن خود داغ سنگینی بر قلوب همگان وارد کردید. شما همیشه مشتاق این عاقبت بودید تا بالاخره حضرت حق آن را در حال تلاوت قرآن کریم در صبحگاه روز دهم رمضان المبارک به شما اعطا فرمودند. مظلومیتهای زیادی را مقتدرانه و با حلم تحمل کردید و خم به ابرو نیاوردید. بسیاری قدر واقعی شما را نشناختند و شاید مدتها بگذرد تا انواع حجابها و موانع کنار رود و زوایایی از آن معلوم شود. حضرتِ‌ آقا | ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
رهبرا! با رفتن خود داغ سنگینی بر قلوب همگان وارد کردید. شما همیشه مشتاق این عاقبت بودید تا بالاخره ح
دلتنگم... چه عاشقانه، شدی روانه... رفتی از این کاشانه... هرگوشه، نشانی از توست عکسِ تو در هر اتاقِ خانه... چراغِ خانه... دلتنگم... دلتنگم... دلتنگم :)
آقای من، پیامی که دادی را به‌جان شنیدیم. تو را وارث اقتدار خمینی و حکمت خامنه‌ای یافتیم. تو برای دشمن، در هاله‌ای از ابهام و ناشناختگی بودی و این آن‌ها را می‌ترساند. حالا همه فهمیدند خامنه‌ای آنگاه که خود بخواهد شناخته شود، برای دشمنان از ناشناخته و مبهمش‌اش خوف‌انگیزتر است. و برای امت‌اش تکیه‌گاه‌تر. میخ اول را چنانکه تو محکم و استوار کوبیدی کس نکوبیده بود. تو، بی‌آنکه مقابل دوربین‌ها ظاهر شوی یا پشت میکروفون‌های خبری بنشینی، قلم بر کاغذ میگذاری و ناگهان تمام طرح‌های میلیارد دلاری ابرقدرت‌های جهان را خنثی میکنی. تو را خدا به ما بازگردانده. سلام بر تو، لحظه‌ای که متولد شدی، لحظه‌ای که خدایت نگاه داشت و لحظه‌ای که اینطور مقتدرانه مبعوث شدی! «مهدی مولایی» https://eitaa.com/m_molaie110
وقتی وسط افطار کردن لقمه سنگ میشه تو گلوت: