قسمت ۳۹: آسفالت
صدای «گرومپ» وحشتناکی سکوت ظهر جمعه را پاره کرد، پراید نوکمدادی فرهاد، مثل یک کشتی تایتانیک که به کوه یخ خورده باشد، با شیبی ملایم اما قطعی، در جوب آب فرو رفت.
فرهاد فرمان را مشت کوبید و فریاد زد: «ای بابا! چه بدبختی هستیم ما؟ یه آسفالت عرضه ندارند درست کنند! والا آدم یاد سطح کره ماه میفته از بس این خیابونا چالچوله داره. ناسا باید بیاد اینجا تمرین ماهنوردی کنه! حالا چه خاکی تو سرمون بریزیم؟»
بهزاد که صندلی شاگرد نشسته بود و حالا زاویهی دیدش به سمت آسمان بود، با خونسردی عینکش را روی بینی جابجا کرد و گفت: «فرهاد ، یکجوری میگی انگار هیچ کشوری توی عالم چاله چوله نداره.
فرهاد در ماشین را باز کرد، اما در گیر کرده بود و مجبور شد مثل کماندوها از پنجره بیرون بپرد. ایستاد لب گودال و با حسرت به سپر آویزان ماشینش نگاه کرد: «والا ما هر موقع نگاهمون به تلویزیون افتاد، فقط بدبختی ایران رو دیدیم. اونجا رو ببین، لاستیک رفت تو حلق زمین!»
بهزاد هم از پنجره سمت خودش که حالا رو به آسمان بود، بیرون خزید و در حالی که شلوارش را میتکاند گفت: «عزیزم ندیدی؟ نشونت ندادن. کار رسانه های غربی همین دلقکبازیهاست
کارشون اینه ایران رو ضعیف و ویرانه نشون بدن. اگه اون دیش لامصب رو از پشت بوم خونهتون بنداز دور، تا ببینی دنیا دست کیه!»
فرهاد پوزخندی زد و گفت: «هه! نکنه دنیا دست شما جوجه انقلابیهاست؟
بهزاد سینه سپر کرد، انگار نه انگار که وسط خیابان ایستاده و ماشینشان کج شده است: «آره که دست ماست! هر کشوری که استقلال و قدرت داشته باشه یعنی دنیا دست اونه. تو جنگ ۱۲ روزه مگه ندیدی؟ ما قدرتمون رو نشون دادیم یا نه؟»
فرهاد با دستمال کاغذی عرق پیشانیاش را خشک کرد و با تمسخر گفت: «حالا ۴ تا موشک زدید کجای عالم رو گرفتید؟ رقیب آمریکا که نشدید! دلار شده خدا تومن، تو داری از موشک حرف میزنی؟»
بهزاد گوشیاش را درآورد و گفت: «اتفاقاً رقیب شدیم، خوب هم شدیم. بیا این کلیپ رو ببین. این رو من نمیگم، "اسکات ریتر" تحلیلگر سابق اطلاعاتی آمریکا و بازرس سازمان ملل داره میگه. گوش کن!»
فرهاد گفت:« بهزاد گیرمون آوردی؟
ول دلت خوشه ماشینم افتاده تو ماشین تو میگی کلیپ نگاه کنم؟
بهزاد گفت:« اگه بگم پول سپر ماشینت رو میدم چی؟
فرهاد گفت:«یعنی اینقدر برات مهمه؟؟؟؟
بهزادگفت:« آره
صدای گوشی بهزاد در فضای خالی خیابان پیچید. مردی با کت و شلوار در ویدیو با جدیت حرف میزد و زیرنویس فارسیاش تند تند رد میشد:
«واقعیت این است که پس از جنگ، ایران بیش از هر زمان دیگری متحد شده است و نشان داده که رقیبی کاملاً توانمند برای واشنگتن است. با درهمکوبیدن اسرائیل، عملاً به همه خدمتی کرد. این ماجرا هنوز تمام نشده و ایران نباید به دستاوردهایش بسنده کند، اما اردوگاه آمریکا – اسرائیل هرگز انتظار نداشت ایران تا این حد قدرتمند و سهمگین ظاهر شود...»*
بهزاد ویدیو را قطع کرد و با نگاهی پیروزمندانه به فرهاد خیره شد: «دیدی؟ چی میگه بعد اونوقت تو اینجا وایسادی ناله میکنی؟»
فرهاد نگاهی عمیق به بهزاد انداخت، نگاهی که ترکیبی از خشم، تمسخر و یکجور درماندگی بود. دستش را روی سپر شکسته ماشینش کشید و با لحنی که تلخی در آن موج میزد، گفت: «ببین حرفای اون یارو آمریکاییه خیلی قشنگه، اصلاً آدم جیگرش حال میاد... ولی تا وقتی که کمک فنر سمت راست ماشین من توی "اقتدار ملی" این خیابون گیر کرده و سپر جلوش داره با آسفالت روبوسی میکنه، از نظر من ایران بدبختترین کشور جهانه!
من اول باید این ماشین رو از تو چاله دربیارم، بعد فکر کنم به رقیب آمریکا بودن!»
،،،
«یک کشور شاید آسفالت خیابانش پر از چاله باشد اما سایهی بازدارندگی مقتدرانه است که تضمین میکند فردایی باشد تا بتوان در آن چالهها را پر کرد.»
✍🏻 مهدوی
بقیه قسمتا👉
#داستان_سریالی
تبیین خلاق✨
| تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡
https://eitaa.com/Tabyin_Creative
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍رهبر همه
پاسخ بانوی نجفی به یک سوال؛ اگر کسی به شما بگویید که امام خامنهای رهبر ایران است ،شما چه میگویید؟
🔹او رهبر تمام امت مسلمان است نه تنها رهبر جمهوری اسلامی ایران، رهبر تمام امت مسلمان است، رهبر هر انسان شریف چه در این کشور چه در تمام کشورهای عربی و تمام دنیا، او رهبر تمام آنهاست. بعد از خدا و پیامبر و امیرالمؤمنین ایشان رهبر ماست
🔹آیت الله سیدعلی خامنهای و خانواده شریف ایشان سر بلندی ما عربها است
تبیین خلاق✨
| تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡https://eitaa.com/Tabyin_Creative
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍دشمن سرسخت
انقدر کفش زائرای آقا رو واکس میزنم...
📌تا خودش تو گوشم بگه بخشیده منو
تبیین خلاق✨
| تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡https://eitaa.com/Tabyin_Creative
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩 فکر میکردند یک بازیگر آمریکایی است... اما حقیقت، بسیار فراتر از این تصورات بود
👈«بعضی آدمها برای آسودگی نمیآیند، برای ایستادن میآیند؛ حتی اگر بهای آن، آرامش خودشان باشد...»
🇮🇷✊🏼🚀
تبیین خلاق✨
| تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡https://eitaa.com/Tabyin_Creative
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤
خداحافظ ای داغ بردل نشسته ....🖤🥀
تبیین خلاق✨
| تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡https://eitaa.com/Tabyin_Creative
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دقایقی قبل؛ تصاویر اختصاصی KHAMENEI.IR از همراهی جنگندههای ارتش با هواپیمای حامل پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی و شهدای خانواده ایشان، لحظاتی قبل از ورود به فرودگاه شهید هاشمینژاد مشهد
#بدرقه_آقای_شهید_ایران
#باید_برخاست
تبیین خلاق✨
| تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡https://eitaa.com/Tabyin_Creative
⚓️🚢⛴از سوئز تا هرمز 🚢⛴⚓️
قسمت چهارم
جنگ سوئز
زینب کوچولو عروسکش را با خوشحالی به هوا پرتاب کرد و گفت: آخ جانمی داستان ...
پدربزرگ خندهای کرد و دستی روی سر زینب کشید. بعد رو به جمال پاشا کرد و گفت:《 بگو کاکو، همگی منتظر قصه های قشنگ شما هستیم》.
جمال پاشا نگاهی به سعید انداخت و پرسید:《اقا سعید تو میدانی چرا پدرم نام مرا جمال گذاشت ؟ چون آن زمان قدیم... هفتاد سال پیش را میگویم...عاشق جمال عبدالناصر بود. اسمش را تاکنون شنیده ای ؟》
سعید عینکش را کمی جابجا کرد و جواب داد:《خب من رشتهام تجربی هست... حقیقتش میانه خوبی با تاریخ ندارم》.
پدر سعید دستی به شونه سعید زد و گفت:《عیب شما جوانها دقیقا همین هست... فقط جلوی پایتان را میبینید و بس》.
جمال پاشا لبخندی زد و ادامه داد:《آن زمان پدرم در ارتش مصر خدمت میکرد. جمال عبدالناصر یکی از رهبران افسران آزاد مصر و آزادی خواه های مصر بود که توانستند انقلاب کنند》.
محمد با تعجب پرسید:《 پس شما هم انقلاب کردید ؟》
جمال پاشا گفت:《 بله انقلاب کردیم آن هم چه انقلابی... ملک فاروق مثل شاه شما مجبور شد کشور را ترک کند و مدتی بعد جمال عبدالناصر، رئیس جمهور مصر شد. شعارش هم تمام کردن استعمار و ظلم غرب در کشورهای عربی بود. طرفداران زیادی هم در مصر و کل منطقه داشت. پدر من هم در ارتش حسابی طرفدارش بود》.
پدر محمد که تا آن موقع ساکت بود، گفت:《 ولی من به یاد دارم که میگفتید هیچ وقت پدرتان را ندیدید!》
جمال پاشا آهی کشید و گفت:《بله... من تازه به دنیا آمده بودم که پدرم در جنگی که اسرائیلیها در کشور ما راه انداختند، کشته شد. آنها آمده بودند صحرای سینا و کانال سوئز را بگیرند》.
محمد پرسید:《اما کانال سوئز تا آنجا که می دانم الان دست مصر هست... یعنی شما توانستید آن را پس بگیرید؟》و با لحن غرورآمیزی گفت:《 بله دیگر... همینه ...همیشه مقاومت تنها راه است》.
سعید که دستش را زیرچانه دش زده بود، با بی توجهی به حرف محمد به جمال پاشا گفت: 《خب حالا برای چه می خواستند کانال سوئز را بگیرند؟ کانال سوئز چه ربطی به اسرائیل داشت؟》
جمال پاشا پاسخ داد:《جمال عبدالناصر چند سال بعد از به قدرت رسیدنش تصمیم گرفت کانال سوئز را ملی کند》.
پدر محمد گفت:《لابد مثل ما که میخواستیم نفت را ملی کنیم》.
جمال پاشا گفت:《احسنت... تقریبا چنین چیزی ...کانال سوئز آن زمان به گونه ای تحت اختیار انگلیسیها بود چون راه اصلی ارتباط انگلیس و هند محسوب می شد و هند هم از مستعمرات انگلیس بود... اصلا کانال سوئز، شاهرگ انرژی غرب بود. بیشتر نفت اروپا از همین کانال رد میشد، اگر بسته میشد طی چند هفته اروپا فلج می گشت.
البته با انقلاب مصر، دست انگلیس و کشورای اروپایی از این کانال کوتاه شد.
چند سال بعد هم جمال عبدالناصر کانال سوئز را ملی اعلام کرد .
انگلیسیها و فرانسویها که حسابی داشتند ضرر می کردند، روی هم ریختند و نقشه کشیدند.
آنها فکر کردند که از اسرائیل استفاده کنند چون اسرائیل اصلا بدش نمی امد صحرای سینا را به اشغال خودش دربیاورد... برای همین از این فرصت بهترین استفاده را کرد.
در واقع نقشه شان این بود که ...
تبیین خلاق✨
| تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡https://eitaa.com/Tabyin_Creative
🔴رهبر شهید حضرت امام خامنه ای با ۳۵ واسطه فرزند امام علی بن الحسین امام سجادعلیه السلام می باشند که در شب شهادت جدش در جوار امام رئوف آرام گرفت
تبیین خلاق✨
| تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡https://eitaa.com/Tabyin_Creative
قسمت ۴۰: تجزیه
سهراب: "داداش اون گوشی رو سوراخ کردی! بیا این معجون رو بزن، بمب انرژیه. قشنگ تمام غمهای باخت رو میشوره میبره پایین. معجونِ سمیایه!"
فرهاد: "سم اون چهارتا گلی بود که خوردیم سهراب! سم اون استوریهاییه که این 'نوبسگها' گذاشتن! طرف نوشته: 'برد ایزی (Easy) مقابل تیم محلات'! وای دارم آتیش میگیرم..."
بهزاد: "بابا بس کن فرهاد. انقدر 'فشار' نخور واسه قلبت ضرر داره. حالا یه بازی دوستانه بود دیگه."
فرهاد: "دوستانه چیه بهزاد؟! اینا برنامه داشتن. ندیدی چجوری بازی میکردن؟ اصلاً معلوم بود از قبل نقشه کشیدن که ما رو از هم بپاشونن. اون دفاع وسطشون عمداً میاومد تو پا که منو عصبی کنه، هافبکاشون هم فقط میخواستن بین من و سهراب فاصله بندازن. هدفشون برد نبود، تحقیر و فروپاشیِ روانی تیم ما بود!"
سهراب: "خدایی راست میگه، من که کلاً دیسکانکت شده بودم وسط زمین. حس میکردم قطعات بدنم داره از هم جدا میشه!"
بهزاد: "صبر کن، صبر کن! چی گفتی فرهاد؟ گفتی هدفشون 'فروپاشی' و 'فاصله انداختن' بود؟"
فرهاد: "آره! دقیقاً میخواستن تیم رو تیکهتیکه کنن که دیگه نتونیم جمعش کنیم اصلا با وجود تیم ما مشکل دارن."
بهزاد: "عجب! میدونی الان ادبیاتت دقیقاً شبیه کی شده؟ شبیه پروفسور 'جان مرشایمر' وقتی داشت دست اسرائیل رو رو میکرد!"
سهراب: "جان؟! اون دیگه کدوم کیه؟ فامیلیش چرا شبیه سوسیس آلمانیه؟"
بهزاد: "سوسیس نه نابغه! جان مرشایمر (John Mearsheimer). گنده لاتِ دنیای سیاست و روابط بینالملله. استاد دانشگاه شیکاگوئه و تو مکتب رئالیسم حرف اول رو میزنه. این بنده خدا دقیقاً همین تحلیلی که فرهاد در مورد تیم فوتبال کرد رو در مورد نقشه اسرائیل برای ایران گفته."
فرهاد: "یعنی چی؟ اسرائیل هم میخواست تیم ایران رو 4-0 ببره؟"
بهزاد: "نه داداش، بحث خیلی سنگینتر از یه باخت بود. مرشایمر میگه تو اون جنگ ۱۲ روزه و ماجراهای قبلش، اسرائیل و رفقاش فکر میکردن ایران دقیقاً مثل همین تیمِ امروزِ ماست. یه تیمِ بههمریخته که اگه یه ضربه محکم بهش بزنن، از درون متلاشی میشه."
سهراب:"یعنی میخواستن کشور رو تیکهتیکه کنن؟ مثل پیتزا؟"
بهزاد: "دقیقاً! بهش میگن 'پروژه تجزیه'. اونا خیال میکردن اگر به تهران فشار بیارن، اقوام ایرانی... کرد و ترک و لر و بلوچ و عرب، ساز مخالف میزنن و کشور از هم میپاشه. اونا روی 'تفرقه داخلی' شرط بسته بودن. فکر میکردن ملت ایران با هم دشمنن و منتظر یه جرقهان که بیفتن به جون هم."
فرهاد: پوزخند میزند"چه اسکُلایی! اونا نمیدونن ما شاید سرِ استقلال-پرسپولیس دعوا کنیم، ولی پای خاکمون که وسط باشه، همه یه تیمیم!؟"
بهزاد: "آفرین! نکته همینجاست! مرشایمر میگه اسرائیل تو باتلاق گیر کرد چون قدرت 'ناسیونالیسم ایرانی' رو نادیده گرفته بود. نهتنها ایران تجزیه نشد، بلکه وقتی تهدید خارجی اومد، مردم متحدتر شدن. تازه وقتی نیروهای مسلح اون موشکهای هایپرسونیک و تجهیزات خفن رو رو کردن، اسرائیل فهمید که با یه تیم محلات طرف نیست، با یه تیمِ در سطح جام جهانی طرفه!"
سهراب:هیجانزده "اوه اوه! پس یعنی اسرائیل فکر میکرد ما نوبیم، ولی دید ما پرو پلیر (Pro Player) هستیم؟"
بهزاد:"دقیقاً! مرشایمر اعتراف کرده که اسرائیل وقتی دید زورش نمیرسه و ایران داره متحدتر و قویتر میشه، از ترسِ اینکه خودش نابود بشه، دست به دامن آمریکا شد که: 'توروخدا بیاین یه آتشبس بگیرید ما گیر افتادیم'. یعنی اونایی که دنبال فروپاشی ما بودن، خودشون به غلط کردن افتادن."
فرهاد: "جالبه... پس اتحاد، حتی دشمن رو مجبور میکنه اعتراف کنه که اشتباه کرده."
بهزاد: "آره. اون تیمی که امروز ما رو برد، شاید بازیشون خوب بود، ولی دلیل اصلی باخت ما این بود که ما با هم مچ نبودیم و اونا اینو فهمیدن. ولی ایران نشون داد که وقتی پای 'بقا' وسط باشه، هیچکس نمیتونه بین اجزاش فاصله بندازه."
سهراب: "خب نتیجه اخلاقی اینکه: دفعه بعد مثل ایران باشیم، نه مثل تیمِ امروز! و اینکه... بهزاد، این مرشایمر نگفته کی شام میده؟"
فرهاد: "پاشو جمع کن خودتو شکمو! ولی بهزاد، دمت گرم. این دفعه بحثت چسبید. حس کردم ما نباختیم، فقط داشتیم تاکتیک حریف رو آنالیز میکردیم!"
،،،
امپراتوریها و ملتهای بزرگ هرگز با ضربات سختِ بیرونی فرو نمیریزند؛ سقوط واقعی زمانی رخ میدهد که پیوند درونیِ آحاد یک ملت در تندبادِ شبههها از هم بگسلد.»
✍🏻مهدوی
#داستان_سریالی
بقیه قسمت ها👉
تبیین خلاق✨
| تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡
https://eitaa.com/Tabyin_Creative
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 #فیلم | دفاع جانانه جوان مسلمان در دانشگاه آکسفورد در برابر آتئیست نامدار پیتر اتکینز
اسلام سبب عقب ماندگیمان شده؟!
اکثر تروریستها مسلماناند؟!
دانشمند مسلمان نداریم؟!
با زیرنویس فارسی
تبیین خلاق✨
| تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡
https://eitaa.com/Tabyin_Creative